چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۳۵۶۶) صدقه دادن از دارایی پدر سالمند بدون اجازه او

(۳۵۶۶) سوال:

جواب: پدر مسنّی دارم که به خاطر کهولت سن، عقل و مشاعر خویش را از دست داده است؛ او فرزند پسر ندارد و ان شاء الله من به او نیکی و رسیدگی می‌کنم. گاهی مبالغ اندکی به مقدار ده یا بیست ریال از دارایی‌اش را به عنوان صدقه به فرزندان خودم یا دیگر کودکان می‌دهم و نیت می‌کنم این صدقه‌ای برای پدرم باشد. آیا این کار من گناه است؟

بله با این کارش گناه‌کار می‌شود زیرا هیچ کس اجازه ندارد از اموال شخص دیگر، ببخشد و صدقه دهد و دارایی پدرش نیز مال پدرش است و اجازه ندارد به مال وی نزدیک شود مگر این که با بهترین روش در آن دخل و تصرف نماید. همچنین حتما باید از قاضی شرع، حکم وکالت یا همان سرپرستی و رسیدگی به اموال پدرش را داشته باشد. شاید بگوید: پدرم غیر از من، وارث دیگری ندارد؛ می‌گوییم: این سخن درست نیست زیرا شما فقط وارث نصف اموال او هستید و بقیه به عصبه می‌رسد. همچنین اصلا چه می‌داند؟ چه بسا او قبل از پدرش از دنیا برود و پدرش از او ارث ببرد! لذا همین الان به او می‌گویم: مبالغی که بدین شکل از اموال پدرش برداشته برایش حلال نیست و تنها زمانی رفع مسئولیت می‌شود که آن‌چه از مال پدرش برداشته را برگرداند. اگر فرزندانش فقیر و نیازمند باشند و پدرش ثروتمند باشد، ایرادی ندارد که برای تأمین مخارج آنان از اموال پدرش بردارد زیرا تأمین مخارج اصول (پدران) و فروع (فرزندان) واجب است و تفاوتی ندارد که وارث یا غیر وارث باشند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: لي والد كبير في السن، وقد فقد العقل بسبب تقدمه في السن، وليس له أولاد، وأنا أبره إن شاء الله، وفي بعض المرات آخذ من ماله قدرًا قليلا – عشرة ريالات أو عشرين ريالًا- وأتصدق به على بعض الأطفال من أولادي وغيرهم، وأنوي بذلك الصدقة عنه. فهل يلحقها إثم بذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم، يلحقها بذلك إثم؛ لأنه ليس لأحد أن يتبرع بمال أحد، وأبوها مَالُه له، فلا يحق لها أن تَقْرَبَه إلا بالتي هي أحسن، ولا بد أيضًا أن تأخذ وكالة من القاضي، أقصد بالوكالة الولاية، تأخذ ولاية من القاضي على مال أبيها قد تقول: أبي ليس له وارث غيري. فنقول: لا، هذا غير، أنت ليس لك من ميراث أبيك إلا النصف، والباقي للعصبة، ثم ما صحيح، يُدْرِيها؟ قد تموت قبل أبيها فيرثها أبوها. فلذلك أقول لها الآن: إن ما أَخَذَتْه من مال أبيها على هذا الوجه الذي ذَكَرَتْه لا يَحِلّ لها، ولا تَبْرَأَ ذِمّتها إلا بِرَدُّ ما أخذت إلى مال أبيها. لو فرض أن أولادها فقراء وأن أباها غني، فهنا لا بأس أن تأخذ من مال أبيها للإنفاق عليهم؛ لأن الأصول والفروع تجب نفقتهم، سواء كانوا وارثين أم غير وارثين.

مطالب مرتبط:

(۳۵۶۲) حکم صدقه دادن به نیازمندانی که در بیت الله الحرام هستند

صدقه دادن در مسجد الحرام و هر مکان دیگری، ایرادی ندارد و پوشیده نیست که علما می‌گویند: اجر و پاداش در مکان با فضیلت، چند برابر می‌شود....

ادامه مطلب …

(۳۵۷۲) «صدقه‌ی فرد بدهکار، پذیرفته نمی‌شود»، آیا این سخن درست است؟

هر کس مالی داشته باشد که زکاتش واجب است، باید زکاتش را بپردازد حتی اگر بدهکار باشد؛ زیرا زکات، در مال، واجب است....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۳) آیا چاپ و توزیع کتاب‌های اسلامی، صدقه‌ی جاریه به شمار می‌رود؟

هر چیزی که برای نزدیک شدن و تقرب به الله باشد و به طور دائم و مستمر باقی بماند، شامل صدقه‌ی جاریه می‌شود....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۸) حکم زکات اموال قرض‌داده‌شده

اگر مالی که قرض داده است از جمله اموالی می‌باشد که زکات بر آن واجب نمی‌شود، زكات ندارد...

ادامه مطلب …

(۳۵۷۶) حکم پرداخت زکات در حالت بدهکاری

زکات را بپرداز و از الله بخواه که برای پرداخت بدهی، تو را یاری دهد....

ادامه مطلب …

(۳۵۷۴) آیا پرداخت زکات بر کسی که قرض و بدهی دارد، واجب است؟

دیدگاه راجح و صحیح از نظر من، وجوب زکات بر شخص بدهکار است و تفاوتی ندارد که اموالش از نوع ظاهر یا غیر ظاهر باشد زیرا عموم ادله، همگی از جمله کسانی که بدهی دارند و ندارند را شامل می‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه