شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۶۱۲۶) حکم نذر برای ساخت مسجد و کفاره در صورت عدم وفای به نذر

(۶۱۲۶) سوال: زنی بوده که از بیست و هفت سال قبل متأهل است و فرزندانی دارد و از میان این فرزندان دختری بوده که پس از دو سال از تولدش دچار بیماری به نام تب مدیترانه‌‌ای خانوادگی شد و همیشه نیازمند خون بود و پزشکان و ناظران بر بیماری او گفتند: او را رها نموده تا اینکه در اثر این بیماری بیمرد، لذا از حرف پزشکان ناراحت شده و به این سخن اهمیتی ندادم و بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توکل نمودم لذا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همراه من و او بود. بنابراین شروع به مراقبت از او نموده تا اینکه مدرسه‌‌ی ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه را الحمدلله با نمرات عالی به اتمام رساند. عملی را انجام دادیم که با موفقیت انجام شد. سؤال کننده می‌‌گوید: او و همسرش پولی ندارند و فرزندانِ دانشگاهی دارند و زمینی از پدر خود دارم لذا گفتم: اگر از این بیماری شفا یافت این زمین را به اوقاف یا جمعیه‌‌ی اسلامی هدیه داده تا اینکه بر آن مسجد جامعی را بسازند، لذا عمل به فضل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با موفقیت انجام شد اما شوهرم مخالف نمود و گفت: ما مالی نداریم که با آن زمین یا خانه‌‌ای را بخریم و فرزندان به این مال نیاز دارند و از علمای دینی در کشورم سؤال کردم و گفتند: بر تو واجب بوده ده مسکین غذا دهی یا لباس بپوشانی یا اینکه برای ساختن مسجد جامعی جدید وسایل ساختمانی را متحمل شوی. دختر دومم نیز دچار همین بیماری شد و پیوسته اموال زیادی را برای درمان آن پرداخت می‌‌کنم. شیخ بزرگوار! لطفا به سؤالم پاسخ دهید یا اینکه فتوای علمای کشورم را بگیرم؟

جواب:

شایسته نیست انسان هرگاه از عالمی که به او اعتماد دارد طلب فتوا نمود، از کسی دیگر سؤال کند بلکه اهل علم مقرر نموده هرگاه انسان از شخصی که به قول و فتوای او ملتزم بوده طلب فتوا نمود؛ جایز نیست از کسی دیگر طلب فتوا کند. بنابراین طلب فتوا از علمای کشورت و فتوا دادن آن‌‌ها به تو به آنچه در سؤال ذکر نمودی برای تو کافی بوده و نیازی به سؤال از کسی دیگر نیست، زیرا انسان مکلف نبوده که از تمام علمای مسلمانان سؤال کند بلکه بر او لازم بوده از کسی که به او اعتماد دارد سؤال کند و اگر از کسی که به او اعتماد دارد سؤال نمود به فتوای او اکتفا نماید و از کسی دیگر سؤال نکند. اگر فرض شود انسان در مشکلی افتاده و نزد او یک عالم بیشتر نیست، لذا ضرورتا از او سؤال کرد در حالی که در نفس خود می‌‌گوید: اگر عالمی مورد اطمینان‌‌تر از او پیدا نمودم از او سؤال می‌‌کنم در این صورت اشکالی ندارد پیرامون مشکلی که برای او پیش آمده بپرسد هر چند که از عالم کشور خود پیرامون آن سؤال نموده است. خلاصه‌‌ی جواب این بوده که می‌‌گویم: مادامی که از علمایی که نزد تو هستند سؤال نموده إن شاء الله کافی است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إنها متزوجة منذ سبعة وعشرين عاما، وإنها أنجبت من الأولاد، ومن ضمن هؤلاء الأولاد بنت ، وقد مرضت بعد سنتين من ولادتها بمرض يسمى حوض البحر الأبيض المتوسط، حيث كانت تحتاج دائما إلى دم، وقد قال الأطباء والمشرفون على تمريضها: اتركيها حتى تموت من المرض. فانزعجت من كلام الأطباء ولم أعِر هذا الكلام اهتماما، وتوكلت على الله، فكان معي ومعها، فصرت أرعاها وأهتم بها حتى أنهت الدراسة الابتدائية والمتوسطة والثانوية فالكلية وبتقدير ممتاز والحمد لله على ذلك، وقد أجرينا لها عملية تكللت بالنجاح تقول السائلة إنها هي وزوجها لا يملكان المال وعندهما أولاد في الجامعات وكان لي أرض من أبي فقلت ونذرت: إذا شفيت من العملية سوف أهب هذه الأرض للأوقاف أو للجمعية الإسلامية لكي يبنوا عليها مسجدًا جامعا، فنجحت العملية بفضل الله، ولكن زوجي عارض ذلك، قال: إننا لا نملك مالا نشتري به أرضًا أو بيتًا، والأولاد بحاجة إلى هذه الأرض، وسألت علماء الشريعة في بلدي فقالوا: عليك أن تطعمي عشرة مساكين أو تكسيهم أو تتحملي أشياء من مواد البناء الجامع جديد، وقد أصيبت ابنتي الثانية بنفس المرض، وما زلت أدفع أموالا كثيرة لعلاجها، نرجو منك فضيلة الشيخ الإجابة على ذلك أو آخذ بفتوى علماء بلدي مأجورين.

فأجاب رحمه الله تعالى: لا ينبغي للإنسان إذا استفتى عالما يثق به أن يسأل غيره، بل نص أهل العلم أن الإنسان إذا استفتى شخصًا ملتزما بقوله وبما يفتي به فإنه لا يحل له أن يستفتي غيره، وبناءً على ذلك فإن استفتاءك للعلماء الذين في بلدك وإفتاءهم إياك بما ذكرت في السؤال يمكنك أن تقتصري عليه وألا تسألي أحدًا بعد ذلك؛ لأن الإنسان لا يكلف أن يسأل كل عالم من علماء المسلمين، بل عليه أن يسأل من يثق به، وإذا سأل من يثق به فليقتصر على ما يُفتى به، ولا يسأل أحدا غيره، ولو فرض أن الإنسان وقع في مشكلة أو وقعت عليه مشكلة ولم يكن عنده إلا عالم فاستفتاه للضرورة، وهو في نفسه يقول: إنني إذا قدرت على عالم أوثق منه سألته فلا بأس حينئذ أن يسأل عن هذا الأمر الذي وقع فيه الإشكال، ولو كان قد سأل عنه العالم الذي في بلده، وخلاصة الجواب أني أقول: ما دمت قد سألتِ العلماء الذين عندك ففيهم إن شاء الله تعالى كفاية.

مطالب مرتبط:

(۶۱۳۶) حکم ساقط شدن نذر به علت بالا رفتن سن

اگر به خاطر بالا رفتن سن ناتوان شد همان‌‌طور که سؤال کرده آنچه آشکار بوده این است که بر او مانند شخصی که از روزه گرفتن در ماه رمضان ناتوان بوده واجب است به این معنا که در مقابل هر روز مسکینی را غذا می‌‌دهد....

ادامه مطلب …

(۶۱۲۹) حکم تأخیر در وفای به نذر

بله، در چنین حالتی اشکالی ندارد قبل از وفای به نذر در صورتی که وفا نمودن به آن بعد از حج میسر بوده و قبل از آن امکان ندارد، حج را ادا کنی به خاطر خاطر اینکه نذر به کشور خودت بر می‌‌گردد و تو الان در کشور دیگری هستی و نمی‌‌توانی قبل از فرا رسیدن موسم حج بروی....

ادامه مطلب …

(۶۱۲۳) پاداش روزه‌ی نذری و تأثیر نیت در قبولی آن

بله، بر وفای به نذر خود پاداش دارد اما بر نذر خود پاداش ندارد، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نذر نمودن نهی نموده....

ادامه مطلب …

(۶۱۵۴) حکم نذر روزه و روزهای مخصوص مانند عرفه و عاشورا

اگر نذر در این روزها مشخص است جایز نیست آن را به عنوان سنت بگیرد...

ادامه مطلب …

(۶۱۶۸) حکم نذر در صورت بازگشت بیماری و فوت نذرکننده

اگر خوب شدن به این معنا بوده که بیماری او کمتر شده ولی علایم بیماری بر او بوده؛ چیزی بر وی واجب نیست، زیرا حقیقت امر این است که پدر او از بیماری شفا نیافته در حالی که نذر او این بوده که اگر پدر او شفا یافت (شتر را ذبح کند).....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۳) حکم نذر نماز و روزه و ترک نماز به دلیل تحصیل در مدرسه مختلط

انسان بر انجام عبادت قسم یاد کند نهی نموده است بلکه انسان از روی طاعت به نیکی با فرمانبرداری و تسلیم کامل بدون قسم و نذر از پروردگاش اطاعت کند.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه