۶۰ – از شیخ رَحِمَهُالله در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم میرسیدید، بر الله واقع میشد»، سوال شد، و نیز پرسیده شد که معنای آن چیست؟
جواب دادند: علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، میگویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع میشود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانهای خردَل در دست یکی از ماست. الله تعالی در قرآن میفرماید: {وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}[۱]، یعنی: {«مشرکان» الله را آن گونه که حقّ شناخت اوست، نشناختند؛ و روز رستاخیز همهی زمین در مشت او قرار دارد، و آسمانها با دست راستش در هم پیچیده میشود. او از آنچه که شریکش میسازند، پاک و منزه است}، و به هیچ وجه ممکن نیست که این حدیث دال بر این باشد که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در هر مکانی هست، یا اینکه الله تعالی در پایین زمین هفتم است که این هم شرعا و هم عقلاً و فطرتاً غیر ممکن است؛ زیرا کتاب الله و سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و اجماع و عقل و فطرت دال بر بالا بودن الله تعالی هستند.
دلیل از قرآن: {وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ}[۲]، یعنی: {و اوست چیره و برتر بر بندگانش}، و نیز میفرماید: {سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى}[۳]، یعنی: {نام پروردگار بلند مرتبهات را به پاکی یاد کن}، و آیاتی که در این زمینه هستند، در قرآن بسیار زیادند. هر آیهای که دال بر بالا رفتن چیزی به سوی الله یا بلند شدن آن به سوی الله یا پایین آمدن چیزی از جانب الله است، دال بر علوّ و بالا بودن الله تعالی هستند.
اما دلیل از سنت: در سنت احادیث متواتری دال بر علوّ الله تعالی است. این علوّ در سنت، با قول رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و عمل و اقرار ایشان ثابت است. او میفرماید: «آیا مرا امین نمیدانید در حالی که من امین کسی هستم که در آسمان است»؟ این سخنی از او صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که دالّ بر علوّ الله عز و جلّ است. همچنین پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در روز عرفه خطبه خوانده و به اصحابش فرمود: «آیا رسالت را ابلاغ کردم»، گفتند: بله. ایشان انگشتش را به آسمان بلند کرده و فرمود: «پروردگارا، شاهد باش». صدور این عمل از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دال بر علوّ الله عز و جل است. همچنین وقتی از آن دخترک کنیز پرسید: «الله کجاست»، آن کنیز گفت: در آسمان. فرمود: «او را آزاد کن که مومن است»، این گونه، جواب آن دخترک کنیز را تایید کرد.
اما اجماع: صحابه و امامان این امت و علمای آن که پیروان صحابه هستند، اجماع دارند که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بالای همهی موجودات است، و حتی یک حرف نیز از آنها نقل نشده که بگویند الله در آسمان نیست، یا با مخلوقات، در هم آمیخته یا اینکه نه در داخل عالم و نه در خارج آن است، و نه متصل و نه منفصل، و نه مباین و نه موازی است. بلکه نصوصی که از آنها نقل شده همگی متفق هستند که الله تعالی در جهت علوّ قرار داشته و بر بالای همه چیز است.
اما عقل: از این جهت دال بر علوّ الله است که از خود بپرسیم: آیا علوّ، صفت کمال است یا سفل (پایین بودن)؟ جواب، علوّ است، و الله عز و جل در کتابش فرموده است: {وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى}[۴]، یعنی: {و وصف برتر در آسمانها و زمین از آنِ اوست}. بنا بر این، هر وصف کاملتری، برای الله عز و جل است، و وقتی که عقل دلالت بر کمال بودن صفت علوّ دارد، واجب است که علوّ برای الله عز و جل اثبات شود. تقریر آن چنین است که گفته شود: الله عز و جل یا در بالاست، یا پایین و یا موازی است. پایین بودن او تعالی، غيرممكن است. زیرا صفت اسفل، صفت نقص است، و موازی نیز به خاطر نقص بودنش، مستحیل است؛ زیرا مستلزم تساوی الله با مخلوقات است. پس هیچ چیزی جز جهت علوّ (بالا) باقی نمیماند. بنا بر این الله، بالا بوده و فوق همهی مخلوقات است.
اما فطرت: هر انسانی بر این فطرت خلق شده که الله تعالی در آسمان است. میبینی که انسانی میگوید: یا الله، و رو به سوی آسمان میکند. در قلبش ضرورتی برای هیچ چیز جز توجه کردن به آسمان، نمیبیند. به همین خاطر ما میگوییم: الله تعالی بالای هر چیزی است، و وقتی که بالای هر چیزی است، پس ممکن نیست منظور از این حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم میرسیدید، بر الله واقع میشد» این باشد که الله در زمین است.
اگر گفته شود: آیا این سخن الله تعالی: {وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ}[۵]، یعنی: {و او کسی است که در آسمان مورد پرستش، و در زمین نیز مورد پرستش است، و هر حکیم علیم است}، اقتضا میکند که الله همان طور که در آسمان است، در زمین نیز هست؟
جواب این است: خیر، زیر الله تعالی دارد در مورد الوهیت خبر میدهد، نه در مورد مکانش که آیا در آسمانهاست یا در زمین. ولی دارد خبر میدهد که او در آسمانها مورد پرستش است، و در زمین نیز مورد پرستش است، همان طور که میگوییم: فلانی در مکه امیر است، و در مدینه نیز امیر است؛ معنایش این است که امارتش هم در مکه و هم در مدینه، ثابت است، گر چه او قطعی در یکی از این دو شهر است و نمیتواند در هر دو شهر باشد. این آیه نیز دال بر این است که الوهیت الله در زمین و در آسمان ثابت است، و گر چه او تعالی در آسمان است.
[۱] – سوره زمر، آیه «۶۷».
[۲] – سوره أنعام، آیه «۶۱».
[۳] – سوره أعلی، آیه «۱».
[۴] – سوره نحل، آیه «۶۰».
[۵] – سوره زخرف، آیه «۸۴».