یکشنبه 30 ذیقعده 1447
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
17 می 2026

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

(۵۶۲) سوال: حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»: (به سرای آخر خود منتقل شده است) چیست؟

جواب:

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است. بنابراین اگر ظاهر این جمله را بگیریم، شامل انکار بعث و رستاخیز است که البته انکار بعث، کفر است؛ زیرا ايمان، این است که: به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، فرشتگانش، کتاب‌هایش، پیامرانش و قضا و قَدَر  از جمله خیر و شر آن ایمان داشته باشی؛ اما بیشتر مردم این جمله ‌را می‌گویند و معنایش را نمی‌دانند یا منظورشان همان چیزی است که تمام مسلمانان می‌دانند که قبر، گذرگاه است و آخرین سرا و جایگاه نیست.

در هر صورت، نظرم این است که گفتن این سخن، جایز نیست حتی اگر منظور شخص از این جمله همان باشد که تمام مسلمانان به طور بدیهی می‌دانند که بعث و رستاخیز حق است و باید از قبرها بیرون بیایند. گفتم: قبرها، گذرگاه و مزار هستند زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلْهَاكُمْ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمْ الْمَقَابِرَ} [التکاثر: ۱-۲]: (مال‌اندوزی، شما را مشغول کرد تا این که سرانجام، قبرها را زیارت کردید) نقل می‌شود که وقتی بادیه‌نشینی این آیه {حَتَّى زُرْتُمْ الْمَقَابِرَ} را شنید، گفت: به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند که وقتی کسی به زیارت می‌رود، آن‌جا اقامت نمی‌گزیند، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند که پس از قبر، سرای دیگری است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم عبارة: “حمل إلى مثواه الأخير”؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نعم هذه فيها الشيء الكثير، لو كان الناس يفهمون معناها وأرادوها؛ لأن قول القائل: إنه حمل إلى مثواه الأخير. يفيد أن القبر هو آخر مرحلة، وآخر منزلةٍ للإنسان، وليس الأمر كذلك، بل إن القبر يُعتبر ممرا ومزارًا، والمثوى الأخير هو إما الجنة، وإما النار، وهذه العبارة لو أخذنا بظاهرها لكانت تتضمن إنكار البعث، وإنكار البعث كفر؛ لأن الإيمان هو: أن تؤمن بالله وملائكته وكتبه ورسله واليوم الآخر، والقدر خيره وشره. لكن غالب الناس يطلقها، وهو لا يدري ما معناها، أو يريد ما يفهمه المسلمون كلهم من أن هذه القبور ممر وزيارة، وليست مثوى أخيرًا.

ولذلك نرى أنه لا يجوز للإنسان أن يُطلقها حتى إن كان يريد بها ما يعلمه المؤمنون بالضرورة من الدين وهو: أنه لا بد من البعث ولا بد من الخروج من هذه المقابر، وأنا قلت إن المقابر مزار. لقول الله تبارك وتعالى: ﴿ الهَنكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرتُمُ الْمَقَابِرَ ﴾ [التكاثر: ١-٢]. ويُذكر أن أعرابيا قارئًا يقرأ بهذه الآية يقول: ﴿ حَتَّى زُرتُمُ الْمَقَابِرَ ﴾ [التكاثر : ٢] فقال الأعرابي: والله ما الزائر بمقيم، والله إن هناك شيئًا وراء هذه المقابر.

مطالب مرتبط:

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

"الحمدُ لله وَكَفَى" يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۳۴) حکم گفتن این دعا: “ای الله! از تو نمی‌خواهیم که قضا و قدر خود را تغییر دهی؛ بلکه لطف در آن را از تو می‌خواهیم”

ین دعا را قبول ندارم بلکه نظرم بر حرام بودن آن است. این  سخن از آن‌چه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی و منع نموده است نیز سنگین‌تر است .

ادامه مطلب …

(۵۷۱) حکم شرع درباره‌ی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”

برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.

ادامه مطلب …

(۵۶۴) حکم این سخن چیست: “با مشورت شما و هدایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ”?

این معنا اشکال و گناهی ندارد. مسلمان از پروردگارش هدایت می‌خواهد و در مسائلی که برایش اشکال پیش می‌آید با برادرانش نیز مشورت می‌نماید؛ اما شایسته است جمله‌اش را با طلب هدایت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آغاز بکند.

ادامه مطلب …

(۵۵۴) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُم” برای تابعين و اتباع تابعين

چون اصطلاح علما چنین است که برای صحابه "رَضِيَ اللهُ عَنهُم" و برای بعد از آنان "رَحِمَهُمُ اللهُ" را استفاده می‌کنند، اگر شخصی برای فردی غیر از صحابه "رَضِيَ اللهُ عَنهُم" را به کار ببرد شنوده تصور می‌کند این فرد از صحابه است لذا شایسته است از این کار، پرهیز کنیم.

ادامه مطلب …

(۵۵۲) حکم نامگذاری مکه مکرمه “سرزمین ادیان آسمانی”

این تعبير، باطل است زیرا پیامبران بني اسرائيل از جمله موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام و عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام در سرزمین شام بوده‌اند، و نه در مکه.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه