(۳۷۴۳) سوال: خواهرم با مردی بسیار بخيل و سنگدل ازدواج کرده است و از وی سه دختر که اکنون خردسال و در سن رشد هستند، به دنیا آورده است. حقوق و درآمد ماهیانهی این مرد، مشکلی ندارد اما فقط مقدار بسیار اندکی را برای همسرش میفرستد که برای تأمین نیازهای ضروری او و سه دخترش کافی نیست و نمیدانیم چرا با آنان چنین رفتار میکند! این مرد همیشه به خاطر این بخل زیاد، رفتار خشک و سنگدلانه و عدم رسیدگی و تأمین نیازها به عنوان پدر خانواده با همسرش اختلاف دارد. آیا جایز است که از زكات مالم به خواهرم بدهم؟ شایان ذکر است که شوهرم نیز موافق است و من هم کارمند هستم. اگر جواب (خیر) است، آیا جایز است از زکات مال شوهرم به او بدهیم؟ البته خواهرم، عفت و عزت نفس دارد و اگر بداند این مبلغ از زكات است، نخواهد پذیرفت. به نظر شما راه حل چیست؟
جواب:
جواب به این سؤال، نیازمند دو موضوع است؛ موضوع اول: نصیحت به این شوهر بخيل که وظیفه و واجب خویش که پرداخت نفقه است را انجام نمیدهد. به او میگویم: دربارهی رفتارت از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بترس و تقوای او را پیشه ساز. به نسبت اموالی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از فضل خویش به تو عطا نموده، بخل نورز؛ زیرا ترس آن وجود دارد که بخل و ممانعت از انجام واجب، به عذاب و مجازات شخص بیانجامد و بخل ورزیدن فرد بخیل، هیچ سودی به حالش نخواهد داشت؛ زیرا اموالی را که فرد بخيل از روی این اخلاق زشت و نکوهیده میاندوزد، آن را بخواهد یا نخواهد برای افراد بعد از خودش به ارث خواهد گذاشت! پس چرا آن را از خود دریغ میکند؟ وی وقتی از دادن اموالش بخل میورزد، در واقع از خود دریغ داشته و به خودش بخل ورزیده است. زیرا این اموال به ناچار بعد از مرگش به دیگران خواهد رسید!
موضوع دوم: به زنی که شوهرش از پرداخت نفقهی واجب بر وی، ممانعت کرده و بخل میورزد، میگویم: وی میتواند به اندازهی تأمین نیاز خود و فرزندش از اموال شوهرش بردارد حتی اگر بدون اطلاع و اجازهی او باشد زیرا: «النَّبِيّ صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم أذن لهند بنت عتبة أن تأخذ من مال زوجها ما يكفيها وولدها بالمعروف لما ذكرت أنه شحيح لا يعطيها النفقة»[۱] : (رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به هند بنت عُتبه رَضِيَاللهُعَنْهَا اجازه داد که به اندازهی نیاز خود و فرزندش از اموال شوهرش به نیکی بردارد؛ چون گفته بود که شوهرش بخیل است و نفقهاش را نمیدهد). بنابراین اگر این زن توانست به اندازهی نیاز خود و فرزندانش از اموال شوهرش بردارد، این کار را بکند اما اگر نمیتواند و نیازمند است، پرداخت زکات به او جایز است و اشکالی ندارد که خواهرش از زكات خودش یا از زکات شوهرش که اجازه داده، به او بدهد.
اشکالی که وجود دارد این است که گفت خواهرش عزت نفس دارد و اگر بداند که این مبلغ از زكات است، آن را نمیپذیرد؛ میگوییم: وی باید بداند که این مبلغ از زكات است؛ اگر پذیرفت که خوب است اما اگر نپذیرفت، به او داده نمیشود زیرا ممکن نیست چیزی در مالکیت انسان وارد شود که آن را نمیخواهد. دادن زکات به او بدین معنا است که این زکات در مالکیت وی وارد میشود و اگر خودش نخواهد و نپسندد، درست نیست که چیزی از این زکات، وارد ملکیت وی شود مگر این که رضایت دهد. هر فرد فقیر و نیازمندی را که میشناسی و به وی زکات میدهی چنین است: اگر میدانی که زکات را نمیپذیرد و زکات را به او بدهی، این زکات پذیرفته نیست مگر این که به او اطلاع دهی و آن مبلغ را به عنوان زکات، بپذیرد اما اگر میدانی که فقیر و نیازمند است ولی نمیدانی که آیا زکات را میپذیرد یا خیر، ایرادی ندارد که زكات را بدون این که به او خبر دهی که زکات است، به او بدهی.
۱- صحیح بخاری: كتاب النفقات، باب إذا لم ينفق الرجل فللمراة أن تأخذ بغير علمه ما يكفيها وولدها من معروف، رقم (٥٠٤٩). صحیح مسلم: كتاب الأقضية، باب قضية هند، رقم (١٧١٤) و لفظ حدیث چنین است: «دخلت هند بنت عتبة امرأة أبي سفيان على رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فقالت: يا رسول الله إن أبا سفیان رجل شحيح لا يعطيني من النفقة ما يكفيني ويكفي بنيّ إلا ما أخذتُ من ماله بغير علمه فهل عليّ في ذلك من جناح؟ فقال رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : خذي من ماله بالمعروف ما يكفيك ويكفي بنيك».