(۴۵۲) سوال: دیدگاه دین دربارهی قصاید و اشعاری که در مدح رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم سروده و در مناسبتهای دینی در شبنشینیها ارائه میشود، چیست؟ دلیل از قرآن و سنت در این مورد چیست؟
جواب:
دوست ندارم عبارت “دیدگاه و رأی دین یا اسلام” در سؤال مطرح شود:
اول: (عبارت رأی و نظر دین): دين در حقیقت، دیدگاه و تفکر نیست بلکه دين عقيده و شریعتی از سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است که دیدگاه و نظر در آن جایگاهی ندارد؛ لذا ما افرادی که میگویند: این فکر اسلامی است و… را انتقاد میکنیم چون اسلام، نظر و دیدگاهی از میان نظرات و دیدگاههای گوناگون نیست بلکه شریعتی از سوی الله حکیم و بسیار دانا است. بله، میتوان گفت که فلان متفکر، مسلمان است زیرا انسان، فکر دارد و چنان که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ انسان را به تفکر در آفرینش آسمانها و زمین فرمان داده است تفکر میکند اما وصف دین به دیدگاه، فکر، نظر و… اشتباه است.
دوم: دوست ندارم حکم اسلام از فردی که ممکن است نظرش صحیح یا خطا باشد، پرسیده و گفته شود: حکم اسلام در این مورد چیست؟ زیرا اگر شخص، اشتباه جواب دهد این حکم اسلام نخواهد بود. بنابراین شایسته است گفته شود: حکم چیست؟ نظر شما در این مورد چیست؟ و… ؛ آنگاه شخص بر اساس کتاب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نظرش را ارائه میدهد.
دربارهی قصاید و اشعاری که در مدح رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم (که پدر و مادرم فدایش باد) سروده میشود، باید گفت: رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم شایستهی هر مدح و بزرگداشتی است که سزاوار یک پیامبر و فرستاده از سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باشد؛ وی آخرین پیامبر و فرستادگان و سرور تمام مخلوقات است لذا مستحق تمام اوصافی است که سزاوار ایشان باشد و فرقی ندارد که در قالب نظم یا نثر باشد؛ اما قصیدههایی که وی را از آن حدی سزاوار آن است خارج میکند مانند غلو و زیادهروی افراطی که میدانیم خود ایشان هم ازآن بیزار و ناخشنود است چنان که از آن نهی نموده است، نظرم این است که جایز نیست انسان آن را بخواند یا به محتوای آن اعتقاد داشته باشد.
از جمله این قصیدهها برای مثال: قصیدهی بوصيري (بردة) است که خطاب به پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میسراید:
فَإِنَّ مِنْ جُودِكَ الدُّنْيَا وَضَرَّتَهَا وَمِنْ عُلُومِكَ عِلْمُ اللَّوْحِ وَالقَلَمِ
همانا دنیا و آخرت از جمله بخشش تو است و علم و آگاهی از لوح محفوظ و قلم از جمله دانشهای تو است.
تردیدی نیست که این شرک است بلکه از بزرگترین نمودهای شرک است؛ زیرا چیزی را که خاص پروردگار است را برای پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم قرار داده و حق الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را از وی سلب کرده است. اگر دنیا و آخرت از جود و بخشش رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم باشد برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ چیزی نمیماند و اگر علم به لوح محفوظ و قلم، گوشهای از دانش او باشد برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ چیزی از علم باقی نمیماند. چنین سخنانی که از حد تجاوز کرده و غلو است، شایستهی مسلمان نیست که دربارهی پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بگوید و جایز نیست کسی چنین سخنانی بر زبان بیاورد و فرقی ندارد که در قالب نظم یا نثر باشد.
اشعاری که صفات پسندیدهاش را برمیشمارد و دربارهی شریعت کاملی که وی آورده و… سخن به میان میآورد، ایرادی بلکه میگوییم: مطالعه کردن آن، عبادت است زیرا محبت و تعظیم پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در قلب را تغذیه میکند چنان که الله بدان امر نموده و فرموده است: {لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ} [الفتح: ۹]: (تا به الله و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری کنید و او را بزرگ بدارید و او را تسبیح بگویید) البته اگر حرف «لـِ» در {لتؤمنوا} میتواند را برای امر قرار دهیم اما در غیر این صورت برای بیان علّت است. این کار، مقصود شرع است و تعزیر به معنای بزرگداشت ایشان است اما باید سزاوار ایشان باشد و به شرطی که این قصیدهها برای مناسبتهای سالانه قرار داده نشود که هر بار تکرار شود؛ چنان که برخی آن را در جشن شب تولد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم انجام میدهند که آن را وارد دین الله کردهاند و هیچ پایه و اساسی در دین ندارد؛ منظورم جشن شب تولد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که آن را نوآوری کرده و عیدی قرار دادهاند که هر سال تکرار میشود و اشعار و قصیدههایی در مدح پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم گفته میشود و انواع گوناگونی از صلوات بر ایشان را یاد میکنند که هرگز در رهنمودها و سنت ایشان و یارانش رَضِيَاللهُعَنْهُم نیامده است.
بنابراین بدعت جشن تولد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از جمله منکراتی است که بر مسلمانان واجب است از آن خودداری نمایند و اگر این کار، درست و خوب بود کسانی که از ما بهتر بودند و ایشان را بیشتر دوست داشتند این کار را انجام میدادند؛ کسانی مانند صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم و تابعین که به نیکی از آنان پیروی نمودند. آنها هرگز چنین کاری را در شب تولد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم انجام نداده و حتی به آن اشاره هم نکردهاند.
تردیدی نیست که آنان که این کار را بدعتگذاری کرده و رواج دادهاند، در حقیقت از شریعت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و خود ایشان ایراد گرفتهاند؛ شکی نیست که آنان میخواهند با این کار به درگاه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ تقرب جویند و تقرب جستن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ عبادت است اما دین اسلام از همهی جوانب در عبادتهای قولی و فعلی کامل شده است؛ همان طور که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً} [المائده: ۳]: (امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم).
بنابراین هر کس عبادتی را در عقیده، قول و عمل، نوآوری کند که پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و اصحابش بر آن نبوده باشند، شکی نیست که حقیقت وی و زبان حالش چنین میگوید: دين کامل نشده است و من آن را با این عبادت که برای تقرب و نزدیکی به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ ایجاد کردم، کامل کردم؛ لذا شخص مبتدع که اعتقاد، سخن یا عملی را برای تقرب به الله ایجاد میکند و انجام میدهد باید دوباره به کارش بنگرد و بداند که با بدعت به دين الله توهین کرده و آن را ناقص قلمداد کرده است که با این بدعت، نیاز به کامل شدن دارد. از الله خواستارم که ما و تمام برادران مسلمانمان را مخلص برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیرو پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم قرار دهد.
***