(۱۱۸۰) سوال: یک نفر در مورد این دعا سوال دارد. او میپرسد که آیا این دعا در سنت وجود دارد: «پروردگارا! ای آنکه چشمها او را نمیبینند و توصیف کنندگان، نمیتوانند وصفش کنند»؟[۱]
جواب:
خیر، این غلط است. اشتباه بزرگی است. چون وقتی گفت: «پروردگارا ای آنکه چشمها او را نمیبینند» و آن را به صورت مطلق به کار برد، به معنی انکار رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آخرت است. در حالی که از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ثابت است که مومنان در آخرت پروردگارشان را با چشمانشان میبینند «چنان که خورشید را در آسمان صافِ بدون ابر میبینند و چنان که ماه را در شب چهاردهم میبینند».[۲]
گروهی رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را انکار کردهاند. آنها میگویند: الله در دنیا و آخرت، دیده نمیشود. آنها این سخن را با تکیه بر عقلشان که در اثبات و نفی صفات الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر آن اعتماد میکنند، بر زبان میآورند. این اشتباه بزرگی است که انسان عقلش را در امور غیبی حاکم کند. چون امور غیبی را نمیشود فهمید مگر اینکه آن را و یا نظیر آن را مشاهده کند یا شخص صادقی در مورد آن خبر دهد. بر این اساس آنها رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را انکار میکنند و کلام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم را بنا بر عقیدهی خودشان که مبنی بر عقلِ فاسد است، به تحریف میکشند. چون در حقیقت، حاکم قرار دادن عقل آن است که انسان به آنچه الله و رسولش خبر دادهاند کاملا تسلیم باشد. این مقتضای عقل و ایمان است.
الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا} [نساء: ۶۵]: (و قسم به پروردگارت که مومن نیستند تا اینکه تو را در مشاجراتی که بینشان رخ میدهد، قاضی قرار دهند. سپس در دل خود هیچ سختی نسبت به آنچه تو حکم کردهای نیابند و کاملا تسلیم باشند).
اینهایی که منکر رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آخرت هستند، کاملا تسلیم نیستند. بلکه رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آخرت را انکار میکنند و میگویند: چنین چیزی امکان ندارد. به آنها باید گفت: سبحان الله! نصوص شرعی در این مورد واضح هستند. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ} [قیامه: ۲۲-۲۳]: (چهرههایی در آن روز شادابند. به سوی پروردگارشان نظر میکنند).
«الی ربها ناظرة»، یعنی: به سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نظر میکند و از آنجا که نظر را به وجوه اضافه نموده، منظور دیدن با چشم سر است. چون ابزار دیدن در صورت، چشم است. آنها آیه را تحریف میکنند و میگویند: «الی ربها ناظرة» یعنی: به ثواب و پاداشی که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آنها داده است نگاه میکنند. این تحریف است. چون مانند بنی اسرائیل، کلمهای را به آیه اضافه میکنند. وقتی به بنی اسرائیل گفته شد: بگویید: «حطّة»، حرفی را به آن اضافه کردند و گفتند: «حنطة». حال به اینها گفته میگوییم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ} [انعام: ۱۰۳]: (چشمها قابلیت ادراک او را ندارند و اوست که بر چشمها احاطه دارد).
این آیه دال بر ثبوت اصل رویت است. چون «لا تدرکه» یعنی اینکه او را میبیند ولی به او احاطه ندارد. زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بزرگتر از آن است که مخلوقی از مخلوقاتش به او احاطه داشته باشد.
عجیب اینجاست که آنها به این آیه برای نفی رویت استدلال میکنند در حالی که این آیه حجتی بر علیه خودشان است. نیز به آنها میگوییم: موسی عَلَيْهِالسَّلَام گفت: {رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ} [اعراف: ۱۴۳]: (پروردگارا، خود را به من بنما تا به تو نظر کنم). در حالی که اگر رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ امکان نداشت، برای موسی لایق نبود که چنین درخواستی کند. این در حالی است که او یکی از پیامبران اولو العزم است و امکان ندارد از الله چیزی را بخواهد که شایسته نیست.
اینها میگویند: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به موسی فرمود: {لن ترانی}، تو مرا نمیبینی. بله، الله به موسی فرمود: (لن ترانی : مرا نمیبینی)، یعنی در دنیا نمیتوانی دیدنم را تحمل کنی. به همین خاطر نیز الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای او مثالی زد و به او فرمود: {انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا} [اعراف: ۱۴۳]: (به کوه نگاه کن. اگر در جایش ثابت ماند، پس تو نیز مرا خواهی دید. پس وقتی پررودگارش خود را به کوه نمایاند، از هم پاشید). کوه از هم پاشید و با زمین یکی شد. اینجا بود که موسی از آنچه دید، بیهوش شد. یعنی این آیه که به آن برای نفی رویت استدلال میکنند، در واقع بر ضد خودشان است.
نیز به آنها میگوییم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در مورد فاجران میفرماید: {كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ} [مطففین: ۱۵]: (هرگز چنین نیست. بیگمان، آنان در آن روز از دیدن پروردگارشان محرومند) و این را مجازاتی برای آنها قرار داده است. حال اگر نیکوکاران نیز الله را نمیدیدند که دیگر فرقی میان فاجران و نیکوکاران نبود. به همین خاطر نیز امام شافعی رَحِمَهُالله میگوید: «الله اینها را در حال غضبش از دیدن خود محروم کرده و در حالت رضایتش، به نیکوکاران اجازه داده تا او را ببینند». این استدلال خوبی است.
به آنها میگوییم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ} [یونس: ۲۶]: (برای نیکوکاران، بهشت و بیشتر از آن است) و آگاهترین کس به قرآن و ناصحترین انسان نسبت به بندگان و فصیحترین آدم صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده زیادتي که در آیه ذکر شده، نگاه کردن به وجه و صورت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است.[۳]
به آنها میگوییم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ} [ق: ۳۵]: (برای آنهاست در آن هر چه را بخواهند و نزد ما بیشتر از آن هست)، که مزید در آیه، به نگاه کردن به وجه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ تفسیر میشود؛ چنان که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم «زیادة» را تفسیر نمود.
به آنها میگوییم: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ} [مطففین: ۳۴-۳۵]: (پس امروز مومنان به کفار میخندند. بر تختها نشسته و در حال نظاره کردن هستند). حذف معمول در اینجا به معنای این است که هر نگاهی که از آن استمتاع و لذت ببرند را شامل شود. بزرگترین نوع آن، نگاه کردن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است. آنها به پروردگار سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و نعمتهایی که برایشان آماده کرده، نگاه میکنند و به کافرانی نگاه میکنند که در دنیا مورد ریخند آنها قرار میگرفتند و با چشمانشان به مومنان اشاره میکردند.
به آنها میگوییم: رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که آگاهترین انسان به الله و ناصحترین شخص نسبت به بندگان و فصیحترین در گفتار و محکمترین در سخن است، میفرماید: «شما پروردگارتان را خواهید دید چنان که ماه را در شب چهارده میبینید. پس اگر توانستید که نماز قبل از طلوع خورشید و نماز بعد از غروبش را بخوانید، پس این کار را انجام دهید».[۴]
همچنین خبر میدهد که «مومنان روز قیامت پروردگارشان را به عینه با چشمانشان خواهند دید، چنان که خورشید را در آسمان صاف بدون ابر مشاهده میکنند».
به مثالهایی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در اثبات و تقریر و تاکید بر رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میزند و هیچ کس در آنها شک نمیکند، دقت کنید: خورشید در آسمان صاف بدون ابر، هیچ کس در دیدنش شک نمیکند. ماه شب چهارده را همه میبینند. به همین خاطر صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم و ائمهی این امت بر رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آخرت اجماع کردهاند و از هیچ کدامشان قولی مبنی بر نفی این مساله ذکر نشده است. کمترین چیزی که میشود به اینها گفت این است که نزد ما بیایید تا با هم در یکی از مساجد بنشینیم و دعا کنیم و بگوییم: پروردگارا، هر کس که رویت تو در آخرت را انکار میکند، او را از آن محروم کن.
گمان نمیکنم جرئت چنین کاری را داشته باشند. نمیتوانند بیایند و چنین درخواستی از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بکنند. این نشان میدهد که ایمانشان به نفی رویت الله، از روی یقین نیست. خلاصه اینکه رویت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ با قرآن و سنت و اجماع سلف، ثابت است. از الله خواهانیم که هر کس منکر آن است را به سوی حق هدایت نماید تا اینکه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را در حالی ملاقات کنند که به کتاب او و سنت پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ایمان دارند و در این مسالهی واضح، پیرو صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم باشند.
***
[۱] روایت طبرانی در «المعجم الأوسط» (ج۹، ص۱۷۲، حدیث شماره ۹۴۴۸)، از انس بن مالک رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «يَا مَنْ لَا تَرَاهُ الْعُيُونُ، وَلَا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ».
[۲] صحیح بخاری: کتاب صفة الصلاة، باب فضل السجود، حدیث شماره (۷۷۳). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب معرفة طریق الرؤیة، حدیث شماره (۱۸۲). از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «هَلْ تُضَارُّونَ فِي رُؤْيَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ؟ قَالُوا: لَا. يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: هَلْ تُضَارُّونَ فِي الشَّمْسِ لَيْسَ دُونَهَا سَحَابٌ؟ قَالُوا: لَا. يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ فَإِنَّكُمْ تَرَوْنَهُ كَذَلِكَ».
[۳] صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب إثبات رؤیة المؤمنین فی الآخرة ربهم سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ، حدیث شماره (۱۸۱)، با این لفظ: «إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ، قَالَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: تُرِيدُونَ شَيْئًا أَزِيدُكُمْ؟ فَيَقُولُونَ: أَلَمْ تُبَيِّضْ وُجُوهَنَا؟ أَلَمْ تُدْخِلْنَا الْجَنَّةَ وَتُنَجِّنَا مِنَ النَّارِ. قَالَ فَيَكْشِفُ الْحِجَابَ. فَمَا أُعْطُوا شَيْئًا أَحَبَّ إِلَيْهِمْ مِنَ النَّظَرِ إِلَى رَبِّهِمْ عَزَّ وَجَلَّ».
[۴] صحیح بخاری: کتاب مواقیت الصلاة، باب فضل صلاة العصر، حدیث شماره (۵۲۹). صحیح مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب فضل صلاتی الصبح و العصر و المحافظة علیهما، حدیث شماره (۶۳۳)، از جریر بن عبدالله رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «إِنَّكُمْ سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ، كَمَا تَرَوْنَ هَذَا الْقَمَرَ، لَا تُضَامُّونَ فِي رُؤْيَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ لَا تُغْلَبُوا عَلَى صَلَاةٍ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا فَافْعَلُوا».