جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

۸۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا به الله تعالی صفت «نسیان: فراموشی» تعلق دارد؟

جواب دادند: نسیان دارای دو معناست:

اول: فراموش کردن چیزی معلوم. مثل این فرموده‌ی الهی: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا}[۱]، یعنی: {پروردگارا، ما را مواخذه مفرما اگر فراموش کرده، یا خطا کردیم}، و مثل این فرموده‌ی او تعالی: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}[۲]، یعنی: {و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم، پس او فراموش کرد، و برای او عزمی نیافتیم}، در یکی از دو تفسیری که در مورد این آیه وجود دارد، و نیز مثل این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «من بشری مثل شما هستم. فراموش می‌کنم چنان که شما فراموش می‌کنید. پس هر وقت فراموش کردم، مرا یادآوری کنید»، و این فرموده‌ی او صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «کسی که برای نمازی، خواب رفت یا آن را فراموش کرد، پس هر وقت آن را به یاد آورد، بخواند»، و این معنای نسیانی است که با هر دو دلیل سمعی و عقلی نسبت به الله عز و جل منتفی است.

دلیل سمعی: این فرموده‌ی الله تعالی: {يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ}[۳]، یعنی: {آنچه پیش روی آنها و آنچه پشت سرشان است را می‌داند}، و همچنین سخنش در مورد موسی: {قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى}[۴]. اینکه فرمود: {يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ}، یعنی آینده‌ی آنها را می‌داند، که این دال بر انتفای جهل از الله تعالی است، و اینکه فرمود: {وَمَا خَلْفَهُمْ}، یعنی گذشته‌ی آنها را می‌داند که این دال بر انتفای نسیان و فراموشی از الله است، و در آیه‌ی دومی، دلالت آیه بر مسئله، کاملا واضح و آشکار است.

اما دلیل عقلی: فراموشی و نسیان، نقص است و الله تعالی از نقص، منزه و مبرا بوده و موصوف به کمال است. چنان که می‌فرماید: {وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}[۵]، یعنی: {و صفت برتر و والاتر برای الله است، و او عزیز و حکیم است}. بر این اساس جایز نیست الله تعالی به صفت نسیان و فراموش به این معنی، توصیف شود.

معنی دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. مثل این فرموده‌ی باری تعالی: {فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ}[۶]، یعنی: {پس چون آنچه را به آنها یاد آوری شده بود، فراموش کردند، درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم}، و مثل این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}[۷]، یعنی: {و به راستی پیش از این به آدم سفارش کردیم، پس او فراموش کرد، و برای او عزمی نیافتیم}، بر اساس یکی از دو تفسیری که برای آن ذکر شده است. همچنین مثل این فرموده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد اقسام اسب: «و مردی که آن را از روی طلب استغنا و تعفّف از آنچه نزد مردم است، آن را بست، و حق الله را در مورد گردن و پشت آن اسب فراموش نکرد، این نیز برای او سِتر به حساب می‌آید». این معنای نسیان برای الله تعالی ثابت است. او تعالی می‌فرماید: {فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ}[۸]، یعنی: {پس بچشید به خاطر فراموشیتان این روز را، یقینا ما نیز شما را فراموش کردیم}، و در مورد منافقین می‌فرماید: {نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}[۹]، یعنی: {الله را فراموش کرد، الله نیز آنها را فراموش نمود. یقینا منافقان همان فاسقان هستند}. نیز در صحیح مسلم در کتاب زهد و رقائق از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت شده که گفت: گفتند: یا رسول الله، آیا پروردگارمان را در روز قیامت می‌بینیم؟ و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن آمده است: «الله تعالی بنده‌اش را ملاقات می‌کند. از او می‌پرسد: آیا گمان می‌کردی مرا ملاقات کنی؟ می‌گوید: خیر. می‌گوید: پس من نیز همان طور که مرا فراموش کردی، تو را فراموش می‌کنم».

اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است. الله تعال می‌فرماید: {وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}[۱۰]، یعنی: {و آنها را در تاریکی‌ها رها می‌کند که هیچ نمی‌بینند}، و می‌فرماید: {وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ}[۱۱]، یعنی: {و در آن روز آنها را ترک می‌کنیم که در هم موج می‌زنند}، و می‌فرماید: {وَلَقَدْ تَرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً}[۱۲]، یعنی: {و به راستی از آن – قریه – نشانه‌ی روشنی باقی گذاشتیم}. نصوص در مورد ثبوت ترک و دیگر افعالی که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او هستند، بسیار زیاد و آشکار هستند که همه، دال بر کمال قدرت و سلطان اویند، و چنان که نزد اهل سنت معلوم است، انجام گرفتن این افعال توسط الله، همانند انجام گرفتن آنها توسط مخلوقات نیست.


[۱] – سوره بقره، آیه «۲۸۶».

[۲] – سوره طه، آیه «۱۱۵».

[۳] – سوره طه، آیه «۱۱۰».

[۴] – سوره طه، آیه «۵۲».

[۵] – سوره نحل، آیه «۶۰».

[۶] – سوره أنعام، آیه «۴۴».

[۷] – سوره طه، آیه «۱۱۵».

[۸] – سوره سجده، آیه «۱۴».

[۹] – سوره توبه، آیه «۶۷».

[۱۰] – سوره بقره، آیه «۱۷».

[۱۱] – سوره کهف، آیه «۹۹».

[۱۲] – سوره عنکبوت، آیه «۳۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(83) سئل الشيخ: هل يوصف الله تعالى بالنسيان؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله تعالى بقوله : للنسيان معنيان:

أحدهما:الذهول عن شيء معلوم مثل قوله تعالى:( ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا) (سورة البقرة، الآية “286”). ومثل قوله تعالى: ( ولقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزماً) (سورة طه: الآية ” 115″). على أحد القولين، ومثل قوله ﷺ : ” إنما أنا بشر كما تنسون فإذا نسيت فذكروني”. وقوله ﷺ : ” من نام عن صلاة أو نسيها فليصلها إذا ذكرها” . وهذا المعنى للنسيان منتف عن الله عَزَّوَجَلَّ بالدليلين السمعي، والعقلي.

أما السمعي: فقوله تعالى: ( يعلم مابين أيديهم وما خلفهم) (سورة طه، الآية “110”) وقوله عن موسى: (قال علمها عند ربي في كتاب لا يضل ربي ولاينسى) (سورة طه “52”) . فقوله: ( يعلم ما بين أيديهم ( أي مستقبلهم يدل على انتفاء الجهل عن الله تعالى، وقوله : (وما خلفهم( أي ماضيهم يدل على انتفاء النسيان عنه . والآية الثانية دلالتها على ذلك ظاهرة.

وأما العقلي: فإن النسيان نقص، والله تعالى منزه عن النقص، موصوف بالكمال، كما قال الله تعالى: ( ولله المثل الأعلى وهو العزيز الحكيم‌) (سورة النحل، الآية “60”). وعلى هذا فلا يجوز وصف الله بالنسيان بهذا المعنى على كل حال .

والمعنى الثاني للنسيان : الترك عن علم وعمد، مثل قوله تعالى:(فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب كل شيء) (سورة الأنعام، الآية “44”). الآية، ومثل قوله تعالى: (ولقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزماً) (سورة طه، الآية “115”). على أحد القولين. ومثل قوله ﷺ في أقسام أهل الخيل: “ورجل ربطها تغنياً وتعففاً، ولم ينس حق الله في رقابها وظهورها فهي له كذلك ستر” . وهذا المعنى من النسيان ثابت لله تعالى عَزَّوَجَلَّ قال الله تعالى: (فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا إنا نسيناكم) (سورة السجدة، الآية “14”). وقال تعالى في المنافقين: ( نسوا الله فنسيهم إن المنافقين هم الفاسقون) (سورة التوبة، الآية “67”). وفي صحيح مسلم في كتاب الزهد والرقائق عن أبي هريرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ قال: قالوا: يا رسول الله هل نرى ربنا يوم القيامة؟

فذكر الحديث، وفيه” أن الله تعالى يلقى العبد فيقول : أفظننت أنك ملاقي ؟ فيقول : لا. فيقول: فإني أنساك كما نسيتني”.

وتركه سبحانه للشيء صفة من صفاته الفعلية الواقعة بمشيئته التابعة لحكمته، قال الله تعالى: ( وتركهم في ظلمات لا يبصرون) (سورة البقرة ، الآية ” 17 “). وقال تعالى:( وتركنا بعضهم يومئذ يموج في بعض) (سورة الكهف، الآية”99”). وقال: ( ولقد تركنا منها آية بينة) (سورة العنكبوت، الآية “35”). والنصوص في ثبوت الترك وغيره من أفعاله المتعلقة بمشيئته كثيرة، معلومة، وهي دالة على كمال قدرته وسلطانه. وقيام هذه الأفعال به سبحانه لا يماثل قيامها بالمخلوقين، وإن شاركه في أصل المعنى ، كما هو معلوم عند أهل السنة.

مطالب مرتبط:

۶۹ – معنای اسم «جبّار» از اسم‌های الله تعالی

جبار سه معنی دارد: اول: جبر قوت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که با جبروت و عظمت خود، جباران را مقهور می‌گرداند. پس هر جباری هر چقدر هم بزرگ باشد، زیر قهر الله عز و جل و جبروت او و در دست و قبضه‌ی اوست. دوم: جبر رحمت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که ضعیف را با غنا و قوت، توانگر می‌کند، و شكسته را سالم می‌کند، و دل شکستی را با رفع آن و رساندن فرج و طمانینه در آن جبران می‌کند، و اگر به خاطر او بر آن مشکلات صبر کنند، برای آنها ثواب زیاد و سرانجام نیکو قرار می‌دهد. سوم: جبر علوّ. پس او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فوق مخلوقات و بالای آنهاست، و با اینکه بالای آنهاست، نزدیکشان بوده و سخنانشان را شنیده و اعمالشان را دیده و می‌داند چه در دل‌هایشان می‌گذرد.

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۷۰ – آیا «الحیّ القیّوم» از اسم‌های الله متعال است؟

شکی نیست که از اسم‌های الله تعالی، «الحیّ القیّوم» است. بلکه حتی گفته شده که این دو «اسم اعظم» الله هستند و این به خاطر آن است که این دو متضمن اسماء و صفات ذاتی و فعلی الله هستند. این دو اسم، در سه آیه از قرآن ذکر شده‌اند...

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۸۴ – آیا صفت «ملالت» برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از حدیث، ثابت است؟

قاعده‌ای که نزد اهل سنت وجود دارد این است که ما الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را با اوصافی که او خود را بدانها وصف کرده بدون تمثیل و بیان کیفیت، وصف می‌کنیم. وقتی که حدیث دال بر این است که الله دارای ملالت است، پس ملالت او همانند ملالت ما نیست. بلکه ملالتی است که هیچ نوع نقصی در آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه