پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۱۱۸۰) جواب منکران رویت الله در آخرت

(۱۱۸۰) سوال: یک نفر در مورد این دعا سوال دارد. او می‌پرسد که آیا این دعا در سنت وجود دارد: «پروردگارا! ای آنکه چشم‌ها او را نمی‌بینند و توصیف کنندگان، نمی‌توانند وصفش کنند»؟[۱]

جواب:

خیر، این غلط است. اشتباه بزرگی است. چون وقتی گفت: «پروردگارا ای آنکه چشم‌ها او را نمی‌بینند» و آن را به صورت مطلق به کار برد، به معنی انکار رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت است. در حالی که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که مومنان در آخرت پروردگارشان را با چشمانشان می‌بینند «چنان که خورشید را در آسمان صافِ بدون ابر می‌بینند و چنان که ماه را در شب چهاردهم می‌بینند».[۲]

گروهی رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را انکار کرده‌اند. آنها می‌گویند: الله در دنیا و آخرت، دیده نمی‌شود. آنها این سخن را با تکیه بر عقلشان که در اثبات و نفی صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن اعتماد می‌کنند، بر زبان می‌آورند. این اشتباه بزرگی است که انسان عقلش را در امور غیبی حاکم کند. چون امور غیبی را نمی‌شود فهمید مگر اینکه آن را و یا نظیر آن را مشاهده کند یا شخص صادقی در مورد آن خبر دهد. بر این اساس آنها رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را انکار می‌کنند و کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را بنا بر عقیده‌ی خودشان که مبنی بر عقلِ فاسد است، به تحریف می‌کشند. چون در حقیقت، حاکم قرار دادن عقل آن است که انسان به آنچه الله و رسولش خبر داده‌اند کاملا تسلیم باشد. این مقتضای عقل و ایمان است.

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا} [نساء: ۶۵]: (و قسم به پروردگارت که مومن نیستند تا اینکه تو را در مشاجراتی که بینشان رخ می‌دهد، قاضی قرار دهند. سپس در دل خود هیچ سختی نسبت به آنچه تو حکم کرده‌ای نیابند و کاملا تسلیم باشند).

اینهایی که منکر رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت هستند، کاملا تسلیم نیستند. بلکه رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت را انکار می‌کنند و می‌گویند: چنین چیزی امکان ندارد. به آنها باید گفت: سبحان الله! نصوص شرعی در این مورد واضح هستند. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ} [قیامه: ۲۲-۲۳]: (چهره‌هایی در آن روز شادابند. به سوی پروردگارشان نظر می‌کنند).

«الی ربها ناظرة»، یعنی: به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نظر می‌کند و از آنجا که نظر را به وجوه اضافه نموده، منظور دیدن با چشم سر است. چون ابزار دیدن در صورت، چشم است. آنها آیه را تحریف می‌کنند و می‌گویند: «الی ربها ناظرة» یعنی: به ثواب و پاداشی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آنها داده است نگاه می‌کنند. این تحریف است. چون مانند بنی اسرائیل، کلمه‌ای را به آیه اضافه می‌کنند. وقتی به بنی اسرائیل گفته شد: بگویید: «حطّة»، حرفی را به آن اضافه کردند و گفتند: «حنطة». حال به اینها گفته می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ} [انعام: ۱۰۳]: (چشم‌ها قابلیت ادراک او را ندارند و اوست که بر چشم‌ها احاطه دارد).

این آیه دال بر ثبوت اصل رویت است. چون «لا تدرکه» یعنی اینکه او را می‌بیند ولی به او احاطه ندارد. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بزرگ‌تر از آن است که مخلوقی از مخلوقاتش به او احاطه داشته باشد.

عجیب اینجاست که آنها به این آیه برای نفی رویت استدلال می‌کنند در حالی که این آیه حجتی بر علیه خودشان است. نیز به آنها می‌گوییم: موسی عَلَيْهِ‌السَّلَام گفت: {رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ} [اعراف: ۱۴۳]: (پروردگارا، خود را به من بنما تا به تو نظر کنم). در حالی که اگر رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امکان نداشت، برای موسی لایق نبود که چنین درخواستی کند. این در حالی است که او یکی از پیامبران اولو العزم است و امکان ندارد از الله چیزی را بخواهد که شایسته نیست.

اینها می‌گویند: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به موسی فرمود: {لن ترانی}، تو مرا نمی‌بینی. بله، الله به موسی فرمود: (لن ترانی : مرا نمی‌بینی)، یعنی در دنیا نمی‌توانی دیدنم را تحمل کنی. به همین خاطر نیز الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای او مثالی زد و به او فرمود: {انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا} [اعراف: ۱۴۳]: (به کوه نگاه کن. اگر در جایش ثابت ماند، پس تو نیز مرا خواهی دید. پس وقتی پررودگارش خود را به کوه نمایاند، از هم پاشید). کوه از هم پاشید و با زمین یکی شد. اینجا بود که موسی از آنچه دید، بیهوش شد. یعنی این آیه که به آن برای نفی رویت استدلال می‌کنند، در واقع بر ضد خودشان است.

نیز به آنها می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد فاجران می‌فرماید: {كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ} [مطففین: ۱۵]: (هرگز چنین نیست. بی‌گمان، آنان در آن روز از دیدن پروردگار‌شان محرومند) و این را مجازاتی برای آنها قرار داده است. حال اگر نیکوکاران نیز الله را نمی‌دیدند که دیگر فرقی میان فاجران و نیکوکاران نبود. به همین خاطر نیز امام شافعی رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «الله اینها را در حال غضبش از دیدن خود محروم کرده و در حالت رضایتش، به نیکوکاران اجازه داده تا او را ببینند». این استدلال خوبی است.

به آنها می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ} [یونس: ۲۶]: (برای نیکوکاران، بهشت و بیشتر از آن است) و آگاه‌ترین کس به قرآن و ناصح‌ترین انسان نسبت به بندگان و فصیح‌ترین آدم صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده زیادتي  که در آیه ذکر شده، نگاه کردن به وجه و صورت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.[۳]

به آنها می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ} [ق: ۳۵]: (برای آنهاست در آن هر چه را بخواهند و نزد ما بیشتر از آن هست)، که مزید در آیه، به نگاه کردن به وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تفسیر می‌شود؛ چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم «زیادة» را تفسیر نمود.

به آنها می‌گوییم: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ} [مطففین: ۳۴-۳۵]: (پس امروز مومنان به کفار می‌خندند. بر تخت‌ها نشسته و در حال نظاره کردن هستند). حذف معمول در اینجا به معنای این است که هر نگاهی که از آن استمتاع و لذت ببرند را شامل شود. بزرگ‌ترین نوع آن، نگاه کردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. آنها به پروردگار سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و نعمت‌هایی که برایشان آماده کرده، نگاه می‌کنند و به کافرانی نگاه می‌کنند که در دنیا مورد ریخند آنها قرار می‌گرفتند و با چشمانشان به مومنان اشاره می‌کردند.

به آنها می‌گوییم: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که آگاه‌ترین انسان به الله و ناصح‌ترین شخص نسبت به بندگان و فصیح‌ترین در گفتار و محکم‌ترین در سخن است، می‌فرماید: «شما پروردگارتان را خواهید دید چنان که ماه را در شب چهارده می‌بینید. پس اگر توانستید که نماز قبل از طلوع خورشید و نماز بعد از غروبش را بخوانید، پس این کار را انجام دهید».[۴]

همچنین خبر می‌دهد که «مومنان روز قیامت پروردگارشان را به عینه با چشمانشان خواهند دید، چنان که خورشید را در آسمان صاف بدون ابر مشاهده می‌کنند».

به مثال‌هایی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در اثبات و تقریر و تاکید بر رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌زند و هیچ کس در آنها شک نمی‌کند، دقت کنید: خورشید در آسمان صاف بدون ابر، هیچ کس در دیدنش شک نمی‌کند. ماه شب چهارده را همه می‌بینند. به همین خاطر صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم و ائمه‌ی این امت بر رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت اجماع کرده‌اند و از هیچ کدامشان قولی مبنی بر نفی این مساله ذکر نشده است. کمترین چیزی که می‌شود به اینها گفت این است که نزد ما بیایید تا با هم در یکی از مساجد بنشینیم و دعا کنیم و بگوییم: پروردگارا، هر کس که رویت تو در آخرت را انکار می‌کند، او را از آن محروم کن.

گمان نمی‌کنم جرئت چنین کاری را داشته باشند. نمی‌توانند بیایند و چنین درخواستی از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بکنند. این نشان می‌دهد که ایمانشان به نفی رویت الله، از روی یقین نیست. خلاصه اینکه رویت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با قرآن و سنت و اجماع سلف، ثابت است. از الله خواهانیم که هر کس منکر آن است را به سوی حق هدایت نماید تا اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در حالی ملاقات کنند که به کتاب او و سنت پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان دارند و در این مساله‌ی واضح، پیرو صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم باشند.

***


[۱] روایت طبرانی در «المعجم الأوسط» (ج۹، ص۱۷۲، حدیث شماره ۹۴۴۸)، از انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «يَا مَنْ ‌لَا ‌تَرَاهُ ‌الْعُيُونُ، وَلَا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ».

[۲] صحیح بخاری: کتاب صفة الصلاة، باب فضل السجود، حدیث شماره (۷۷۳). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب معرفة طریق الرؤیة، حدیث شماره (۱۸۲). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «هَلْ تُضَارُّونَ فِي رُؤْيَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ؟ قَالُوا: لَا. يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: هَلْ تُضَارُّونَ فِي الشَّمْسِ لَيْسَ دُونَهَا سَحَابٌ؟ قَالُوا: لَا. يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ فَإِنَّكُمْ تَرَوْنَهُ كَذَلِكَ».

[۳] صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب إثبات رؤیة المؤمنین فی الآخرة ربهم سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، حدیث شماره (۱۸۱)، با این لفظ: «إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ، قَالَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: تُرِيدُونَ شَيْئًا أَزِيدُكُمْ؟ فَيَقُولُونَ: أَلَمْ تُبَيِّضْ وُجُوهَنَا؟ أَلَمْ تُدْخِلْنَا الْجَنَّةَ وَتُنَجِّنَا مِنَ النَّارِ. قَالَ فَيَكْشِفُ الْحِجَابَ. فَمَا أُعْطُوا شَيْئًا أَحَبَّ إِلَيْهِمْ مِنَ النَّظَرِ إِلَى رَبِّهِمْ عَزَّ وَجَلَّ».

[۴] صحیح بخاری: کتاب مواقیت الصلاة، باب فضل صلاة العصر، حدیث شماره (۵۲۹). صحیح مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب فضل صلاتی الصبح و العصر و المحافظة علیهما، حدیث شماره (۶۳۳)، از جریر بن عبدالله رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِنَّكُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ، كَمَا تَرَوْنَ هَذَا الْقَمَرَ، ‌لَا ‌تُضَامُّونَ فِي رُؤْيَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ لَا تُغْلَبُوا عَلَى صَلَاةٍ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا فَافْعَلُوا».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسأل عن هذا الدعاء هل هو وارد: «اللهم يا من لا تراه العيون، ولا يصفه الواصفون»؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا، هذا غلط هذا غلط عظيم؛ لأنه إذا قال: اللهم يا من لا تراه العيون وأطلق صار في هذا إنكار لرؤية الله -تعالى- في الآخرة، وقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أن المؤمنين يرون ربهم يوم القيامة عيانا بأبصارهم، كما يرون الشمس صحوا ليس دونها سحاب، وكما يرون القمر ليلة البدر».

وقد أنكر قوم رؤية الله -عز وجل- وقالوا: إن الله لا يُرَى لا في الدنيا ولا في الآخرة، وذلك بناءً على عقولهم التي يعتمدون في إثبات الصفات الله -عز وجل- ونفيها عنه عليها – أي: على عقولهم وهذا خطأ عظيم أن يُحكم الإنسان عقله في أمر من أمور الغيب؛ لأن أمور الغيب لا يمكن إدراكها إلا بمشاهدتها، أو مشاهدة نظيرها، أو خَبَر الصادق عنها، فتجدهم ينكرون رؤية الله، ويُحرفون كلام الله ورسوله بناء على عقيدتهم المبنية على العقل الفاسد؛ لأن حقيقة تحكيم العقل أن يُسَلَّم الإنسان لما أخبر الله به ورسوله تسليما تاما، فإن هذا مقتضى العقل ومقتضى الإيمان، قال الله -تعالى-: ﴿ فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴾ [النساء: ٦٥].

وهؤلاء المنكرون لرؤية الله -تعالى- في الآخرة لم يُسَلِّموا تسليما، بل أنكروا ذلك وقالوا: لا يمكن. فقيل لهم سبحان الله ! النصوص واضحة في هذا، في القرآن الكريم قال الله تعالى -: ﴿ وُجُوهٌ يَوْمَذِ نَاضِرَةٌ إِلَى رَيْهَا نَاظِرَةٌ ﴾ [القيامة: ۲۲-۲۳] ناضرة :أي حَسَنة. إلَى رَتِهَا نَاظِرَةٌ له أي: تنظر إلى الله -عز وجل-. وإضافة النظر إلى الوجوه يعني أنه بِالْعَيْنِ؛ لأن أداة النظر في الوجه هي العين، فَحَرَّفوا الكلم عن مواضعه وقالوا: ﴿ إِلَى رَتِهَا نَاظِرَةٌ ﴾ أي: إلى ثواب ربها ناظرة، وهذا تحريف، زادوا في الآية كلمةً كما زادت بنو إسرائيل حرفًا، حين قيل لهم قولوا حطة، فقالوا: حنطة. وقيل لهم إن الله -سبحانه وتعالى يقول: ﴿ لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَرَ ﴾ [الأنعام: ١٠٣] وهذه الآية تدل على ثبوت أصل الرؤية؛ لأن معنى لا تدركه أي: تراه ولا تدركه؛ لأنه أعظم من أن يحيط به شيء من مخلوقاته.

والعجب أنهم يستدلون بهذه الآية على نفي الرؤية، وهي حجة عليهم. وقيل لهم: إن موسى عليه الصلاة والسلام قال: ﴿ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ﴾ [الأعراف: ١٤٣] ولو كانت الرؤية ممتنعة على الله -عز وجل- لكانت غير لائقة به، وموسى أحد الرسل أولي العزم لا يمكن أن يسأل الله ما لا يليق به أبدا، مستحيل. قالوا: إن الله قال له: ﴿ لَن تَركني ﴾ [الأعراف: ١٤٣]. نعم قال: ﴿ لن تركني ﴾ يعني: في الدنيا لن تثبت لرؤيتي، ولهذا ضرب الله له مثلا فقال: ﴿ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ، فَسَوْفَ تَرَينِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دكا ﴾ [الأعراف: ١٤٣] انْدَكَ الجبل، سَاوَى الأرض، حينئذ خَرَّ موسى صَعِقًا مما رأى، فيكون بهذه الآية التي استدلوا بها على نفي الرؤية دليل عليهم -والحمد لله-.

وقيل لهم: إن الله -تعالى- يقول في الفُجَّارِ: ﴿ كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَذٍ محْجُوبُونَ ﴾ [المطففين: ١٥] وجعل هذا عقابًا عليهم، ولو كان الأبرار لا يرونه لاستوى في هذا الحكم الفجار والأبرار، ولهذا قال الإمام الشافعي رحمه الله: «إن الله لم يحجب هؤلاء عنه في حال الغضب إلا وقد أذن للأبرار أن يروه في حال الرضا» أو كلمة نحوها، وهذا استدلال جيد.

وقيل لهم: إن الله تبارك وتعالى قال: ﴿وَلِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ ﴾ [يونس: ٢٦] وقد فَسّر أعْلَم الخلق بكلام الله، وأنصح الخلق لعباد الله، وأفصح الخلق فيما يقول صلى الله عليه وسلم قال: «إن الزيادة هي النظر إلى وجه الله».

وقيل لهم: إن الله -تعالى- قال: ﴿ هُم مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴾ [ق: ٣٥]، وقد فسر المزيد بأنه النظر إلى وجه الله، كما فَسَّر به النبي صلى الله عليه وسلم الزيادة. وقيل لهم: إن الله -تعالى- قال: ﴿ فَالْيَوْمَ الَّذِينَ ءَامَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ عَلَى الْأَرَابِكِ يَنظُرُونَ ﴾ [المطففين: ٣٤-٣٥] وحَذَف المفعول ليَعُمّ كل نظرة يستمتعون بها ويتلذذون بها، وأجَلّها رؤية الله عز وجل، فهم ينظرون الرب عز وجل-، وينظرون ما أعد الله لهم من النعيم، وينظرون الكفار الذين كانوا في الدنيا يضحكون بهم وإذا مروا بهم يتغامزون.

وقيل لهم: إن النبي صلى الله عليه وسلم وهو أعلم الخلق بالله، وأنصحهم لعباد الله، وأفصحهم في المقال، وأسدهم في القول – قال: «إنكم سترون ربكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تُضامُون في رؤيته، فإذا استطعتم أن لا تُغلبوا على صلاة قبل طلوع الشمس وصلاة قبل غروبها فافعلوا».

وأخبر أن «المؤمنين يرون ربهم يوم القيامة عيانا بأبصارهم، كما يرون الشمس صحوا ليس دونها سحاب».

فانظر إلى هذا التثبيت والتقرير والتوكيد لرؤية الله -عز وجل- بضرب هذه الأمثلة التي لا يشك فيها أحد الشمس في حال الصحو ليس معها سحاب لا يشك أحد في رؤيتها، والقمر ليلة البدر لا أحد يحتجب عنه رؤيته كُل يراها، ولهذا أجمع الصحابة رضي الله عنهم وأئمة الأُمة على ثبوت رؤية الله -عز وجل في الآخرة، لم يرد عن أحد منهم أنه نَفَى ذلك أبدا، وأدنى ما يقال لهؤلاء: ائتوا إلينا لنجلس في أحد المساجد ولندعو الله -عز وجل- فنقول: اللهم من أنكر رؤيتك في الآخرة فاخرمه منها يا رب العالمين.

لا أظن أن يثبت لهم قَدَمٌ على ذلك أبدا، لن يصبروا أن يأتوا ويدعوا الله -عز وجل- بهذا الدعاء، مما يدل على أن إيمانهم بانتفاء الرؤية ليس إيمانًا عن يقين. والخلاصة أن رؤية الله سبحانه وتعالى ثابتة بالقرآن والسنة وإجماع السَّلَف، ونسأل الله -تعالى- لمن أنكرها أن يهديهم إلى الحق، حتى يلقوا الله -عز وجل- وهم مؤمنون بكتابه وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم  ومتبعون للصحابة رضي الله عنهم في هذه المسألة البينة الواضحة.

مطالب مرتبط:

(۱۱۴۲) فضیلت خواندن نماز صبح و عصر

منظور از «بردین» نماز صبح و عصر است. چون نماز صبح در سردترین قسمت شب، و نماز عصر در سردترین قسمت روز است. فضیلت این دو نماز بیشتر است

ادامه مطلب …

(۱۲۱۲) صحت این حدیث تا چه اندازه است

این حدیث ضعیف است، زیرا طلب کردن از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عبادت به شمار می‌رود و انسان مامور است که هم ذکر و هم دعا کند و بی نیاز از هیچکدام نیست

ادامه مطلب …

(۱۱۷۲) حدیث سخن گفتن پیامبر با اسما بنت ابوبکر

این حدیث ضعیف است. سندش منقطع است و در آن راویانی هستند که ملاحظاتی روی آنها وجود دارد. متن روایت نیز منکر است

ادامه مطلب …

(۱۲۱۴) عقوبت کسی که علم را کتمان کند

کتمان علم یعنی وقتی مردم به آن نیاز دارند، شخص آن را کتمان نماید و نگوید. مردم یا به زبان حال به علم نیاز دارند یا به زبان مقال که با آن سوال می‌پرسند

ادامه مطلب …

(۱۱۱۵) جمع بندی بین این دو حدیث چگونه است؟

منظور از قیامت، نزدیک شدن آن است که آن هنگام، کسی که ذره ایمانی دارد، جانش گرفته می‌شود و قیامت بر شرورترین افراد موجود برپا می‌گردد

ادامه مطلب …

(۱۲۳۶) راه پیشگیری و درمان چشم زخم چیست

چشم زخم حقیقت دارد و ما در واقعیت شاهد آن هستیم. برای پیشگیری از آن نیز باید بر اوراد و اذکار صبح و شام مواظبت داشت. درمان آن در جواب آمده است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه