پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۶۰۷۱) حکم طلاق در صورت عدم اطلاع همسر

(۶۰۷۱) سوال: در عربستان سعودی قسم به طلاق یاد نموده در حالی که همسرم در سودان بود و از قسم من اطلاعی نداشت. بر عدم انجام کاری قسم به طلاق یاد نمودم اما فراموش کرده و آن کار را انجام دادم؛ آیا طلاق همسرم واقع می‌‌شود؟ باتوجه به اینکه این قسم هشت ماه قبل بوده و تا الان از آن مطلع نیست. در حالتی که طلاق واقع می‌‌گردد، آیا زمان تلفظ به آن معتبر است یا زمانی که از آن مطلع شود، زیرا همان‌‌طور که گفتم هشت ماه گذشته و اطلاعی ندارد. اگر از تاریخ تلفظ به آن واقع می‌‌شود، به این معنا است که از عده خارج شده است؛ بازگرداندن او چگونه است؟ لطفا پاسخ دهید.

جواب:

به طلاق قسم یاد نمودی که کاری را انجام ندهی سپس فراموش کردی و آن کار را انجام دادی؛ این خلاصه‌‌ی سؤال است و ذکر نمودی که همسرت از این قضیه مطلع نیست. از شرط قسم یا وقوع طلاق، این نیست که همسر مطلع باشد اما آنچه از حال خود ذکر نمودی که از روی فراموشی خلاف قسم خود انجام دادی چیزی بر تو نیست؛ نه کفاره‌‌ی قسم و نه طلاق همسرت، زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ   می‌‌فرماید: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}[البقرة: ۲۸۶]: (پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن) الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: آن را انجام دادم[۱]. بنابراین می‌‌گوییم: طلاق همسرت واقع نمی‌‌شود و کفاره‌‌ی قسم بر تو واجب نیست، زیرا از روی فراموشی خلاف قسم خود انجام دادی و اگر آنچه بر آن قسم یاد نمودی از اعمال خوب است، تو را توصیه نموده که آن را انجام دهی و کفاره‌‌ی قسم دهی یعنی ده مسکین غذا یا لباس دهی و در صورتی که نیافتی سه روز پی در پی روزه بگیری.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل سوداني مقيم بالمملكة: وقع مني حلف بالطلاق في المملكة وزوجتي في السودان وليس لها علم بحلفي هذا؛ فقد حلفت على شيء بالطلاق ألا أفعله، وقد نسيت وفعلته، فهل زوجتي طالق ؟ علما أن الحَلِف قبل ثمانية أشهر من الآن، وحتى الآن هي لا تعلم بذلك، وفي حالة وقوع الطلاق هل يُعتبر من حين التلفظ به أم من وقت علمها به، فكما أسلفت مضى عليه ثمانية أشهر ولم تعلم إلى الآن، فإذا كان يقع من تاريخ التلفظ به فمعنى هذا أنها خرجت من العدة، فكيف السبيل إلى استرجاعها؟ أفيدوني حفظكم الله.

فأجاب – رحمه الله تعالى-: حلفت بالطلاق على ألا تفعل شيئًا ثم نسيت ففعلته، هذا خلاصة السؤال، إلا أنك ذكرت أن زوجتك لم تعلم بهذا، فالزوجة ليس من شرط صحة اليمين أو وقوع الطلاق أن تعلم به، ولكن ما ذكرته من حالك حيث فعلت ما حلفت عليه ناسيا فإنه لا شيء عليك؛ لا كَفَّارة يمين ولا طلاق زوجة؛ لأن الله تعالى يقول: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأنَا﴾ [البقرة: ٢٨٦]، قال الله تعالى: «قد فعلتُ». فعلى هذا نقول: الزوجة باقية معك، ولم تطلق، وليس عليك كَفَّارة يمين؛ لأنك فعلت ما خلفت عليه ناسيا، وإذا كان هذا الذي حلفت عليه من أعمال الخير فإننا ننصحك بأن تفعله وتكفر عن يمينك بإطعام عشرة مساكين أو كسوتهم، فإن لم تجد فصيام ثلاثة أيام متتابعة.

مطالب مرتبط:

(۶۰۶۱) حکم شکستن قسم و کفاره آن در صورت ضرورت سفر

می‌‌گوییم: مسافرت نموده و کفاره‌‌ی قسم دهد....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۰) حکم طلاق در حالت خشم و بازگشت به همسر پس از طلاق

می‌‌گوییم: آیا قصدت این بوده که همسرت در صورتی که مخالفتی رخ دهد به طلاق است یا اینکه چنین قصدی نداشتی و قصدت فقط تهدید و منع او بوده است؟ اگر نیت تو اولی بوده پس طلاق واقع می‌‌شود و اگر نیت تو دومی بوده و قصد تو تهدید و منع او بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۶) حکم دعا در حالت عصبانیت

حکم آن، حکم قسم است. به این معنا که اگر برگشتی و از او درخواست نمودی بر تو کفاره‌‌ی قسم واجب است....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۳) کفاره‌ی قسم‌های متعدد و نحوه‌ی ادای آن

در این مسئله بین علما اختلاف است؛ آیا با چند قسم، چند کفاره لازم بوده یا اینکه یک کفاره کافی است؟ برخی از علما می‌‌گویند: قسم‌‌ها هر چقدر هم زیاد باشد یک کفاره برای آن کافی است....

ادامه مطلب …

(۶۰۳۳) حکم شرعی قسم دروغ برای فرار از بدهکاری

دروغ حرام بوده و کوچک شمردن قسم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر آن بزرگ است. به همین دلیل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر کسی که قسم گیر می‌‌شود، کفاره واجب نموده....

ادامه مطلب …

(۶۰۴۵) حکم قسم خوردن در شرایط ترس از مرگ

هرگاه انسان بر قسم یاد نمودن بر چیزی مجبور باشد و کسی که او را وادار نموده بر اجرای تهدیدش قادر باشد، برای او جایز است بر آن چیز قسم یاد کند ولی بهتر از آن این است که در قسمش تأویل کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه