شنبه 15 ذیقعده 1447
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
2 می 2026

۴۶۵ – حکم گفتن: «ربّ البیت»، یا «ربّ المنزل» چیست؟

۴۶۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «ربّ البیت»، یا «ربّ المنزل» چیست؟

جواب دادند: گفتن «ربّ البیت» و امثال آن، به چهار نوع تقسیم می‌شود:

اول: اضافه به ضمیر مخاطب، در مورد معنایی باشد که لایق الله عز و جل نیست. مثلا بگوید: «أطعم ربّک: پروردگارت را اطعام کن». به دو جهت، از این نوع، نهی شده است:

جهت اول: از جهت صیغه. زیرا معنای فاسدی را به نسبت کلمه‌ی رب، به انسان القا می‌کند. زیرا «ربّ» یکی از اسم‌های الله تعالی است، و او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کسی است که بندگانش را اطعام می‌کند، و بندگانش او را نمی توانند اطعام کنند. اگر چه شکی نیست که «ربّ» در اینجا، غیر از آن «ربّ» است که اطعام می‌کند، و اطعام نمی‌شود. (یعنی: الله).

جهت دوم: از این جهت که تو به برده یا کنیز، احساس ذلت را در مقابل صاحبشان القا می‌کنی. زیرا وقتی که صاحب آنها، «ربّ» باشد، برده و کنیز، مربوب هستند.

اما اگر در معنایی باشد که آن معنا فقط شایسته‌ی الله است، مثل گفتن «از ربّ خود اطاعت کن»، باز هم نهی است و نهی به خاطر جهت دوم است.

دوم: نسبتش به ضمیر غایب باشد. مثل «ربّه»، و «ربّها». اگر در معنایی است که فقط لایق الله تعالی است، ادب حکم می‌کند که از آن اجتناب شود. مثل اینکه بگوید: «بنده، پروردگارش را اطعام نمود»، یا «کنیز، پروردگارش را اطعام نمود»؛ که از آن معنایی به ذهن متبادر نشود که لایق الله نیست. (منظور از پروردگار، ربّ است که مقصود، صاحب برده و کنیز است).

اگر در معنایی باشد که لایق الله عز و جل است، مثل: «بنده از پروردگارش اطاعت نمود»، و «کنیز از پروردگارش اطاعت کرد»، اشکالی ندارد. زیرا محذور، منتفی شده است.

دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث «لُقَطَة: گمشده»، در مورد شتری است که گم شده، و این حدیث، متفق علیه است. در آن آمده: «حتی یجدها ربها»، یعنی: «تا اینکه صاحبش او را پیدا کند». برخی اهل علم گفته‌اند که این حدیث، در مورد چهارپایان است که مثل انسان، عبادت و تذلل ندارند. اما صحیح این است که در عبادت، فرقی بین انسان و حیوان نیست. زیرا چهارپایان الله را به طور خاصی عبادت می‌کنند. الله تعالی می‌فرماید: {أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ}[۱]، یعنی: {آیا نمی‌دانی همه‌ی کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند و نیز خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و چارپایان برای الله سجده می‌کنند}، و در مورد بندگان، فرمود: {وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ}[۲]، یعنی: {و بسیاری از انسان‌ها – برای الله سجده می‌کنند –}، و نه همه‌ی مردم، زیرا در ادامه فرمود: {وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ}، یعنی: {و بسیاری هم سزاوار عذاب هستند}.

سوم: به ضمیر متکلم اضافه شده باشد. ممکن است کسی قائل به جواز این نوع باشد، و دلیلش نیز قول الله تعالی است که از یوسف علیه السلام حکایت می‌کند: {إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ}[۳]، یعنی: {عزیز مصر، سرورِ من است و مرا گرامی داشته است}، و رب در این آیه، یعنی سید و آقا. پس آنچه مقتضایش اذلال باشد، حرام است، و این منتفی است. زیرا از طرف بنده به آقایش است.

چهارم: به اسم ظاهر اضافه شود. یعنی گفته شود: «هذا ربّ الغلام». ظاهر این سخن، جواز است، و تا زمانی که محذوری وجود نداشته باشد، بر همین جواز باقی می‌ماند. اما اگر محذوری وجود داشت، در این صورت ممنوع است. مثل وقتی که شنونده گمان کند که آقا، ربّ و پروردگار حقیقی است که خالق مملوک خود است.


[۱] – سوره حج، آیه «۱۸».

[۲] – سوره حج، آیه «۱۸».

[۳] – سوره یوسف، آیه «۲۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(465) وسئل حَفِظَهُ‌الله: ما حكم قول : “رب البيت”؟ “رب المنزل”؟

فأجاب: قولهم : رب البيت ونحوه ينقسم أقساماً أربعة:

القسم الأول: أن تكون الإضافة إلى ضمير المخاطب في معنى لا يليق بالله – عَزَّوَجَلَّ – مثل أن يقول : “أطعم ربك” فهذا منهي عنه لوجهين:

الوجه الأول: من جهة الصيغة لأنه يوهم معنى فاسداً بالنسبة لكلمة رب، لأن الرب من أسمائه سبحانه، وهو سبحانه يُطعِم ولا يطعَم، وإن كان لا شك أن الرب هنا غير الرب الذي يطعم ولا يطعم.

الوجه الثاني: من جهة أنك تشعر العبد أو الأمة بالذل لأنه إذا كان السيد ربّاً كان العبد مربوباً والأمة مربوبة.

وأما إذا كان في معنى يليق بالله تعالى مثل أطع ربك كان النهي عنه من أجل الوجه الثاني.

القسم الثاني: أن تكون الإضافة إلى ضمير الغائب مثل ربه، وربها، فإن كان في معنى لا يليق بالله كان من الأدب اجتنابه، مثل أطعم العبد ربه أو أطعمت الأمة ربها، لئلا يتبادر منه إلى الذهن معنى لا يليق بالله.

وإن كان في معنى يليق بالله مثل أطاع العبد ربه وأطاعت الأمة ربها فلا بأس بذلك لانتفاء المحذور.

ودليل ذلك قوله، ﷺ، في حديث اللقطة في ضالة الإبل وهو حديث متفق عليه: “حتى يجدها ربها” وقال بعض أهل العلم: إن حديث اللقطة في بهيمة لا تتعبد ولا تتذلل كالإنسان، والصحيح عدم الفارق لأن البهيمة تعبد الله عبادة خاصة بها. قال تعالى : (ألم تر أن الله يسجد له من في السموات ومن في الأرض والشمس والقمر والنجوم والجبال والشجر والدواب) (سورة الحج، الآية “18”) وقال في العباد: (وكثير من الناس) (سورة الحج، الآية “18”) ليس جميعهم (وكثير حق عليه العذاب) (سورة الحج، الآية “18”).

القسم الثالث: أن تكون الإضافة إلى ضمير المتكلم فقد يقول قائل بالجواز لقوله تعالى حكاية عن يوسف: (إنه ربي أحسن مثواي) (سورة يوسف، الآية “23”) أي سيدي، وإن المحذور هو الذي يقتضي الإذلال وهذا منتفٍ لأن هذا من العبد لسيده.

القسم الرابع: أن يضاف إلى الاسم الظاهر فيقال: هذا رب الغلام فظاهر الحديث الجواز وهو كذلك مالم يوجد محذور فيمنع كما لو ظن السامع أن السيد رب حقيقي خالق لمملوكه.

مطالب مرتبط:

۴۷۹ – حکم نامیدن برخی گلها به «آفتاب پرست» چیست؟ چون این گل هنگام طلوع و غروب خورشید، رو به آن می‌کند.

۴۷۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم نامیدن برخی گلها به «آفتاب پرست» چیست؟ چون این گل هنگام طلوع و غروب خورشید، رو به آن می‌کند. جواب دادند: جایز نیست. زیرا درختان و گیاهان، خورشید را نمی‌پرستند. بلکه الله عز و جل را می‌پرستند. الله تعالی می‌فرماید: {أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ […]

ادامه مطلب …

۴۴۹ – حکم این گفته‌ی عوام چیست: «برای ما برکت آوردی» و «برکت آمد به دیدارمان»؟

۴۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این گفته‌ی مردم عوام چیست: «برایمان برکت آوردی»، و «برکت، زیارتمان کرد»؟ جواب دادند: منظور عوام از این که می‌گویند: «برایمان برکت آوردی»، آن چیزی نیست که به نسبت الله عز وجل منظور دارند. بلکه منظورشان این است که با آمدن، برکت به ما رسید. نسبت دادن […]

ادامه مطلب …

۴۲۶ – آیا درست است بگوییم «چوب خدا صدا ندارد»؟

۴۲۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی الله از برخی ظالمان انتقام می‌گیرد، عده‌ای می‌گویند: «الله با چوب نمی‌زند»[۱]. حکم چنین سخنی چیست؟ جواب دادند: جایز نیست که انسان چنین تعبیری را به نسبت الله عز و جل به کار برد. بلکه می‌تواند بگوید: الله عز و جل قاضی‌ای است که به هیچ کس […]

ادامه مطلب …

۵۱۰ – حکم گفتن این سخن چیست: «ستاره‌ای که در فلان وقت طلوع می‌کند، نشانه‌ی خوبی است»؟

۵۱۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این سخن چیست: «ستاره‌ای که در فلان وقت طلوع می‌کند، نشانه‌ی خوبی است»؟ جواب دادند: این سخن جایز نیست، و شبیه این سخن است که کسی بگوید: «به خاطر فلان ستاره و بهمان ستاره، باران آمد». در این مورد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیثی که از […]

ادامه مطلب …

۴۲۳ – در خطبه‌ای در موضوع جنگ بدر، خطیب گفت: «الله و شیطان با هم رو در رو شدند». آیا کلام او درست بود؟

۴۲۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: یکی از خطیبان در سخنش حول غزوه‌ی بدر، گفت: «الله و شیطان با هم رو در رو شدند». برخی از علما گفتند که این سخن، کفر صریح است. زیرا ظاهر این عبارت، اثبات حرکت برای الله تعالی است. از شما می‌خواهیم که این را توضیح دهید. جواب دادند: […]

ادامه مطلب …

۴۵۷ – حکم گفتن: «بر تو حرام است که چنین و چنان کنی»

۴۵۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که برخی مردم می‌گویند، چیست: «بر تو حرام است که چنین و چنان کنی»؟ جواب دادند: چیزی که آن را حرام توصیف می‌کنند، یا از چیزهایی است که الله آن را حرام فرموده؛ مثل اینکه اگر گفتند: حرام است شخصی به حقوق برادرش تجاوز کند، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه