دوشنبه 22 ذیحجه 1447
۱۸ خرداد ۱۴۰۵
8 ژوئن 2026

(۶۰۵۲) حکم قسم در نوشتن حقوق کارگران

(۶۰۵۲) سوال: روزی حساب و مزد کارگران پدرم را می‌‌نوشتم. آنگاه بین دو کارگر و پدرم سوء تفاهمی در قسمتی از حقوق رخ داد و به خاطر برخی از شبهاتی که در نوشتن آشکار شد، به الله قسم یاد نمودم که ننویسم سپس بعد از آن برای افرادی غیر از این دو نفر نوشتم، حکم این قسم چیست؟ با توجه به اینکه فقط بدین سبب قسم یاد نمودم و برای این دو نفر چیزی ننوشتم؟ الله شما را توفیق دهد.

جواب:

می‌‌گوییم: هرگاه انسان قسم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با مشیئت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همراه سازد در صورتی که خلاف قسم خود نمود، چیزی بر او نیست. مانند اینکه بگوید: به الله قسم إن شاء الله این کار را انجام نمی‌‌دهم سپس آن کار را انجام داد یا گفت: به الله قسم إن شاء الله این کار را انجام می‌‌دهم سپس آن کار را انجام نداد، چیزی بر او نیست، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «من حلف علی یمین فقال: إن شاء الله لم یحنث»[۱]: (کسی که قسم یاد نمود سپس گفت: إن شاء الله؛ قسم گیر نمی‌‌شود) اما اگر إن شاء الله نگفت و قسمی به نسبت آینده یاد نمود که کاری را انجام می‌‌دهد یا نمی‌‌دهد سپس آن کار را انجام داد، اگر نیت داشته، بر حسب نیت او است یا اگر دارای سبب بوده، حکم به سبب بر می‌‌گردد و در غیر این صورت دلالت لفظ اعتبار دارد. بنابراین اگر قسم این برادر را بر قواعد پیاده کنیم می‌‌گوییم: هنگامی که قسم یاد نموده که ننویسد، اگر نیت او این بوده فقط برای این دو نفر ننویسد، هرگاه برای غیر از این دو نفر نوشت با توجه به قصدش، چیزی بر او نیست و اگر نیت او این بوده که اصلا ننویسد تا اینکه چنین مشکلاتی پیش نیاید، برای هیچ کدام ننویسد در صورتی که نوشت بر او کفاره واجب می‌‌شود. کفاره‌‌ی قسم چهار چیز است. در سه تا از آنها اختیار دارد و یکی از آنها به صورت ترتیبی است: آزاد کردن برده یا غذا دادن یا لباس پوشاندن ده مسکین، این سه مورد اختیاری است یعنی اگر یکی را انجام داد کفایت است و در صورتی که نیافت، سه روز پی در پی روزه بگیرد. غذا دادن مساکین به دو صورت است: به آنها نهار یا شام می‌‌دهد به این معنا که ده فقیر را به نهار دعوت نموده و از آن می‌‌خورند و سیر می‌‌شوند که او را از کفاره کفایت می‌‌کند یا به آنها غذا می‌‌دهد، در این صورت به آنها برنج می‌‌دهد، در اینجا به نسبت کشور خود صحبت می‌‌کنم؛ زیرا متوسط آنچه امروزه به خانواده از غذا می‌‌دهیم برنج است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌‌‌فرماید: {إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ}[المائدة: ۸۹]: (پس کفاره‌‌ی آن اطعام ده مسکین است از غذاهای متوسطی که به خانواده‌‌ی خود می‌خورانید} و مقدار آن به صاع نبوی دو کیلو و چهل گرم است. این صاع نبوی را به چهار نفر می‌‌دهد سپس یک صاع دیگر به چهار نفر سپس نصف صاع را به دو نفر می‌‌دهد. در اینجا خوب است که به همراه برنج به آنها چیزی مانند گوشت دهیم تا اینکه غذای آنان کامل شود. اگر کسی گفت: آیا این کیلوها را بر یک نفر یک نفر توزیع کنم؟ می‌‌گوییم: خیر، لازم نیست. مهم این است که ده نفر باشند، هر چند که در یک خانه باشند، زیرا مقصود ده نفر بوده و تفاوتی ندارد در یک خانه یا جدا باشند. برخی از مردم عوام تصور می‌‌کنند کفاره‌‌ی قسم سه روز روزه است در حالی که این‌‌گونه نیست، زیرا سه روز روزه گرفتن جایز نیست مگر زمانی که نمی‌‌تواند ده مسکین را غذا داده یا لباس بپوشاند یا اینکه برده آزاد کند.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل:كنت أكتب يوما لأبي حساب وأجور العمال، وحصل بين اثنين من العمال وأبي سوء تفاهم في بعض الحقوق، وحلفت بالله ألا أكتب لظهور بعض الشبهات من الكتابة، ثم بعد ذلك كتبتُ لغير هذين الاثنين، فما الحكم في هذه اليمين؟ علما بأنني لم أحلف إلا لهذا السبب المذكور، ولم أكتب لهذين الشخصين شيئًا؟ وفقكم الله.

فأجاب – رحمه الله تعالى -: نقول: أولا الخلف بالله -تبارك وتعالى- إذا قرنه إنسان بمشيئة الله فإنه ليس عليه شيء إذا خالف ما حلف عليه، مثل أن يقول: والله إن شاء الله لا أفعل كذا، ثم فعله، أو قال: والله إن شاء لَأَفْعَلَنَّ كذا، ولم يفعله، فلا شيء عليه؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «مَن حَلَفَ على يمين فقالَ: إِنْ شَاءَ اللهُ لَمْ يَحْنَتْ»، أما إذا لم يقل: إن شاء الله وحلف على يمين في أمر مستقبل ليفعلنه أو لا يفعلنه ففعله فإن كان له نية فعلى حسب نيته، أو كان له سبب أحيل الحكم على السبب، وإلا اعتبر دلالة اللفظ، فيمين الأخ الآن إذا نزلناه على هذه القواعد نقول: إنه لما حلف ألا يكتب إن كان نيته ألا يكتب لهذين الاثنين فقط فإنه إذا كتب لغيرهما فليس عليه شيء؛ اعتمادًا على النية، وإن كان نيته ألا يكتب مطلقا لئلا تقع هذه المشاكل فإنه لا يكتب لهما ولا لغيرهما، فإن كتب وجب عليه كَفَّارة يمين وكَفَّارة اليمين أربعة أمور؛ ثلاثة منها على التخيير وواحد على الترتيب؛ عتق رقبة أو إطعام عشرة مساكين أو كسوتهم، هذه الثلاثة على التخيير أي واحدٍ فعل أجزأ، فإن لم يجد فإنه يصوم ثلاثة أيام متتابعة، وإطعام المساكين يكون على وجهين؛ يغديهم أو يعشيهم، بمعنى أن يدعو عشرة فقراء إلى الغداء فيأكلوا ويشبعوا، فتجزئه عن الكفَّارة أو الأمر الثاني أن يملكهم الطعام، فإذا ملكهم الطعام فإنه يعطيهم من الرز، وأتكلم هنا بالنسبة لبلادنا؛ لأن أوسط ما نطعم أهلينا من الطعام الآن هو الرز، وقد قال الله تعالى: ﴿إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أهليكم﴾ [المائدة: ۸۹]، ومقداره بالصاع النبوي كيلوان وأربعون غراما، هذا الصاع النبوي يعطى لأربعة، ثم صاع آخر لأربعة، ثم نصف صاع لاثنين، ويحسن هنا إذا أعطاهم أن يجعل مع الرُّز شيئًا يكون طعما له من لحم أو غيره؛ ليتم بذلك الإطعام، فإذا قال قائل: هل أوزع هذه الكيلوات على واحد واحد نقول: لا، ليس بلازم، المهم أن يكونوا عشرة، ولو كانوا في بيت واحد؛ لأن المقصود عشرة أنفس، سواء كانوا في بيت واحد أو متفرقين. ويظن بعض العامة أن كَفَّارة اليمين صيام ثلاثة أيام، وليس الأمر كذلك؛ لأن صيام الأيام الثلاثة لا يجوز، إلا إذا كان لا يستطيع أن يطعم عشرة مساكين أو يكسوهم أو يُعتق رقبة.

مطالب مرتبط:

(۶۰۶۷) حکم بازگشت به زندگی مشترک پس از قسم به طلاق

اگر قصدش این بوده در صورتی که این کار را انجام دهد به طلاق است و از او و از ماندن با او بدش می‌‌آید؛ با انجام این کار به طلاق است. اما اگر قصدش هشدار و ترساندن بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۸) چگونگی پرداخت کفاره قسم به مساکین

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در کفاره‌‌ی قسم یکی از این سه چیز را واجب نموده است: غذا دادن یا لباس پوشاندن به ده مسکین و یا آزاد کردن برده. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با آنچه معمولا آسان‌‌تر است شروع نموده است...

ادامه مطلب …

(۶۰۵۹) شخصی خوردن چیزی را از دست شخص دیگر بر خود حرام نموده است، کفاره‌‌ی آن چیست؟

هرگاه انسان چیزی را بر خود حرام کند به این معنا بوده که قصد امتناع از آن را با این صیغه داشته، لذا به منزله‌‌ی کسی است که قسم یاد نموده و می‌‌تواند آنچه آن بر خود را حرام نموده، انجام دهد سپس کفاره‌‌ی قسم دهد...

ادامه مطلب …

(۶۰۲۷) حکم قسم به عمر پروردگار، قسم به عمر پدر

سم یاد کردن به عمر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باید به قسم خوردن به حیات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تغییر کند، زیرا قسم یاد کردن به حیات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، شنیدن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، دیدن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، قدرت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، عزت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، حکمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و تمام صفاتش جایز است.

ادامه مطلب …

(۶۰۱۸) تفاوت میان قسم به الله و قسم به مصحف

قسم یاد کردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اصل است. اما اگر کسی به مصحف قسم یاد کند و مقصودش آنچه در مصحف است باشد، اشکالی ندارد؛ زیرا کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صفتی از صفاتش بوده و قسم یاد کردن به صفتی از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز است

ادامه مطلب …

(۶۰۲۹) حکم قسم دروغ در کودکی و کفاره آن

اگر بعد از بلوغش این قسم از او صادر شده، گناهکار است و باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و کفاره‌‌ای ندارد؛ زیرا کفاره فقط در قسم‌‌هایی است که به آنچه در آینده باشد، بر می‌‌گردد اما در آنچه به گذشته مربوط باشد، کفاره وجود ندارد ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه