چهارشنبه 9 محرم 1448
۲ تیر ۱۴۰۵
24 ژوئن 2026

(۴۸۵) حكم چنگ زدن به كعبه و کشیدن صورت بر آن

(۴۸۵) سوال: حكم چنگ زدن كعبه، کشیدن صورت بر آن، لیسیدن آن و دست کشیدن بر آن سپس کشیدن دست بر سینه، چیست؟

جواب:

این از بدعت‌های ناشایست است و به حرام بودن نزدیک‌تر است زیرا نقل نشده که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چنین کرده باشد و نهایت چیزی که در این باره وارد شده، گذاشتن سینه، صورت و دست‌ها بین حجر الأسود و درب کعبه است نه هر جایی از کعبه که برخی افراد از حجاج که جاهل و نادان هستند، مرتکب می‌شوند؛ اما زبان زدن یا دست زدن به کعبه و کشیدن آن بر بدن، بدعت است زیرا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نقل نشده است.

شایان ذکر است که هدف از دست کشیدن بر حجر الأسود و ركن يمانی، انجام عبادت کردن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با دست کشیدن بر آن است، نه تبرک به آن چنان که برخی افراد ناآگاه تصور می‌کنند؛ لذا این افراد پس از مسح ركن يماني یا حجر الأسود، دست بر صورت و سینه‌ی خود یا فرزندانشان می‌کشند که این کار، مشروع نیست و اعتقادی بدون پایه و اساس است زیرا تعبد با تبرك فرق دارد. دلیل این که هدف از این کار، تعبد محض است و تبرک نیست، این است که عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در کنار حجر الأسود گفت: «إنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ لَا تَضُرُّ وَلَا تَنْفَعُ وَلَوْلَا أَنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُقَبِّلُكَ مَا قَبَّلْتُكَ»: (من خوب می‌دانم که تو فقط یک سنگ هستی که هیچ سود و زیانی نمی‌رسانی و اگر نمی‌دیدم که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تو را می‌بوسد، هرگز تو را نمی‌بوسیدم).

همچنین دوست دارم در مورد کاری که بسیاری از افراد نادان انجام می‌دهند، توضیح دهم که به تمام دیوارهای کعبه و ارکان آن، دست می‌کشند، هیچ اساس شرعی ندارد و بدعتی است که از آن نهی می‌شود. عبد الله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا وقتی دید معاويه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ تمام گوشه‌های کعبه را دست می‌کشد، کارش را نادرست خواند. معاویه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: هیچ جایی از کعبه رها نمی‌شود! ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا پاسخ داد: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ} [الاحزاب: ۲۱]: (قطعاً رسول الله، الگوی خوبی برای شما است) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دیدم که دو رکن یمانی را دست کشید؛ لذا معاويه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به سخن ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا بازگشت و عمل نمود). بنابراین دست کشبدن به كعبه یا عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با دست کشیدن به آن یا برخی ارکان آن، عبادت است که واجب است در انجام آن، فقط از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیروی شود.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل أيضًا: ما حكم التمسك بالكعبة المشرفة، ومسح الخدود عليها ولحسها باللسان ومسحها بالكفوف، ثم وضعها على صدر الحاج؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا من البدع التي لا تنبغي، وهي إلى التحريم أقرب؛ لأن ذلك لم يرد عن النبي صلى الله عليه وسلم وغاية ما ورد في مثل هذا الأمر هو الالتزام، بحيث يضع الإنسان صدره وخده ويديه على الكعبة، فيما بين الحجر الأسود والباب لا في جميع جوانب الكعبة، كما يفعله جهال الحجاج اليوم، وأما اللحس باللسان أو التمسح بالكعبة، ثم مسح الصدر به أو الجسد، فهذه بدعة بكل حال؛ لأنه لم يرد عن النبي صلى الله عليه وسلم.

وبهذه المناسبة أود أن ألفت نظر الحجاج إلى أن المقصود بمسح الحجر الأسود والركن اليماني هو التعبد الله تعالى ،بمسحهما، لا التبرك بمسحهما، خلافًا لما يظنه الجهلة؛ حيث يظنون أن المقصود هو التبرك، ولهذا ترى بعضهم يمسح الركن اليماني، أو الحجر الأسود، ثم يمسح بيده على صدره، أو على وجهه، أو على صدر طفله أو على وجهه، وهذا ليس بمشروع، وهو اعتقاد لا أصل له ففرق بين التعبد والتبرك. ويدل على أن المقصود التعبد المحض دون التبرك أن عمر رضي الله عنه قال وهو عند الحجر: «إِنِّي أَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ، لَا تَضُرُّ وَلَا تَنْفَعُ، وَلَوْلَا أَنِّي رَأَيْتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم يُقَبِّلُكَ مَا قَبَّلْتُكَ».

وبهذه المناسبة أيضًا أود أن أبين أن ما يفعله كثير من الجهلة: يتمسحون بجميع جدران الكعبة وجميع أركانها فإن هذا لا أصل له، وهو بدعة ينهى عنها. ولما رأى عبد الله بن عباس رضي الله عنهما معاوية رضي الله عنه يستلم الأركان كلها أنكر عليه، فقال له معاوية رضي الله عنه: ليس شيء من البيت مهجورا! فأجابه ابن عباس رضي الله عنهما: ﴿ لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أَسْوَةٌ حَسَنَةٌ ﴾ [الأحزاب: ٢١]. وقد رأيت النبي صلى الله عليه وسلم يمسح الركنين اليمانيين. فرجع معاوية رضي الله عنه إلى قول ابن عباس رضي الله عنهما. فدل هذا على أن مسح الكعبة، أو التعبد الله تعالى بمسحها، أو مسح أركانها، إنما هو عبادة، يجب أن تتبع فيها آثار النبي صلى الله عليه وسلم فقط.

مطالب مرتبط:

(۴۳۳) دیدگاه فقهاء درباره‌ی بدعت

بدعت این است که انسان، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با چیزی از اعتقاد، قول یا عمل عبادت کند که خود آن را تشریع نکرده است.....

ادامه مطلب …

(۴۵۴) حکم کسی که مدیحه‌سرایی برای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یا صالحان را تجارتی برای خود قرار داده است

حرام است؛ مدیحه‌سرایی برای پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دو نوع است: اول: مدحی که سزاوار پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد و در آن غلو و زیاده‌روی نشود؛ دوم: مدحی که درباره‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد و به حد غلو و زیاده‌روی برسد که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم  از آن نهی نموده.

ادامه مطلب …

(۴۷۲) حکم برگزاری جشن سالگرد ازدواجشان

به نظر من این جشن، جایز نیست زیرا آن ‌را به عنوان روز عید در نظر گرفته‌اند؛ بدین صورت که هر گاه آن روز فرا رسد شادی می‌کنند، به هم‌دیگر هدیه می‌دهند.

ادامه مطلب …

(۴۳۶) آیا چیزی با عنوان “بدعت حسنه” و “بدعت سیئه” وجود دارد؟

هرگز امکان ندارد که در مورد نوآوری و بدعت در دین الله گفته شود: بدعت نیک و حسنه است بعد از این که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) ...

ادامه مطلب …

(۴۴۹) حکم ذكر و یاد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به صورت دسته‌جمعی در روزهای معین

اگر انسان به سنت اکتفا کند وی را از چیزهای دیگر بی‌نیاز می‌کند و خیر و خوبی بسیاری را برایش به ارمغان می‌آورد....

ادامه مطلب …

(۴۸۳) حکم قرار دادن هلال روی مناره‌ها و گلدسته‌ها

صب هلال روی مناره‌ها، در بیشتر مناطق کشور، کاری جدید است. همچنین گفته شده است: برخی مسلمانان که از دیگران در قرار دادن چیزی بر معابد خود، تقلید کرده‌اند، هلال را در مقابل صلیب نصاری قرار داده‌اند؛ بنابراین نصب هلال روی مناره‌ها به خاطر این شبهه و برای جلو گیری از هدر دادن مال و وقت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه