پنج‌شنبه 3 محرم 1448
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
18 ژوئن 2026

(۳۵۶۶) صدقه دادن از دارایی پدر سالمند بدون اجازه او

(۳۵۶۶) سوال:

جواب: پدر مسنّی دارم که به خاطر کهولت سن، عقل و مشاعر خویش را از دست داده است؛ او فرزند پسر ندارد و ان شاء الله من به او نیکی و رسیدگی می‌کنم. گاهی مبالغ اندکی به مقدار ده یا بیست ریال از دارایی‌اش را به عنوان صدقه به فرزندان خودم یا دیگر کودکان می‌دهم و نیت می‌کنم این صدقه‌ای برای پدرم باشد. آیا این کار من گناه است؟

بله با این کارش گناه‌کار می‌شود زیرا هیچ کس اجازه ندارد از اموال شخص دیگر، ببخشد و صدقه دهد و دارایی پدرش نیز مال پدرش است و اجازه ندارد به مال وی نزدیک شود مگر این که با بهترین روش در آن دخل و تصرف نماید. همچنین حتما باید از قاضی شرع، حکم وکالت یا همان سرپرستی و رسیدگی به اموال پدرش را داشته باشد. شاید بگوید: پدرم غیر از من، وارث دیگری ندارد؛ می‌گوییم: این سخن درست نیست زیرا شما فقط وارث نصف اموال او هستید و بقیه به عصبه می‌رسد. همچنین اصلا چه می‌داند؟ چه بسا او قبل از پدرش از دنیا برود و پدرش از او ارث ببرد! لذا همین الان به او می‌گویم: مبالغی که بدین شکل از اموال پدرش برداشته برایش حلال نیست و تنها زمانی رفع مسئولیت می‌شود که آن‌چه از مال پدرش برداشته را برگرداند. اگر فرزندانش فقیر و نیازمند باشند و پدرش ثروتمند باشد، ایرادی ندارد که برای تأمین مخارج آنان از اموال پدرش بردارد زیرا تأمین مخارج اصول (پدران) و فروع (فرزندان) واجب است و تفاوتی ندارد که وارث یا غیر وارث باشند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: لي والد كبير في السن، وقد فقد العقل بسبب تقدمه في السن، وليس له أولاد، وأنا أبره إن شاء الله، وفي بعض المرات آخذ من ماله قدرًا قليلا – عشرة ريالات أو عشرين ريالًا- وأتصدق به على بعض الأطفال من أولادي وغيرهم، وأنوي بذلك الصدقة عنه. فهل يلحقها إثم بذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم، يلحقها بذلك إثم؛ لأنه ليس لأحد أن يتبرع بمال أحد، وأبوها مَالُه له، فلا يحق لها أن تَقْرَبَه إلا بالتي هي أحسن، ولا بد أيضًا أن تأخذ وكالة من القاضي، أقصد بالوكالة الولاية، تأخذ ولاية من القاضي على مال أبيها قد تقول: أبي ليس له وارث غيري. فنقول: لا، هذا غير، أنت ليس لك من ميراث أبيك إلا النصف، والباقي للعصبة، ثم ما صحيح، يُدْرِيها؟ قد تموت قبل أبيها فيرثها أبوها. فلذلك أقول لها الآن: إن ما أَخَذَتْه من مال أبيها على هذا الوجه الذي ذَكَرَتْه لا يَحِلّ لها، ولا تَبْرَأَ ذِمّتها إلا بِرَدُّ ما أخذت إلى مال أبيها. لو فرض أن أولادها فقراء وأن أباها غني، فهنا لا بأس أن تأخذ من مال أبيها للإنفاق عليهم؛ لأن الأصول والفروع تجب نفقتهم، سواء كانوا وارثين أم غير وارثين.

مطالب مرتبط:

(۳۵۷۶) حکم پرداخت زکات در حالت بدهکاری

زکات را بپرداز و از الله بخواه که برای پرداخت بدهی، تو را یاری دهد....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۵) حکم صدقه دادن زن از دارایی مشترک بدون رضایت شوهر

زن می‌تواند دارایی مشترک با شوهرش را تقسیم کند؛ مثلا بگوید: این صد ریال برای تو و این صد ریال برای من است که می‌خواهم صدقه بدهم و در این حالت، شوهر نمی‌تواند مانع او شود زیرا وی در دارایی خویش آزاد است.....

ادامه مطلب …

(۳۵۵۴) حکم زکات و نماز در شرایط دشوار مالی و کاری

مبلغی که کسب می‌کنی اگر یک سال بر آن بگذرد و نزد شما باشد، واجب است که زکات آن را پرداخت کنی؛ این که خانواده‌ات منتظر هستند که برایشان پول بفرستی، مانع وجوب زکات نیست...

ادامه مطلب …

(۳۵۷۲) «صدقه‌ی فرد بدهکار، پذیرفته نمی‌شود»، آیا این سخن درست است؟

هر کس مالی داشته باشد که زکاتش واجب است، باید زکاتش را بپردازد حتی اگر بدهکار باشد؛ زیرا زکات، در مال، واجب است....

ادامه مطلب …

(۳۵۷۳) حکم پرداخت بدهی به بانک در کنار زکات مال

علما در این مورد، اختلاف نظر دارند؛ نظر برخی بر این است که بدهی، مانع وجوب زکات بر مالی که نزد شخص وجود دارد، می‌شود ....

ادامه مطلب …

(۳۵۵۵) حکم زکات در صورت از بین رفتن دارایی پیش از پرداخت

در این حالت، چون زکات بر او واجب شده است، باید آن را پرداخت کند و الله نیز از جایی که گمانش را نمی‌بَرَد به وی روزی خواهد داد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه