(۱۲۰۶) سوال: صحت این حدیث تا چه اندزه است: «کسی که از گناه توبه کرده مانند کسی است که گناهی نکرده»؟[۱]
جواب:
حدیث را با این لفظ، نمیدانم صحیح است یا خیر. اما شکی نیست که توبه کننده از گناه در صورتی که توبهاش نصوح باشد، گناهش بر او تاثیری ندارد و چه بسا بعد از توبهاش، ایمان و عمل صالحش بیشتر شود و بعد از توبه، از قبل توبهاش بهتر شود. آیا این فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را نمیبینی: {وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ} [فرقان: ۶۸]. (و کسانی که با الله، معبود دیگری را نمیخوانند و نفسی را که الله – کشتنش را – حرام کرده است، جز به حق، نمیکشند و زنا نمیکنند)؟
همهی این گناهان جزء گناهان کبیره هستند: شرک و قتل عمد و زنا. در این سه گناه، تجاوز به حق الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است به وسیلهی شرک و تجاوز به حق مخلوق است به وسیلهی قتل و تجاوز به حق مخلوق است به وسیلهی تعرض به ناموس. اما با این حال، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرمود: {وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا * يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا * إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا} [فرقان: ۶۸-۷۰]: (و هر کس که آن را انجام دهد، جزایش را خواهد دید. روز قیامت عذابش دو چندان میگردد و در – آتش جهنم – جاوید خواهد ماند. به جز کسی که توبه کند، ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. اینها هستند که الله بدیهایشان را تبدیل به نیکی میکند و الله غفور و رحیم است).
آیا نمینگری به آدم عَلَيْهِالسَّلَام که وقتی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ او را از خوردن درخت ممنوعه نهی فرمود، الله را نافرمانی کرد؟ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى} [طه: ۱۲۱، ۱۲۲]: (و آدم نافرمانی پروردگارش را کرد و به بیراهه رفت. سپس پروردگارش او را انتخاب نمود، توبهاش را پذیرفت و هدایت فرمود). در اینجا برای آدم، انتخاب از طرف الله و توبه و هدایت با هم حاصل شد. توبه کردن از گناهان، واجب است. واجب است که انسان هر چه زودتر از گناهانش توبه نماید؛ تا نکند اجل انسان بیاید و دیگر توبه برایش سودی نداشته باشد. خوب است در اینجا به شروط توبهی نصوص اشاره کنیم. توبهی نصوح دارای پنج شرط است:
شرط اول: توبهاش خالصانه برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باشد. اینطور نباشد که ترس از مردم یا ریاکاری یا رسیدن به منصب یا هر دلیل دیگری، او را وادار به توبه کند. باید توبهاش برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و برای فرار از عقوبت او و رسیدن به ثواب او باشد.
شرط دوم: پشیمانی از گناهی که انجام داده است. طوری که در خود حسرت و غمی نسبت به کاری که از او سر زده حس کند تا این گونه، قلبش در مقابل الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ شکسته شود و خودش در مقابل الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ سر به زیر آورد و در مقابل الله به خاطر گناهی که مرتکب گشته، خاکسار باشد.
شرط سوم: دست کشیدن از گناه. چه اینکه توبه با وجود اصرار بر گناه، فایدهای ندارد و قبول نمیشود. بلکه توبه به همراه اصرار ورزیدن بر همان گناه، نوعی تمسخر است. مثلا انسان اگر خواست از رباخواری توبه نماید، ولی به ربا گرفتن ادامه میدهد، اگر ادعای توبه کند، ادعایش دروغ است و کارش به استهزای الله نزدیکتر است تا اینکه تعظیم الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باشد. اگر انسان بخواهد از شرب خمر توبه کند، ولی هنوز شرب خمر میکند، توبهاش درست نیست. چون توبهاش چطور صحیح است در حالی که هنوز مرتکب آن گناه میشود؟! میخواهد از غیبت کردن توبه کند، ولی باز هم غیبت میکند. این توبه صحیح نیست؛ چون حتما باید از گناه دست بکشد. میخواهد از غصب کردن مال مردم توبه کند، ولی هنوز اموال مردم نزدش است و به آنها پس نداده است. چطور توبهاش صحیح است؟!
شرط چهارم: عزم داشته باشد که دیگر آن گناه را مرتکب نشود. یعنی در قلبش تصمیم محکم بگیرد که دیگر به این گناه برنگردد. اگر بگوید که توبه کردم، ولی نیتش این است که اگر موقعیتی جور شد، باز هم آن گناه را مرتکب شود، توبه نکرده است. بلکه باید عزمش بر این باشد که دیگر به آن گناه باز نگردد. اگر در آینده دوباره مرتکب آن گناه شد، در حالی که عزم کرده بود دیگر مرتکب آن گناه نشود، توبهی اولش فاسد نیست، بلکه باید تجدید توبه نماید.
شرط پنجم: توبه قبل از فرا رسیدن اجل باشد. اگر انسان بر معصیتش اصرار ورزد تا زمانی که اجلش رسید و آنجا خواست توبه کند، توبهاش مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت. به دلیل اینکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ} [نساء: ۱۸]: (و توبه برای کسانی نیست که مرتکب گناهان میشوند، تا زمانی که اجل یکی از آنها فرا رسید، گوید: الان توبه کردم). همچنین توبه بعد از اینکه خورشید از مغرب طلوع کند، قابل پذیرش نیست. به دلیل اینکه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «هجرت قطع نمیشود تا زمانی که توبه قطع شود و توبه قطع نمیشود تا اینکه خورشید از مغرب طلوع نماید».[۲]
اینها پنج شرطی هستند که برای نصوح بودن توبه و مقبول بودن آن نزد الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ، لازم هستند.
***
[۱] سنن ابن ماجه: کتاب الزهد، باب ذکر التوبة، حدیث شماره (۴۲۵۰)، از ابن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «التَّائِبُ مِنْ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ».
[۲] سنن أبوداود: کتاب الجهاد، باب فی الهجرة هل انقطعت، حدیث شماره (۲۴۷۹)، از معاویه رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «لا تنقطع الهجرةُ حتى تنقطعَ التوبةُ، ولا تنقطعُ التوبةُ حتى تطلعَ الشمسُ من مَغربِها».