سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۶۱۳۵) حکم نذر روزه از سوی مادر و امکان معافیت از آن

(۶۱۳۵) سوال: به شما خبر می‌‌دهم که دچار یک سختی یا آنچه آن را مصیبتی که منجر به خود کشی می‌‌شود می‌‌نامند شده‌‌ام و این مصیبت در سال هزار و نهصد و هفتاد و شش رخ داد. مادرم بسیار بر من از کشته شدن می‌‌ترسید و نزد مادرم هیچ چیزی برای حل مشکلم وجود نداشت. از شدت ترس بر گردن خود روزه گرفتن یک ماه در هر سال غیر از ماه رمضان قرار داد و این از سال هفتاد و شش تا الان ادامه دارد. من -الحمدلله- از این سختی به سلامتی نجات یافتم در حالی که عمر مادرم بیش از چهل سال است و تا الان هر سال دو ماه روزه می‌‌گیرد؛ یک ماه رمضان که فرض بوده و دوم به خاطر قسمی که از جانب من بر گردن او است. آیا راه حلی وجود دارد که او را از روزه گرفتن یک ماه معاف نماید؟

جواب:

قبل از جواب به این سؤال دوست دارم به برادران شنونده بگویم که نذر مکروه بوده بلکه نزد بسیاری از اهل علم حرام است، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده است[۱]. همچنین زیرا انسان خود را به چیزی که الله او را به آن ملزم نکرده ملزم می‌‌کند همچنین چه بسا انسان نتواند به خاطر عذر حقیقی شرعی یا از روی سهل انگاری به آن وفا کند، لذا خطر بزرگی او را تهدید می‌‌کند. همان‌‌طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ}[التوبة: ۷۵-۷۷]: (برخی از آنها با الله (عهد و) پیمان بستند که اگر (الله) از فضل خود (نصیبی) به ما دهد قطعاً صدقه (و زکات) خواهیم داد واز نیکوکاران خواهیم بود * پس چون (الله) از فضل خود به آنها (نصیبی) بخشید)  آنچه این دو امر یعنی صدقه و صلاح را بر آن معلق نموده برای آنها حاصل گشت: {فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ}: (پس چون (الله) از فضل خود به آنها (نصیبی) بخشید به آن بخل ورزیدند) یعنی صدقه ندادند {وَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ}: (واعراض کنان روی گرداندند (و سر پیچی کردند))  و از نیکوکاران نشدند. نتیجه و عقوبت آن شد که: {فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}: (پس (این عمل) نفاق را تا روزی که او (الله) را ملاقات کنند در دل‌‌هایشان بر قرار ساخت و به (سبب) آنچه که با الله وعده کرده بودند خلاف نمودند (وعهد شکنی کردند) وبه (سبب) آنکه دروغ می‌گفتند) و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد نذر می‌‌فرماید: «إنه لا يأتي بخير، وإنما يستخرج به من البخيل»[۲]: (خیری نمی‌‌آورد و بخیل است که نذر می‌‌کند) بخیل به نسبت جسمش در صورتی که نذر او عملی جسمی مانند نماز و روزه باشد یا بخیل به نسبت مالش در صورتی که نذر مالی باشد مانند صدقه و شبیه آن. در هر حال رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده خیری نمی‌‌آورد و آنچه خیری نمی‌‌آورد، خیری در آن نیست؛ به همین دلیل برادران خود را از اینکه هنگام سختی به نذر پناه آورند نهی می‌‌کنم. بلکه آنچه برای مسلمان مطلوب بوده این است که هنگام سختی‌‌ها به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه آورده و طلب گشایش و از بین رفتن سختی کند و یقین داشته باشد همان‌‌طور که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده یاری، همراه صبر؛ گشایش، همراه سختی و آسانی، همراه سختی است[۳].

هرگاه انسان هنگام سختی نذر کند و آن سختی از او برداشته شود به این معنا نیست که سبب برطرف شدن آن نذر بوده؛ سختی همواره با نذر وجود دارد، زیرا ما نمی‌‌دانیم که نذر سبب برطرف شدن سختی است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شخص را امتحان می‌‌کند و این سختی را هنگامی که نذر نموده از او برطرف می‌‌کند نه به سبب نذر و چنین چیزی حتی برای آزمایش قبر پرستان که قبر را عبادت می‌‌کنند و صاحب قبر را فرا می‌‌خوانند حاصل می‌‌شود، چه بسا مطلوب آنها مستقیم بعد از فراخواندن صاحب قبر بلافاصله حاصل شود برای اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنها را بیازماید و ما می‌‌دانیم که آنچه برای آنها حاصل شده از جانب صاحب قبر نیست اما هنگام فراخواندن او حاصل شده و به سبب دعا و طلب از آنها حاصل نشده است.

در هر حال بعد از این مقدمه به پاسخ به سؤال بر می‌‌گردیم؛ مادر او که در گردن خود قرار داده و آنچه آشکار بوده آن را با صیغه‌‌ی نذر گفته یعنی نذر نموده برای از بین رفتن این سختی هر سال یک ماه روزه بگیرد. می‌‌گوییم: بر او واجب بوده به نذر خود وفا کند، زیرا روزه عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «من نذر أن یطیع الله فلیطعه»[۴]: (كسي که نذر نمود از الله اطاعت کند، از الله اطاعت کند) لذا برای مسلمان واجب بوده هنگامی که نذر عبادت نمود چه آن نذر معلق به شرط باشد مانند این نذر و چه نباشد واجب است در صورتی که آن نذر عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد به آن وفا کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌خواهیم او را بر آنچه بر خود الزام نموده یاری نماید.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] امام احمد (۱/۳۰۷، شماره­ی ۲۸۰۴)

[۴] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أخبر سماحتكم بأنه وقعت نفسي في إحدى الشدائد أو ما يسمونها محنة تؤدي إلى قتل النفس، وهذه المحنة وقعت فيها عام ستة وسبعين وتسعمائة وألف لقد خافت والدتي خوفا شديدًا على نفسي من القتل، ويومها ليس لدى والدتي أي سلطة أو وسيلة لحل مشكلتي، فمن شدة خوفها علي جعلت في ذمتها صيام شهر غیر شهر رمضان من كل سنة، وذلك من عام ستة وسبعين وهي تتابع صيامها حتى الآن، وأنا والحمد لله رب العالمين قد نجيت من هذه الشدة بسلام، ووالدتي قد تجاوز عمرها الأربعين سنة، وهي إلى الآن تصوم شهرين سنويًّا منهما شهر رمضان المبارك، هذا فرض والثاني اليمين الذي في ذمتها من طرفي، فهل هناك ما يعفيها من صيام هذا الشهر؟

فأجاب رحمه الله تعالى: قبل أن نجيب على هذا السؤال نحب أن نبين لإخواننا المستمعين أن النذر مكروه، بل إنه مُحرَّم عند كثير من أهل العلم؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم نهى عنه، ولأن الإنسان يُلْزِمُ نفسه بما لم يُلْزِمه الله به، ولأن الإنسان ربما لا يستطيع أن يفي بهذا النذر لعذر حقيقي شرعي، أو للتهاون، فيكون في ذلك خطر عظيمٌ عليه؛ كما في قوله تعالى: ﴿وَمِنْهُم مَّنْ عَهَدَ اللَّهَ لَبِنْ وَاتَنَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّلِحِينَ * فَلَمَّا ءاتَهُم مِّن فضلِهِ﴾ [التوبة: ٧٥-٧٦]، وحصل لهم ما علقوا هذين الأمرين؛ الصدقة والصلاح، ﴿فَلَمَّا ءاتَهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ﴾ [التوبة: ٧٦]، يعني فلم يتصدقوا ﴿وَتَوَلَّوا وَهُم مُّعْرِضُونَ﴾ [التوبة: ٧٦]، فلم يكونوا من الصالحين النتيجة والعقوبة، ﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقَا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ﴾ [التوبة: ٧٧]، وقد قال رسول الله صلى الله عليه وسلم في النذر: «إِنَّهُ لا يَأْتِي بِخَيْرِ، وإنما يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»، البخيل ببدنه إذا كان النذر عملا بدنيا كصلاة وصوم، أو البخيل بماله فيما إذا كان النذر ماليا كالصدقة وشبهها، وعلى كل حال أخبر النبي صلى الله عليه وسلم أن النذر لا يأتي بخير، وما لا يأتي بخير فليس فيه خير، ولهذا ننهى إخواننا أن يلجئوا عند الشدائد إلى النذور، وإنما المطلوب من المسلم أن يلجأ عند الشدائد إلى الله سبحانه وتعالى، ويسأله الفرج وإزالة الشدة، ويعلم علما يقينيًا أنه كما ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أن النصر مع الصبر، وأن الفرج مع الكرب، وأن مع العسر يسرا.

والإنسان إذا نذر عند الشدة وأزيلت الشدة عنه فليس معنى ذلك أن سبب إزالتها هو النذر، فالشدة لم تزل بالنذر؛ لأننا لا نعلم أن النذر سبب لإزالة الشدة، وإنما ابتلى الله سبحانه وتعالى المرء فأزال هذه الشدة عند النذر لا بالنذر ، وهذا كما يحصل حتى في فتنة عبّاد القبور الذين يعبدون القبر ويدعون صاحب القبر، فربما يحصل مطلوبهم بعد دعاء صاحب القبر مباشرة ليختبرهم الله بذلك ويبتليهم، وإننا نعلم أن ما حصل لهم من المطلوب ليس من صاحب القبر ولكنه حصل عند دعائهم إياه، وليس بدعائهم إياه.

على كل حال بعد هذه المقدمة نرجع إلى الجواب عن هذا السؤال، فأمه التي جعلت في ذمتها، والذي يظهر أنها جعلت ذلك بصيغة النذر بأن نذرت أن تصوم في كل سنة شهرًا لإزالة هذه الشدة، فإننا نقول لها: يجب عليها أن تفي بنذرها؛ لأن الصوم طاعة الله سبحانه وتعالى، وقد قال النبي صلى الله عليه وسلم: «مَن نَذَرَ أنْ يُطِيعَ اللَّهَ فَلْيُطِعْهُ»، فيجب على المسلم إذا نذر طاعةً، سواء كان نذرا معلقا على شرط كهذا النذر ، أو غير معلَّق يجب عليه، أنْ يَفي بنذره إذا كان طاعة الله عز وجل، ونسأل الله أن يعينها على ما ألزمت به نفسها.

مطالب مرتبط:

(۶۱۴۱) حکم نذر روزه در صورت بازگشت بیماری

اگر کامل شفا نیافته اما بیماری او کاهش یافته بر او واجب نیست به نذر خود وفا کند، زیرا شرط او محقق نشده است و زمانی که شرطش محقق نشود آنچه شرط بسته (نذر نموده) محقق نمی‌‌شود.....

ادامه مطلب …

(۶۱۵۷) حکم وفای به نذر با خرید حیوان جدید با مبلغ فروش نذر شده

این گوسفندی را که نذر نمودی برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذبح کنی؛ اگر نذر تو نذر عبادت بوده بر تو واجب است به آن وفا کنی و این گوسفند را برای نذر مشخص نمودی و فروختن آن بعد از این اشتباه و حرام است ...

ادامه مطلب …

(۶۱۴۲) خواهرم نذر نموده روز جمعه روزه بگیرد؛ آیا جایز است به نذر خود وفا کند؟

وز جمعه را روزه گرفته و روز شنبه را به آن اضافه می‌‌کنی یا اینکه همراه آن پنجشنبه را روزه می‌‌گیری؛ این‌‌گونه وفای او به نذرش بدون مکروه بودن است....

ادامه مطلب …

(۶۱۵۰) حکم تأخیر در وفای به نذر روزه و لزوم قضای آن

گفته‌‌اش: از الله خواستم؛ احتمال دارد به این معنا باشد که نذر نموده روز دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرد و احتمال دارد از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواسته یعنی از او خواسته  بر این کار او را یاری کند. اگر دومی باشد یعنی از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواسته او را بر این کار یاری کند، چیزی بر او او نیست....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۸) حکم عدم وفای به نذر روزه

اگر از روی کوتاهی آن را به تأخیر انداخته، به جای او روزه گرفته می‌‌شود و اگر بدون کوتاهی آن را به تأخیر انداخته مانند اینکه هنگامی که نذر بر او واجب شده شروع نموده سپس قبل از اتمام آن فوت کرده به جای او قضا نمی‌‌شود و کفاره داده نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۱۵۴) حکم نذر روزه و روزهای مخصوص مانند عرفه و عاشورا

اگر نذر در این روزها مشخص است جایز نیست آن را به عنوان سنت بگیرد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه