دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

۵۶ – حقیقت معیّت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با بندگانش

۵۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخنی که ایشان در کتابشان «عقیدة أهل السنة و الجماعة» گفته‌اند، توضیح خواسته شد. ایشان در این کتاب گفته‌اند: «و کسی که دارای چنین شأنی باشد، به صورت حقیقی با مخلوقاتش خواهد بود و گرچه به صورت حقیقی فوق مخلوقاتش و بر بالای عرشش است»:

جواب دادند: منظور ما از این سخن که «و کسی که دارای چنین شأنی باشد، به صورت حقیقی با مخلوقاتش خواهد بود و گرچه به صورت حقیقی فوق مخلوقاتش و بر بالای عرشش است»، این است که این آیه نیز مانند دیگر آیات صفات، معنای حقیقی‌اش، همراه با تنزیه الله تعالی از اختلاط با مخلوقاتش که شایسته‌ی او تعالی نیست، مد نظر است. بلکه او تعالی بر بالای عرشش بوده و از مخلوقاتش دور است.

حقیقت معیّت – همراهی – به معنای اختلاط نیست، و به همین خاطر عرب می‌گوید: «هر چه می‌رویم، ماه نیز با ماست»، با اینکه ماه در آسمان است، و هیچ کس از این سخن، چنین برداشت نمی‌کند که ماه در زمین است. پس الله عز و جل بزرگ‌تر و جلیل‌تر است. بنا بر این، او با اینکه در آسمان و بر عرش خود قرار گرفته، همراه مخلوقات است و ممکن نیست با مخلوقاتش اختلاط پیدا کند؛ چنان که شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله آن را در عقیده‌ی واسطیه بیان می‌کند. ایشان می‌گوید: «و همه‌ی این کلامی که الله تعالی ذکر کرد – که او بر بالای عرش است و همراه ماست – حق بوده و بر حقیقت خود است و احتیاج به تحریف ندارد». قبل از آن می‌گوید: «معنای این فرموده‌ی او تعالی {وَ هُوَ مَعَکُم: و او همراه شماست} این نیست که او با مخلوقاتش مخلوط است. زیرا لغت، چنین چیزی را واجب نمی‌کند. بلکه ماه که یکی از کوچک‌ترین مخلوقات الهی بوده، و در آسمان قرار گرفته است و با این حال، همراه با مسافر و غیر مسافر در هر جا که باشند، است».

با این تقریر دانسته می‌شود که الله تعالی حقیقتا همراه با خلق است، و اگر چه با ذات خود بر عرش قرار دارد و هیچ تناقضی بین این دو نیست.

همچنین با این تقریر، احتجاج اهل تاویل مثل اشاعره و دیگران بر علیه اهل سنت باطل می‌شود. زیرا آنها به اهل سنت می‌گویند: چطور وقتی ما آیات و احادیث صفات را تاویل می‌کنیم، بر ما انکار می‌کنید که آنها را از حقیقت خود خارج کرده‌ایم، در حالی که خودتان نصوص معیّت را تاویل کرده و آن را از حقیقتش خارج می‌کنید؟

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(56) سئل الشيخ: عن توضيح ما جاء في كتاب ” عقيدة أهل السنة والجماعة”. من قول فضيلته : “ومن كان هذا شأنه كان مع خلقه حقيقة، وإن كان فوقهم على عرشه حقيقة”؟

فأجاب بقوله : فقولنا: ” ومن كان هذا شأنه كان مع خلقه حقيقة، وإن كان فوقهم على عرشه حقيقة”. نريد بذلك أن هذه الآية كغيرها من آيات الصفات يراد بها حقيقة معناها مع تنزيه الله تعالى، عما لا يليق به من كونه مختلطاً بخلقه، بل هو سبحانه على عرشه بائن من خلقه.

وحقيقة المعية لا تستلزم الاختلاط، ولهذا تقول العرب: “ما زلنا نسير والقمر معنا”، مع أن القمر في السماء، ولا يفهم أحد من ذلك أن القمر في الأرض، فالرب جل وعلا أعظم وأجل فهو مع خلقه، كما قرر ذلك شيخ الإسلام ابن تيمية في العقيدة الواسطية، حيث قال: “وكل هذا الكلام الذي ذكره الله من أنه فوق العرش وأنه معنا حق على حقيقته لا يحتاج إلى تحريف”. وقال قبل ذلك: “وليس معنى قوله: (وهو معكم(. أنه مختلط بالخلق، فإن هذا لا توجبه اللغة، بل القمر آية من آيات الله من أصغر مخلوقاته، وهو موضوع في السماء وهو مع المسافر وغير المسافر أينما كان” أ.هـ. كلامه. وبهذا التقرير علم أن الله تعالى مع خلقه حقاً وإن كان بذاته فوق عرشه ولا تناقض بين هذا وهذا.

وبه أيضاً بطل احتجاج أهل التأويل من الأشعرية وغيرهم على أهل السنة، حيث قالوا لأهل السنة: لم تنكرون علينا التأويل فيما نؤوله من آيات الصفات وأحاديثها بصرفها عن حقيقتها، وأنتم تؤولون نصوص المعية وتصرفونها عن حقيقتها.

مطالب مرتبط:

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۷۰ – آیا «الحیّ القیّوم» از اسم‌های الله متعال است؟

شکی نیست که از اسم‌های الله تعالی، «الحیّ القیّوم» است. بلکه حتی گفته شده که این دو «اسم اعظم» الله هستند و این به خاطر آن است که این دو متضمن اسماء و صفات ذاتی و فعلی الله هستند. این دو اسم، در سه آیه از قرآن ذکر شده‌اند...

ادامه مطلب …

۶۰ – در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم می‌رسیدید، بر الله واقع می‌شد»

علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، می‌گویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع می‌شود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانه‌ای خردَل در دست یکی از ماست.

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

اگر در حدیث دجال تامل کنید، خواهید دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه