شنبه 15 ذیقعده 1447
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
2 می 2026

(۱۱۲۳) از نشانه‌های قیامت آقا زادن کنیز

(۱۱۲۳) سوال: در حدیثی که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم علامت‌های روز قیامت را بیان می‌کند، یکی از این نشانه‌ها را چنین بیان می‌کند: «و اینکه کنیز، آقایش را بزاید». کنیز کیست؟ چگونه کنیز، آقایش را می‌زاید؟

جواب:

این یکی از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت است که در حدیث جبرئیل آمده که نزد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد و در مورد اسلام و ایمان و احسان و قیامت از او پرسید. هنگامی‌که در مورد قیامت از او پرسید، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «سوال شونده در مورد قیامت از سوال کننده آگاه‌تر نیست. گفت: از نشانه‌های آن بگو. فرمود: این که کنیز، آقایش را بزاید».[۱]

مقصود از کنیز، مملوک است و منظور از آقا، صاحب اوست. معنایش این است که کنیزان ممکن است دخترانی به دنیا بیاورند و این دختران بعدها خود مالک کنیزهایی گردند. پس ضمیر زاییدن به کنیز بر می‌گردد به اعتبار جنس کنیز، نه اینکه آن کنیز معین، صاحب خود را به دنیا می‌آورد. یعنی جنس کنیزان، دخترانی خواهند زایید که این دختران در آینده، خود مالک کنیزانی خواهند بود و منظور این نیست که این کنیزی که الان دختری زاییده، مملوک دختر خودش است. بلکه منظور همان چیزی است که ذکر کردم که ضمیر به کنیز به اعتبار جنس کنیز برمی‌گردد نه کنیز معین، که این مساله هم زیاد اتفاق می‌افتد.

***


[۱]  صحیح بخاری: کتاب الإیمان، باب سؤال جبریل النبی صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عن الإیمان و الإسلام و الإحسان و علم الساعة، حدیث شماره (۵۰). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان الإیمان و الإسلام و الإحسان و وجوب الإیمان بإثبات قدر الله، حدیث شماره (۱۰). از امیر المومنین عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «مَا المسؤول عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ أَمَارَتِهَا. قَالَ: أَنْ ‌تَلِدَ ‌الأَمَةُ رَبَّتَهَا».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في حديث الرسول صلى الله عليه وسلم الذي يبين فيه علامات يوم القيامة: «وأن تَلِد الأَمَة رَبَّنَها» من هيا الأمة؟ وكيف تَلِد رَبَّتها؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا من أمارات الساعة، وهو وارد في حديث جبريل حين أتى النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم فسأله عن الإسلام والإيمان والإحسان وعن الساعة فقال له حين سأله عن الساعة، قال له النبي صلى الله عليه وسلم: «ما المسؤول عنها بأعلم من السائل. قال: فأخبرني عن أماراتها؟ قال: أن تلد الأمة رَبَّتها».

والمراد بالأمة المملوكة، والمراد برَبَّتِها مالكتها، والمعنى: أن الإماء قد يَكُن قد ولدن إناثًا، وتكون هذه الأنثى بعد ذلك رَبَّة أي: مالكة، فيكون الضمير في قوله «رَبَّتها» عائدًا إلى الأمة باعتبار الجنس، وليس باعتبار الشخص، يعني: أن تلد جنس الإماء من يكون في المستقبل مالكًا للإماء، وليس المعنى أن هذه الأمة التي ولدت هذه الأنثى تكون هي بعينها مملوكة لها، بل المراد ما ذَكَرْتُ فالضمير عائد إلى الأمة باعتبار الجنس، لا باعتبار الشخص، وهذا يقع كثيرًا.

مطالب مرتبط:

(۱۰۶۹) برای مرده دعا بهتر است یا اهدای ثواب

یکی از نکاتی که این حدیث به آن اشاره می‌کند این است که بهتر است برای میت به جای اهدای ثواب، دعای خیر کرد. زیرا حدیث دلالت بر آن دارد.

ادامه مطلب …

(۱۲۱۸) حدیث عمل برای دنیا و برای آخرت

این سخن مشهور، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست و جزء احادیث موضوع است و بدین معنا نیست که باید به فکر دنیا بود و نسبت به آخرت سهل انگار کرد

ادامه مطلب …

(۱۲۵۷) کسانی با دلی همانند دل پرندگان وارد بهشت می‌شوند

معنایش این است که بهشتیان وقتی خواستند وارد بهشت شوند، الله آنها را روی پلی بزرگ بین بهشت و جهنم نگه می‌دارد که بعد از پل صراط است

ادامه مطلب …

(۱۲۳۱) حدیث: تو و مالت به پدرت تعلق دارید

نسان و آنچه دارد به پدرش تعلق دارد. معنای این سخن این است که وقتی انسان مالی دارد، پدرش می‌تواند از آن استفاده کند و هر چه بخواهد از آن بردارد

ادامه مطلب …

(۱۱۶۰) حدیث افتادن پشه در لیوان آب یا ظرف غذا

این حدیث در صحیح بخاری از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آمده و صحیح است. انسان نباید با فهم قاصر خود احادیث صحیح را رد کند، بلکه باید خود را متهم کند

ادامه مطلب …

(۱۱۰۰) داستان جذامی و کور و کچل در حدیث

داستان این سه نفر در حدیث آمده که الله تعالی آنها را آزمود تا ببیند کدام شکرگزار و کدام ناشکر هستند. در آخر نعمتش را از دوتا گرفت و برای یکی باقی نهاد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه