(۵۹۸۵) سوال: کسانی هستند که میگویند: بسم الله گفتن بر ذبح برای مسلمان لازم نیست، زیرا اگر حرف بزند حرف نمیزند مگر اینکه نام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را میبرد؟
جواب:
این قول بسیار ضعیف است، زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۱]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -میتوان به وسیلهی آن ذبح کرد- و اسم الله بر آن برده شود از آن بخور) و معلوم است که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در میان مسلمانان است و در بیشتر صحبتهایش با مسلمانان حرف میزند همچنین اگر هدف آنچه این افراد میگویند، بود؛ میفرمود: هر چیزی خون را جاری میسازد و مسلمانان آن را ذبح میکنند، از آن بخور! همچنین رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به اهل شکار که سگها یا تیرهای خود را میفرستند، فرمود: «إذا أرسلت سهمك وذكرت اسم الله عليه»[۲]: (هرگاه تير خوى را پرت کردی و نام الله را برآن بردی) لذا باید این شرط باشد همچنین فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ : {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْه}[الانعام: ۱۲۱]: و از آنچه (هنگام ذبح) نام الله بر آن برده نشده نخورید) در نهی از خوردن آنچه نام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر آن برده نشده، صریح است. به همین دلیل قول درست در این مسئله اختیار شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله است که میگوید: در ذبح، بسم الله گفتن شرط است و بسم الله گفتن چه از روی غفلت، چه از روی جهل و چه از روی عمد ساقط نمیشود و این قول بهتر از قول مشهور نزد حنابله رَحِمَهُمُالله است و مذهب نیز بر همین است که اگر بسم الله گفتن را از روی غفلت در هنگام ذبح ترک کند، خوردن آن حلال است و اگر بسم الله گفتن را در هنگام شکار از روی غفلت ترک کند، حلال نیست و اگر به واقعیت بنگریم، میتوانیم به کسی که شکار میکند بیشتر از کسی که ذبح میکند عذر دهیم؛ زیرا کسی که ذبح میکند کم کم ذبح میکند و کمتر دچار فراموشی میشود اما کسی که شکار میکند تیر خود را به محض به دست آوردن فرصت پرتاب میکند و چنین شخصی زیاد بسم الله را فراموش میکند بنابراین عذر ذبح کننده و عدم عذر شکارچی از جهت عقلی بهتر است که برعکس باشد، اما میگوییم: آنچه دیدگاه فقهای حنابله رَحِمَهُمُالله در عدم حلال بودن شکاری که نام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر آن برده نشده درست است اما نیز ذبح را به آن ملحق میکنیم و میگوییم: هرگاه فراموش کرد که نام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر ذبح ببرد، خوردن آن حرام است.
شیخ بزرگوار! به قطع دو رگ گردن برای ذبح اشاره کردید اما بسیاری از مسلمانان با نگاه به حیوانات ذبح شده در قصابیها اذیت میشوند؛ زیرا میبینند که اتصال نخاع به سر قطع نشده است؛ حکم آن چیست؟
جواب: اشکالی ندارد و برای این مسئله از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم تفصیلی به نسبت آنچه قطع میشود وارد نشده است و در گردن چهار چیز است: دو رگ، حلق و مری. حلق مجرای تنفس است و مری مجرای غذا و نوشیدنی است که حلق کنار استخوان گردن است. بدون شک ذبح کامل با قطع این چهار چیز است، اگر همه قطع شوند ذبح کامل است اما اگر قسمتی از آن را قطع نمود، نظر برخی از علما بر این است که شرط، قطع حلقوم و مری است و قطع دو رگ شرط نیست و نظر برخی از علما بر این است که قطع دو رگ گردن شرط است و قطع حلقوم و مری فقط مستحب است و برخی دیگر نظرشان بر این است که شرط است که از این چهارجا سه جا قطع شود، حال به صورت معین یا غیر معین و این اضطرابها در کلام اهل علم به این سبب است که در این مسئله سنت قاطعی که مشخص کند چه چیزی در ذبح قطع میشود وجود ندارد اما اگر به آنچه مفهوم این فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۳] بر آن دلالت میدهد، بیندیشیم که چیز دیگری را هرگز شرط قرار نداده است، سپس اگر به این چهار چیز نگاه کنیم که به وسیلهی کدام یک خون جاری میشود، آشکار میشود که جاری ساختن خون با قطع دو رگ گردن هماطور که معلوم است، حاصل میشود.
اهل علم در بیان علت تحریم گوشت حیوان مردار که ذبح نشده مانند حیوانی که خفه شده یا با ضربه مرده و … میگویند: به سبب این است که خون در آن حبس شده، لذا خبیث است و معلوم است به وسیلهی قطع دو رگ گردن خون کاملا جاری میشود به همین دلیل نظر ما این است که آنچه در ذبح اعتبار دارد فقط قطع دو رگ گردن است به دلیل اشارهی حدیث: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۴] به وجوب قطع این دو و عدم وجود دلیلی که بریدن قطع حلقوم و مری را واجب کند.
[۱] تخریج آن گذشت.
[۲] ابن ماجة: کتاب الصید والذبائح، باب فی الذی یرمی الصید فیقع فی الماء، شمارهی (۴۲۹۹).
[۳] تخریج آن گذشت.
[۴] تخریج آن گذشت.