پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۱۰۷۱) آیا حدیث چشم زخم با قرآن تناقض دارد؟

(۱۰۷۱) سوال: اختلافی بین من و یکی از برادران در رابطه با حدیث چشم زخم وجود دارد. همان حدیثی که می‌گوید: «چشم‌زخم، حق است و اگر چیزی از قضا و قدر سبقت می‌گرفت، چشم‌زخم بود».[۱] آنها می‌گویند: این حدیث با برخی از آیات در تعارض است. حقیقت چیست؟

جواب:

حق این است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «چشم‌زخم حق است». این چیزی است که واقعیت گواهِ آن است. در ضمن، من آیه‌ای را ندیده‌ام که با این حدیث در تعارض باشد که آنها می‌گویند با آیات قرآن تعارض دارد. بلکه الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای هرچیزی سببی قرار داده است. تا جایی که بعضی از مفسرین در مورد این آیه: {وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ} [قلم: ۵۱]. (نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‌شنوند تو را با چشمان خود هلاک سازند)، گفته‌اند: مقصود چشم‌زخم است. به هر حال چه اینجا مقصود چشم‌زخم باشد یا چیز دیگری، چشم‌زخم ثابت شده و حقیقتی است که هیچ شکی در آن وجود ندارد.

واقع نیز از زمان پیامبر تا الان گواه بر آن می‌باشد. اما کسی که چشم بخورد، باید چه کار کند؟ این مشکل با تلاوت قرآن معالجه می‌شود. اگر معلوم باشد چه کسی او را چشم زده، از او درخواست می‌شود وضو بگیرد. سپس آبی که از وضویش می‌ریزد، به شخصی که چشم خورده داده می‌شود. این آب را بر سر و پشت او می‌ریزند و به او نوشانده می‌شود و با این روش به اذن پروردگار شفا پیدا می‌کند. نزد ما عادت بر این است که هر چیزی مثل لباس که با جسم شخص چشم زننده تماس پیدا کرده، بر می‌دارند و آن را در آب می‌اندازند و آبش را به شخصی که چشم خورده، می‌خورانند. طبق شنیده‌ها، این کار نیز به او فایده می‌رساند.

سائل: جناب شیخ! یعنی آب آن را به کسی که چشم خورده، می‌خورانند؟

جواب: بله، اگر واقعیت گواه بر آن است اشکالی ندارد؛ زیرا اگر ثابت شود که سببی شرعی یا حسی است، قابل اعتبار می‌باشد. اما اعتماد کردن به سببی که شرعی یا حسی نباشد، جایز نیست. مانند کسانی که بر تمیمه[۲] و امثال آن اعتماد می‌کنند و آن را به خود می‌آویزند تا از چشم زخم در امان بمانند؛ این هیچ اصلی ندارد. چه این تمیمه از قرآن باشد چه از غیر قرآن.

***


[۱] صحیح مسلم: کتاب السلام، باب الطب و المرض و الرقی. حدیث شماره: (۲۱۸۸). از عبدالله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا با این لفظ: «إنَّ الْعَيْنُ حَقٌّ، ولو كانَ شيءٌ سابَقَ القَدَرَ سَبَقَتْهُ العَيْنُ».

[۲] – چیزی که انسان به خود می‌آویزد به ادعای اینکه از او محافظت می‌کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: حصل اختلاف بيني وبين أحد الإخوان حول الحديث الوارد في وقوع العين من الحاسد والذي معناه: «إن العين حق، ولو أن شيئًا سابق القدر لكان العَيْن». فهم يقولون: إن هذا يتعارض مع بعض الآيات، فما هو القول الحق في هذا الموضوع؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: القول الحق هو ما قاله -عليه الصلاة والسلام- وهو: أن العين حق». وهذا أمر قد شهد له الواقع، ولا أعلم آيات تعارض هذا الحديث حتى يقول هؤلاء إنه يعارض القرآن، بل إن الله تعالى جعل لكل شيء سببا، حتى إن بعض المفسرين قالوا في قوله -تعالى-: ﴿ وَإن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ ﴾ [القلم: ٥١] قالوا: إن المراد هنا العين.

ولكن على كل حال – سواء كان هذا هو المراد بالآية أم غيره- فإن العين ثابتة، وهي حق لا ريب فيها والواقع يشهد بذلك منذ عهد الرسول صلى الله عليه وسلم إلى اليوم. ولكن من أصيب بالعين فماذا يصنع ؟ يُعالج بالقراءة، وإذا علم عائِنه فإنه يُطلب منه أن يتوضأ، ويؤخذ ما يتساقط من ماء وضوئه، ثم يُعطى للعائن، يصب على رأسه وظهره ويسقى منه، وبهذا يُشفى بإذن الله. وقد جرت العادة عندنا أنهم يأخذون من العائن ما يباشر جسمه من اللباس، مثل الفنيلة والطاقية وما أشبه ذلك بالماء، ثم يسقونها العائن، ورأينا ذلك يفيده حسبما ما توارد عندنا من النقول.

يقول السائل: فضيلة الشيخ: يسقونها من أصابته العين؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نعم، فإذا كان هذا هو الواقع فلا بأس باستعماله؛ لأن السبب إذا ثبت كونه سببًا شرعًا أو حسا فإنه يعتبر صحيحًا، أما ما ليس بسبب شرعي أو حسي فإنه لا يجوز اعتماده، مثل أولئك الذين يعتمدون على التمائم ونحوها، يعلقونها على أنفسهم ليدفعوا بها العين، فإن ذلك لا أصل له سواء كانت هذه من القرآن، أو من غير القرآن.

مطالب مرتبط:

(۱۱۰۵) جوانی که در عبادت الله رشد کند

این سن، سن جوانی است و اگر تا این سن اهل عبادت بوده و این کار را ادامه دهد تا زمانی که اجلش فرا برسد، ان شاءالله جزء این گروه خواهد بود

ادامه مطلب …

(۱۱۱۱) معنی حدیث: النساء شقائق الرجال

معنای حدیث این است که زنان، جزئی از مردان هستند. معنی دیگرش این است که زنان در آنچه الله بر زن و مرد واجب کرده، با مردان مساوی هستند

ادامه مطلب …

(۱۱۴۳) سفر قطعه‌ای از عذاب است

سفر قطعه‌ای از عذاب است؛ چون مسافر در فکر و بدنش اذیت می‌شود. او را می‌بینید که نگران است کی به مقصد برسد. نگران است مبادا اتفاقی بیفتد.

ادامه مطلب …

(۱۲۱۵) صحت حدیث چشم پوشی از حدیث نفس

«الله چشم پوشی کرده از آنچه که امتم در دلشان می‌گذرد تا زمانی که آن را انجام ندهند یا بر زبان نیاورند» و این شامل هر چیزی می‌شود.

ادامه مطلب …

(۱۰۶۲) آیا این احادیث با هم تعارض دارند؟

صحابه با خود حساب می‌کردند که هر کسی نمی‌تواند مثل آنها لباس بپوشد، یا غذا بخورد. از این رو، زهد پیشه می‌کردند. در چنین اموری، انسان باید مصالح را مراعات کند.

ادامه مطلب …

(۱۰۹۷) دعای شخص روزه‌دار هنگام افطار

 لفظ حدیث به گونه‌ای است که هم شامل قبل از افطار و هم در حین افطار و هم بلافاصله بعد از افطار می‌باشد. پس باید در این اوقات دعا کند

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه