دوشنبه 15 ذیحجه 1447
۱۱ خرداد ۱۴۰۵
1 ژوئن 2026

(۶۰۵۴) حکم ملزم کردن مهمان به وجه الله در پذیرایی

(۶۰۵۴) سوال: برخی از مردم مهمان را به وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، ملزم می‌‌کنند. مانند: به وجه الله باید واجب تو را ادا کنم و … حکم شریعت از دیدگاه شما در این قضیه چیست؟

جواب:

آنچه برای انسان در تعامل با برادرانش شایسته بوده این است که آنان را به خاطر تکریم آنها در حرج نیندازد. در حقیقت اکرام شخص این است که امر را بر وی آسان نموده و به او مهلت دهی و امر را با اجبار نمودن بر او سخت نکنی، زیرا زیاده‌‌روی در تکریم توهین است. چقدر انسان وجود دارد که بر انجام یا ترک امری الزام شده و در حرج افتاده است و چه بسا با موافقت دوست خود که او را ملزم نموده، ضرر نموده است. به همین دلیل شایسته نیست انسان برادر خود را در حرج بیندازد و چنین اموری انسان را در حرج می‌‌اندازد بلکه به او تعارف نموده اگر موافقت نمود که موافقت نمود ولی اگر موافقت نکرد، او به حال خود آگاه‌‌تر است. اهل علم رَحِمَهُمُ‌الله ذکر نموده کسی که به شخص هدیه می‌‌دهد، اگر هدیه دادن وی از روی حیا و خجالت است نه از روی شخصیت و اختیار، بر او حرام است هدیه را قبول کند. همچنین این مردی که دوست خود را ملزم می‌‌کند چه بسا با در حرج انداختن برادرش، گناهکار شود و بدتر از این چیزی است که برخی از مردم برای اجبار نمودن به طلاق قسم یاد می‌‌کنند و می‌‌گویند: اگر این کار را انجام دادی یا انجام ندادی، بر من طلاق لازم است یا شبیه آن. در این صورت هم خود و هم دیگری را در حرج انداخته و چه بسا دوستش موافت نکند، لذا کسی که به طلاق دادن قسم یاد نموده، در حرج می‌‌افتد. چه بسا به آنچه جمهور اهل علم به آن فتوا داده که همسرش در صورتی که خلاف شرط انجام شود، طلاقش واقع می‌‌شود، فتوا داده شود. چه بسا این طلاق آخرین طلاق از سه طلاق باشد و به وسیله‌‌ی این، زن جدا می‌‌شود. مهم که آنچه برادران خود را به آن نصیحت می‌‌نمایم، این است که بر دیگران سخت نگیرند و آنها را در حرج نیندازند بلکه برای تکریم آنها تعارف نمایند؛ اگر موافت نمودند پس موافقت نمودند و در غیر این صورت مجال را برای شخص باز نمایند. اما به نسبت سؤال به وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بزرگ‌‌تر از این است که انسان با آن چیزی از دنیا را بخواهد و طلبش با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را وسیله‌‌ای برای رسیدن به هدف خود از این شخص قرار دهد. بنابراین هیچ کس این‌‌گونه درخواست خود را مطرح نکند یعنی نگوید: به وجه الله بر تو واجب است یا از تو با وجه الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم طلب می‌‌کنم و شبیه آن.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: بعض الناس يُلْزِمُون الضيف بوجه الله، مثل: عليك وجه الله أن تأخذ واجبك عندي، إلى غير ذلك، ما حكم الشرع في نظر کم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الذي ينبغي للإنسان في معاملته لإخوانه ألا يحرجهم فيما يريد أن يكرمهم به، فإن إكرام المرء حقيقة أن تيسر له الأمر وأن تمهله، وألا تثقل عليه بالإلزام والمبالغة في الإكرام إهانة، وكم من إنسان حصل أنه ألزم على الشيء يفعله أو يدعه فيقع في حرج، وربما تضرر بموافقة صاحبه الذي ألزمه، ولهذا لا ينبغي للإنسان أن يحرج أخاه فيوقعه في الحرج في مثل هذه الأمور، بل يعرض عليه الأمر عرضًا، فإن وافق فذاك، وإن لم يوافق فهو أدرى بنفسه وأعلم، وقد ذكر أهل العلم – رحمهم الله – أن الرجل إذا علم أن المهدي أو الواهب له قد أهداه أو وهبه شيئًا حياء وخجلا لا مروءة وطوعًا فإنه يحرم عليه قبول هديته، فكذلك هذا الرجل الذي ألزم صاحبه قد يكون آتما بإحراج أخيه، وشر من ذلك ما يقع من بعض الناس بطريقة الإلزام حيث يحلف بالطلاق فيقول: عليَّ الطلاق أن تفعل كذا أو ألا تفعل كذا أو ما أشبه ذلك، وحينئذ يقع في حرج في نفسه وإحراج لغيره، فقد يمتنع صاحبه عن موافقته فيقع هذا الذي حلف بالطلاق في حرج، وربما يفتى بما عليه جمهور أهل العلم من أن زوجته تطلق إذا تخلف الشرط، وربما تكون هذه الطلقة هي آخر ثلاث تطليقات، فتبين بها المرأة، والمهم أن الذي أنصح به أخواني المسلمين ألا يشقوا على غيرهم ويوقعوهم في الحرج، بل يعرضون الإكرام عرضًا، فإن وافقوا فذاك وإن لا فليدع الإنسان في سعة، أما بالنسبة للسؤال بوجه الله -عز وجل- فإن وجه الله تعالى أعظم من أن يسأل به الإنسان شيئًا من الدنيا ويجعل سؤاله بوجه الله -عز وجل- وسيلة يتوسل بها إلى حصول مقصوده من هذا الرجل الذي توسل إليه بذلك، فلا يقدمن أحد على مثل هذا السؤال أي لا يقول: وجه الله عليك، أو أسألك بوجه الله، أو ما أشبه ذلك.

مطالب مرتبط:

(۶۰۷۴) حکم نقض قسم به قرآن

کفاره‌‌ی قسم بر او واجب است و اگر کفاره‌‌ای که پرداخت نموده به اندازه‌‌ی کفاره‌‌ی قسم بوده یعنی ده مسکین را غذا داده، دیگر چیزی بر او لازم نیست....

ادامه مطلب …

(۶۰۹۴) کفاره شکستن قسم و ورود مجدد به خانه برادر

بهتر است که وارد خانه‌‌ی برادر خودت شوی و کفاره‌‌ی قسم دهی...

ادامه مطلب …

(۶۰۶۶) حکم طلاق و نفقه در صورت قسم به ازای پرداخت بدهی

این سؤال کننده و دیگران را نصیحت نموده که در گفتن طلاق سهل‌‌انگاری نکنند و در قسم‌‌های خود به چنین چیزی عادت نکنند، زیرا این مسئله خطرناک بوده و بسیاری از اهل علم اگر بیشتر آن‌‌ها نباشد نظرشان بر این است که قسم یاد نمودن به طلاق، در هر صورت طلاق است.....

ادامه مطلب …

(۶۰۵۰) حکم تغییر نظر پس از قسم

فقط کفاره‌‌ی قسم بر او لازم است که عبارت از سه چیز است: غذا دادن یا لباس پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن برده و در صورتی که نیافت گزینه‌‌ی چهارمی وجود دارد که روزه گرفتن سه روز پی در پی است....

ادامه مطلب …

(۶۰۴۴) حکم قسم دروغ برای اصلاح بین مردم

قسم یاد نمودن بر آن در حالی که می‌‌داند دروغ است؛ من در این مسئله توقف می‌‌کنم. مگر اینکه قصدش توریه باشد، در این صورت قسمش بر آنچه می‌‌خواهد جایز است....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۹) حکم قسم دروغ در کودکی و کفاره آن

اگر بعد از بلوغش این قسم از او صادر شده، گناهکار است و باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و کفاره‌‌ای ندارد؛ زیرا کفاره فقط در قسم‌‌هایی است که به آنچه در آینده باشد، بر می‌‌گردد اما در آنچه به گذشته مربوط باشد، کفاره وجود ندارد ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه