چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

رد شبهه‌ی خوارج: شرک قصر‌ها فرقی با شرک قبرها ندارد

خوارج می‌گویند: کار به جایی رسیده که قائلین به عدم عزل حاکم، کارشان از حدّ فسق و معصیت حاکم تجاوز کرده و به جایی رسیده که می‌گویند هر فجور و طغیانی که از حاکم سر زند، باز هم عزل کردنش جایز نیست!! هر چه حاکم در مسائل حرام و حلال دخالت کند و هر نوع از انواع کفر اعتقادی و قولی و عملی را اظهار نماید، باز هم نباید به او متعرض شد!!!
الحمدلله هیچ یک از علمای معتمد چنین قولی نگفته‌اند. بلکه فقط گروهی از مدعیان علم و فقه که خوب بلدند از کلمات استفاده کنند، قائل به این قول هستند که آنها نیز ذمه‌ی خود را به مشتی درهم و دینار فروخته‌اند، یا اینکه از ترس زندان و چوبه‌ی دار، از در نفاق با حکام در می‌آیند و با فتواهای بسته بندی شده‌ای که خودشان از قبل می‌دانند مورد رضایت حاکم قرار می‌گیرند، به درگاه این حکام می‌روند.
طواغیت زمان، گروه بزرگی از علمای نفاق و واعظان مسکین را یافته‌اند که انحرافاتشان را برایشان می‌آرایند و اشتباهاتشان را برایشان توجیه می‌کنند و به نمایندگی از اربابانشان، وظیفه‌ی فانع کردنِ مردم را بر عهده گرفته‌اند، تا اینکه کار به جایی رسیده که در بسیاری از کشورهای اسلامی، موالات با حاکمان کافر وجود دارد. سید قطب در «فی ظلال القرآن» (ج۳ ص۱۲۱۶) می‌گوید: «آنهایی که بر بت پرست حکم به شرک می‌دهند، اما بر کسی که داوری و حکم را نزد طاغوت می‌برد، حکم به شرک نمی‌دهند و از این کار احساس نارضایتی می‌کنند، ولی از آن یکی – یعنی مشرک دانستنِ بت پرست – احساس نارضایتی ندارند، اینها قرآن نمی‌خوانند و طبیعتِ این دین را نمی‌شناسند. پس اینها قرآن را چنان که الله نازل فرموده، بخوانند و این فرموده‌ی الله را با جدّیت بگیرند که می‌فرماید: (وَ إن أطَعتُموهُم إنَّکُم لَمُشرِکون : و اگر از آنان اطاعت کردید، بدون شک مشرکید) ».
سید قطب واقعا درست گفته؛ زیرا شرک قبور، شرکی ساده است. اما امروزه این شرک قصور است که سر بلند کرده و در کشورهای مسلمان منتشر گشته و شما از آن غافلید، و بلکه خود را به غفلت زده‌اید!! در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}، یعنی: {حکم فقط از آنِ الله است، دستور داده جز او را نپرستید}، [یوسف:۴۰].

جواب:

شما در اینجا چیز جدیدی غیر از آن چیزهایی که قبلا گفتید و جواب دادیم، نیاورده‌اید. چیزی که گفته‌اید جز خطابه‌ای عاطفی و احساساتی بیش نیست که با آن، افراد ساده لوح را فریب دهید.

از شما می‌پرسیم شرک قصرها چیست؟ آیا انبیاء آمده‌اند برای مبارزه با شرک قبور، یا شرک قصور؟ آیا تا حال سراغ دارید که یکی از انبیاء، با طواغیت زمان خود بر سر حکومت به نزاع بر خاسته باشند؟ آنچه در شریعت آمده این است که شرک قبور، یا همان بت پرستی و قبر پرستی، شرک اکبر است. صاحب آن از اسلام خارج است. ولی آیا اصطلاحِ شرک قصرها، جایی در شریعت دارد؟ یا اینکه فقط از شعارهای عوامفریبانه‌ی شما خوارج برای مبارزه با حکام مسلمان و بدبخت کردن مردم مسلمان است؟

همچنین سخنی که از سید قطب نقل کردید، احتیاجی به نظر دادن ندارد؛ زیرا همه می‌دانند که سید قطب نه عالم بوده و نه بر عقیده‌ی سلف بوده که نوشته‌هایش در باب عقیده را قبول کنیم. خصوصا در مساله‌ی تکفیر که غلوّ سید قطب در این مساله بر هر انسان مطّلعی معلوم است. این سخنی که نقل کرده نیز در شبهات قبلی در باب حکم به غیر ما انزل الله و تکفیر کسی که به غیر ما انزل الله حکم می‌کند، پاسخ داده شده است.

اما اینکه حکم کردن تنها از آن الله است؛ این محلّ اختلاف بین ما و شما نیست. بلکه اختلاف در اینجاست که فکر شما قائل به تکفیر هر کسی است که به غیر ما انزل الله حکم نماید و در این مساله قائل به هیچ تفصیلی نیست. در حالی که یک فرق جوهری بین شرک قبور و شرک قصور وجود دارد و آن هم اینکه شرک قصور محتملِ شرک اکبر و شرک اصغر است، ولی شرک قبور فقط شرک اکبر است. همین اشتباه نیز شما را به این ورطه کشانده که فرقی قائل نیستید بین بت پرستی که برای قبور استغاثه می‌کند و تصورش بر این است که الله به شخص صاحبِ قبر حق تصرف در هستی را داده، و بین حاکمی که ظالم است و امکان دارد که معترف به فضل شریعت الله بوده و به گناه خود در مورد کوتاهی در عمل به این شریعت، اقرار داشته باشد.

بعد شما می‌خواهید با این مقدمه چینیِ فریبکارانه، مسلمانان را وارد معرکه‌های خونین با حکامشان کنید تا با این کار، کشورهای مسلمان را وارد نا آرامی‌ها و فتنه‌هایی کنید که نهایتشان خونریزی و بدبختی بوده و کفّار را بیشتر بر مسلمانان مسلط می‌گرداند.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: خروج حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا

خوارج می‌گویند: حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا نیز بر یزید بن معاویه خروج کرد. بنا بر این خروج بر علیه حکام، نمی‌تواند حرام باشد. چه اینکه اگر حرام بود، نوه‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این کار را نمی‌کرد. جواب: اول: جواب علمی تأصیلی به این شبهه، مثل همان است که در رد بر شبهه‌ی خروج عبدالله بن زبیر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: قول به خروج بر علیه حاکم ظالم، مذهب قدیم امام شافعی بوده است.

می‌گویند: امام شافعی در قول قدیم خود قائل به خروج بر علیه حاکم ظالم بوده است. آنها برای ادعای خود به سخن مرتضی الزبیدی رَحِمَهُ‌الله در کتاب «اتحاف السادة المتقین» (ج۲ ص۲۳۳) استناد می‌کنند که گفته است: «و اما در مورد فسق، اختلاف بر سر دو قول است: آنچه جمهور قائلند این است که حاکم […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: تفسیر آیه‌ی حاکمیت توسط ابن عباس فقط مخصوص بنی امیه است.

پاسخی به خوارج عصر که ادعا می‌کنند تفسیر ابن عباس در مورد آیه‌ی حاکمیت که می‌گوید: کفری غیر از کفر اکبر است، تنها مربوط به حکام بنی امیه است.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: حکام عصرِ حاضر به خاطر موّدتشان با کفّار، کافر هستند

می‌گویند: ولایتِ حکام مسلمین در عصر حاضر به برادری و مودّت و محبتشان با کفّار شرق و غرب ساقط گشته است؛ چرا که الله تعالی می‌فرماید: {لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}، یعنی: {قومى را نيابى كه به الله و […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: ماوردی رَحِمَهُ‌الله قائل به خروج بوده است

شبهه‌ی خوارج: ابوالحسن ماوردی در کتاب «الأحکام السلطانیة» ذکر کرده که فسق سلطان مانع از عقد امامت و همچنین ادامه یافتنِ سلطنتش می‌گردد. او در (ص۴۲) می‌نویسد: «اینکه حاکم مرتکب محظورات شده و به خاطر هوی و هوس و شهوت، اقدام به کارهای منکر کند؛ چنین چیزی فسقی است که مانع از انعقاد امامت گشته […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: به نصّ قرآن، پیروی از قوانین وضعی شرک است؛ حتی اگر در قضیه‌ای فرعی باشد

پاسخی به شبهه‌ی خوارج که می‌گویند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن خبر داده که پیروی از قوانین وضعی، شرک است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه