(۳۵۷۳) سوال: به بانک التنمیة العقاری بدهکار هستم و زكات مالم را نیز میپردازم؛ آیا مبلغ بدهی که به بانک دارم را بدون زكات، رها کنم یا خیر؟
جواب:
علما در این مورد، اختلاف نظر دارند؛ نظر برخی بر این است که بدهی، مانع وجوب زکات بر مالی که نزد شخص وجود دارد، میشود و بدین ترتیب اگر به بانک یا هر کسی بدهکار هستید، زکات مقدار بدهی بر شما واجب نیست؛ مثلا اگر صد هزار ریال، موجودی داشته و پنجاه هزار ریال، قرض و بدهی دارید، فقط پنجاه هزار ریال باقیمانده در زکات محاسبه میشود و بقیه که در مقابل بدهی است، زکات ندارد.
برخی دیگر از علما بر این نظر هستند که بدهی، زکات را ساقط نمیکند و بر انسان واجب است زكات تمام مالی که در اختیار دارد را بپردازد حتی اگر به همان اندازه یا بیشتر از آن بدهی داشته باشد. برخی دیگر نیز میگویند: اگر اموال ظاهری مانند میوهها، حبوبات و چهارپایان باشد، زکات آن واجب است حتی اگر به همان اندازه یا بیشتر از آن بدهی داشته باشد اما اگر اموال غير ظاهری مانند پول و کالاهای تجاری باشد، زکات اموالی که به اندازهی بدهی وی باشد، واجب نیست.
هر یک از این دیدگاهها دلیلی دارد که به آن استدلال کردهاند؛ کسانی که گفتهاند: بدهی مانع وجوب زکات در اموال ظاهر و غیر ظاهر میشود چنین استدلال میکنند که زکات برای مراعات حال افراد نیازمند و کمک به آنان است و شخص بدهکار هم مستحق کمک است لذا وقتی خودش نیاز دارد که به او کمک شود، چگونه میتواند به دیگران کمک کند؟ همچنین وی تا وقتی که بدهکار است، بینیاز و ثروتمند نیست. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به معاذ بن جبل رَضِيَاللهُعَنْهُ هنگامی که وی را به سوی یمن میفرستاد، فرمود: «أَعلِمْهُمْ أَنَّ اللَّه قَدِ افْتَرَضَ عَلَيهمْ صدَقَةً تُؤْخذُ مِنْ أَغنيائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرائهم»[۱] : (به آنها خبر بده که الله، زکات مال را بر آنان فرض نموده که از ثروتمندان ايشان گرفته میشود و به فقرای آنان داده می شود).
کسانی که زکات را در هر حال بر بدهکار، واجب میدانند، میگویند: نصوص شرعی در این باره، عام است و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمود: «ليس فيما دون خمس ذودٍ صدقة ولا فيما دون خمسة أوسقٍ صدقة ولا فيما دون خمسة أواقٍ صدقة»[۲] : (شترانی که تعداد آنها کمتر از پنج نفر باشد صدقه ندارد، مالی كه كمتر از پنج وسق باشد صدقه ندارد و مالی که کمتر از پنج اوقیه باشد زكات ندارد). در حدیث ابوبكر رَضِيَاللهُعَنْهُ که آن را نوشته بود نیز آمده است: “وفي الرِّقَةِ رُبْعُ العُشْرِ، فإنْ لَمْ تَكُنْ إلَّا تِسْعِينَ ومِئَةً، فليسَ فِيهَا شيءٌ إلَّا أنْ يَشَاءَ رَبُّهَا“[۳] : (نقره یک چهارمِ یک دهم (یک چهلم) زکات دارد؛ اگر یکصد و نود تا باشد، زکات ندارد مگر این که صاحبش بخواهد). این دسته از اهل علم گفتهاند: این احکام، دلالت بر وجوب زکات دارد و تفاوتی ندارد که فرد، بدهکار باشد یا نباشد. همچنین زیرا زکات بر مال واجب میشود و بر ذمه و عهدهی شخص، واجب نمیشود چون الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا} [التوبة : ۱۰۳] : (از اموالشان صدقه بگیر تا آنها را پاک گرداند و رشد دهد). رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز در حدیث معاذ رَضِيَاللهُعَنْهُ فرمود: «أعلمهم أن الله افترض عليهم صدقة في أموالهم»[۴] : (به آنان خبر بده که الله صدقه را در اموالشان بر آنان فرض نموده است). شخصی که از دارایی برخوردار است، حتی اگر بدهکار باشد، مال دارد و بنابراین زکات بر او واجب است. اگر بدهکار باشد زكات مالی که در اختیار دارد را میپردازد و اگر نیاز به پرداخت بدهی پیدا کرد، از زکات شخص دیگر میگیرد.
کسانی که میان اموال ظاهر و غیر ظاهر تفاوت گذاشتهاند، گفتهاند: رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم مأموران را برای دریافت زکات از اموال ظاهر، ارسال مینمود و این مأموران از کسانی که زکات داشتهاند نمیپرسیدند که آیا بدهی دارید یا خیر؟ لذا این دلالت بر وجوب زکات در اموال ظاهر به طور مطلق دارد. همچنین زیرا مردم در اموال ظاهر، طمع میکنند چون در برابر دیدگان و قابل رؤیت است اما بدهی، پنهان و ناپیدا است و مردم از آن آگاه نمیشوند لذا نمیتوان زکات که امری ظاهر و واضح است را به خاطر چیز پنهان و باطنی، ساقط نمود. پس از تمام این توضیحات، نظرم بر این است که پرداخت زکات بر بدهکار، واجب است و از او ساقط نمیشود زیرا ادله، عام هستند و زکات به مال تعلق میگیرد و به ذمه و عهدهی شخص تعلق ندارد که بگوییم: ذمهی این شخص مشغول به بدهی قبلی است لذا به زکات مشغول نمیشود؛ بلکه میگوییم: زکات در مال است لذا تا وقتی که مال، نزد وی باشد، پرداخت زکات بر او واجب است؛ مخصوصا بدهیهایی مانند بدهی به بانک عقاری، زیرا بدهی بانک عقاری مدتدار است و هر سال فقط مقدار اندکی از فرد گرفته میشود و امکان ندارد به کسی که سیصد هزار ریال به این بانک بدهکار است گفت: زكات سیصد هزار ریال از مال خود را پرداخت نکن به بهانهی این که بدهی داری که آن را پس از دوازده سال یا بیشتر میپردازی! بلکه زكات اموال بر تو واجب است. اگر زمان پرداخت بدهی بانکی سر رسید و مالی نداشتی که بدهی را تسویه کنی، میتوانی از زکات بگیری زیرا جزو بدهکاران و ورشکستگان هستی؛ مگر در یک صورت که اگر زمان پرداخت بدهی و زمان پرداخت زکات با هم فرا رسیده باشد و الان بخواهی مال را به طلبکار پرداخت کنی؛ در این صورت میگوییم: زکات بر تو واجب نیست چون قصد ادای بدهی داری. همچنین عثمان رَضِيَاللهُعَنْهُ خطبه میخواند و میگفت: “أيها الناس إن هذا شهر زكاة أموالكم، فمن كان عليه دينٌ فليقضه، أو قال: فليؤده”[۵] : (ای مردم! این ماهِ پرداخت زکات اموالتان است؛ لذا کسی که بدهی دارد، باید آن را بپردازد و تسویه کند). این دلالت دارد که بدهی که موعد پرداختش رسیده باشد بر پرداخت زکات، مقدم است اگر انسان قصد پرداخت آن را داشته باشد.
۲- صحیح بخاری: كتاب الزكاة، باب ما أدى زكاته فليس بكنز، شماره (١٣٤٠). صحیح مسلم: كتاب الزكاة، شماره (۹۷۹).
۳- صحیح بخاری: كتاب الزكاة، باب زكاة الغنم، شماره (١٣٨٦).
۱- موطأ امام مالک: (٢٥٣/١). مصنف ابن أبي شيبة: (٤٨/٤). آلبانی نیز این اثر را صحیح دانسته است.