سه‌شنبه 18 ذیقعده 1447
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
5 می 2026

(۶۶۵۳) معنی غیبت و سخن‌چینی چیست؟

(۶۶۵۳) سوال: معنی غیبت و سخن‌چینی چیست؟ و آیا نهی از منکر، غیبت و سخن‌چینی می‌باشد؟ مثل اینکه به مردم بگوییم: این شخص فلان کار را کرده است تا مردم از آن بر حذر باشند و جزای کسی که این‌گونه می‌گوید چیست؟

جواب:

غیبت، یاد کردن برادرت با آنچه از آن خوشش نمی‌آید می‌باشد مثل این‌که در غیاب او بگویی: او فاسق است، در دین سهل‌انگار است یا در او فلان عیب‌های متعلق به بدن می‌باشد است یا فلان عیب‌هایی که متعلق به اخلاق می‌باشد، وجود دارد.

لذا وقتی برادرت را با آنچه از یادکردن آن از دین یا بدن یا اخلاقش بدش آید، یاد کردی، غیبت است، اگر که آن صفت در او باشد و اما اگر آن صفت در او نباشد، غیبت و بهتان است همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که سوال شد، فرمودند: «أَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ فِي أَخِي مَا أَقُولُ؟ قَالَ: إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَهُ»: (اگر ديديد كه آنچه مى‌گويم در برادرم وجود داشته باشد؟ فرمودند: اگر اين صفتى كه مى‌گويى در برادرت وجود دارد او را غيبت كرده‌اى، و اگر وجود نداشته باشد به او بهتان بسته‌اى) یعنی اضافه بر غیبت، بهتان نیز به او بسته‌ای؛ این غیبت است و غیبت اگر در حضور آن شخص باشد، دشنام و ناسزا محسوب می‌گردد.

اما سخن‌چینی، غیبت نیست و منتقل کردن کلام کسی به کسی دیگر که در مورد او صحبت کرده به قصد افساد بین آن دو است مثل این‌که نزد شخصی بروی و بگویی: فلانی در مورد تو فلان و فلان چیز را گفته تا بین آن دو فساد (و دشمنی) به وجود بیاید.

سخن‌چینی از گناهان کبیره است همانطور که بر اساس قول راجح غیبت از گناهان کبیره می‌باشد و تفاوتی که نمی‌کند که آن شخص، آن چیز را در مورد آن گفته باشد یا نگفته باشد، لذا حلال نیست که کلام کسی را که در مورد کسی دیگر صحبت نموده، به او منتقل کرد که بین آن‌ها دشمنی به وجود بیاید بلکه هرگاه یکی از آن‌ها در مورد دیگری صحبتی نمود، او را نصیحت کن و او را از سخن‌چینی بر حذر دار و به او بگو: صحبت‌های (بدی که مردم در مورد من نموده‌اند) را به من منتقل نکن و تقوای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه کن تا سخن‌چینی را ترک کند و بدان کسی که برای تو سخن‌چینی می‌کند بر علیه تو نیز سخن‌چینی می‌کند لذا از او بر حذر باش و برای همین الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافمَّهِینٍ* هَمَّازمَّشَّاۤءِۭ بِنَمِیمࣲ* مَّنَّاعلِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِیمٍ* عُتُلِّۭ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِیمٍ}[سوره القلم: ۱۰-۱۳]: (و از هر فرومایه‌ای که بسیار سوگند (دروغ) یاد می‌کند، اطاعت مکن* (آن) بسیار عیبجویی که به سخن‌چینی آمد و رفت می‌کند* و بسیار بازدارندۀ (کار) خیر، و متجاوز و گناهکار است* خشن (و کینه‌توز) و (بدتر) از آن (بی‌نسب و) حرام زاده است) و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ»[۱]: (سخن چين وارد بهشت نمى‌شود. (

 همچنین ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از دو قبری عبور می‌کردند که عذاب می‌کشیدند، پس فرمودند: «إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ: أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لَا يَسْتَتِرُ مِنَ الْبَوْلِ، وَأَمَّا الْآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ»[۲]: (آن دو عذاب می‌شوند به خاطر گناهی كه آن را بزرگ نمی‌دانستند؛ یکی از آنها به دلیل عدم پرهیز از ادرار و دیگری به سبب سخن چینی عذاب می‌شود. (

بزرگ‌ترین سخن‌چینی کردن انسان، بین علمای شریعت است که به قصد فساد بین آن‌ها کلام این عالم را به عالم دیگری منتقل کند مخصوصاً اگر که دروغ باشد که در این صورت بین سخن‌چینی و دروغ جمع بسته، (سخن‌چین) می‌رود نزد عالمی و می‌گوید: فلانی از اهل علم در مورد تو فلان چیز گفته است و این از گناهان کبیره می‌باشد و در آن مفسده‌ی بزرگ و به وجود آوردن دشمنی بین علما است که به سبب تفکیک شدن علمای جامعه، جامعه از هم می‌پاشد و تفکیک می‌شود؛ این تفاوت بین غیبت و سخن‌چینی است.

اما قول سوال کننده‌ای که بگوید: آیا صحبت کردن (غیبت کردن) در مورد کسی بدون اسم بردن از آن و با اوصافی که مردم آن شخص را خواهند شناخت، باشد غیبت محسوب می‌گردد؟ در جواب می‌گوییم: بله صحبت کردن در مورد شخص با اوصافی که فقط در مورد یک شخص معین تطبیق پیدا می‌کند و بین مردم معلوم است، غیبت محسوب می‌گردد زیرا مردم آن وصفی که فقط او به آن متصف است را می‌شناسند اما اگر آن وصف از اموری است که واجب است تغییر کند چون که منکر می‌باشد، اشکالی ندارد در مورد کسی که به آن متصف است صحبت کند اگر چه معلوم گردد که چه کسی است و از عادت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود هنگامی که یکی از مردم با شریعت الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مخالفت کرده، در موردش صحبت کرده و می‌گفت: «مَا بَالُ أَقْوَام» أَوْ: «مَا بَالُ رِجَالٍ»[۳]: (اقوامی را چه شده است یا مردانی را چه شده است) یا مانند آن با وجود این که چه بسا مردم بشناسند آن چه کسی می‌باشد.

 موضوعی که از این منشعب می‌گردد این است که اگر انسان غیبت کسی را بکند که دعوت‌دهنده به بدی است و اسم او را به خاطر برحذر دانستن مردم از آن ذکر کند، اشکالی ندارد بلکه به خاطر از بین بردن خطری که برای مسلمانانی که از حال او چیزی نمی‌دانند، وجود دارد، براو واجب است که با نام بردن اسم او، آنها را بر حذر دارد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] صحیح مسلم: كتاب العتق باب إنما الولاء لمن أعتق، شماره (١٥٠٤).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما معنى الغيبة والنَّمِيمَة؟ وهل النهي عن المنكر من الغيبة والنَّمِيمَة؟ مثل أن نقول للناس : إن هذا الشخص فَعَل كذا لِيَحْذَرَه الناس، وما جزاء من يقول مثل ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الغيبة ذكرك أخاك بما يكره في غيبته، بأن تقول في غيبته: إنه فاسق إنه متهاون بدين الله، أو إن فيه كذا وكذا من العيوب الخلقية التي تتعلق بالبدن أو إن فيه كذا وكذا، من العيوب الخلقية التي تتعلق بالخلق.

فإذا ذكرت أخاك في غَيْبَتِه بما يكره في دينه، أو بدنه، أو خُلقه، فتكون هي الغيبة إن كان فيه ما تقول، أما إن لم يكن فيه ما تقول، فإن ذلك غيبة وبهتان، كما قال النبي – عليه الصلاة والسلام – حين سئل: أرأيت يا رسول الله إن كان في أخي ما أقول؟ قال: «إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَهُ». أي بهته بالإضافة إلى غيبته، هذه هي الغيبة، والغيبة إذا حصلت في حضور المغتاب صارت سبا وشتما.

وأما النَّمِيمَة، فليست هي الغيبة، النَّمِيمَةُ نقل كلام الغَيْر إلى من تكلم فيه بقصد الإفساد بينهما، مثل أن تذهب لشخص فتقول: قال فيك فلان كذا وكذا. لتفسد بينهما.

والنَّمِيمَة من كبائر الذنوب، كما أن الغيبة أيضًا من كبائر الذنوب على القول الراجح، سواء كان الذي نَمَمْت فيه قد قال ما قال، أو لم يَقُل، فلا يَحِلُّ لأحد أن ينقل كلام أحد إلى من تكلم فيه فيلقي العداوة بينهما، بل إذا تكلم أحدهما في شخص فانصحه، وحَذَّرْه مِن النَّمِيمَة، وقل له: لا تنقل إلي كلام الناس في واتق الله، حتى يدع النَّمِيمَة، واعلم أن مَن نَمَّ لك نَمَّ عليك فاحذره، ولهذا قال الله – تعالى – ﴿ وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافࣲ مَّهِینٍ* هَمَّازࣲ مَّشَّاۤءِۭ بِنَمِیمࣲ* مَّنَّاعࣲ لِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِیمٍ* عُتُلِّۭ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِیمٍ ﴾ [القلم: ١٠-١٣].

وقد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَنَّاتٌ». أي نمام.

وثبت عنه صلى الله عليه وسلم أنه مَرَّ ذات يوم بقبرين يُعَذِّبَانِ، فقال -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «إِنَّهُما لَيُعَذِّبَانِ، وَمَا يُعَذِّبَانِ فِي كَبِيرٍ، أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لَا يَسْتَتِرُ مِنَ البَوْلِ، وَأَمَّا الْآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ».

وأعظم النَّمِيمَة أن يَنمَّ الإنسان بين علماء الشرع، فينقل عن هذا العالم إلى هذا العالم الكلام بينهما، ليفسد بينهما، ولا سيما إن كان كذبًا، فإنه يجمع بين النَّمِيمَة والكذب، يذهب إلى العالم ويقول: إن فلانًا من أهل العلم يقول فيك كذا وكذا. فإن هذا من كبائر الذنوب، وفيه مفسدة عظيمة، وإيقاع للعداوة بين العلماء، فيحصل في ذلك تفكك في المجتمع تبعًا لتفكك علمائهم، وهذا هو الفرق بين الغيبة والنَّمِيمَة.

أما قول السائل: هل من الغيبة أن يتكلم بأوصاف يعرف الناس الْمُتَّصِف بها بعينه من غير أن يسميه المتكلم؟ فالجواب أن نقول: نعم، إذا تكلم الإنسان بأوصاف لا تنطبق إلا على شخص مُعَيَّن معلوم بين الناس، فإن هذا من الغيبة، لأن الناس قد يعلمونه بوصفه الذي لا يتصف به إلا هو، ولكن إذا كان هذا الوصف الذي ذكره من الأمور التي يجب تغييرها لكونها منكرا، فإنه لا حرج أن يتكلم على من اتصف بها، وإن كان قد تُعلم عنه، وقد كان من عادة النبي عليه الصلاة والسلام- إذا خالف أحد من الناس شريعة الله أن يتحدث فيهم فيقول: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ». أَوْ: «مَا بَالُ رِجَالٍ». أو ما أشبه ذلك، مع أنه ربما يعرف الناس من هؤلاء.

ويتفرع من ذلك أن الإنسان لو اغتاب شخصا داعية سوء، وعَيَّنه باسمه ليحذر الناس منه، فإن هذا لا بأس به، بل قد يكون واجبًا عليه، لما في ذلك من إزالة الخطر عن المسلمين الذين لا يعلمون عن حاله شيئًا.

مطالب مرتبط:

(۶۶۵۶) حکم غیبت کسی که نماز را ترک کرده است چیست؟

کسی که اصلا نماز نمی‌خواند (یعنی نه در مسجد و نه در خانه نماز نمی‌خواند) کافر است و از دین اسلام خارج شده و کافر غیبت ندارد...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۷) کیفیت شوخی‌کردن بین دوستان و بین برادران و بین زن و شوهر

شکی نیست که شوخی موجب آرامش و انس و خوشحالی می‌گردد و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز شوخی می‌کردند و فقط حق را می‌گفتند لذا اگر شوخی حق باشد مطلوب است مخصوصا اگر انسان احساس کند که هم‌نشین او خسته و ملول گشته...

ادامه مطلب …

(۶۶۴۷) ما را از صفت غیبت و سخن‌چینی آگاه سازید؟

غیبت، یاد کردن برادرت از آنچه برای او ناخوشایند است می‌باشد یعنی یاد کردن صفات جسدی یا اخلاقی یا عملی که از آن بدش می‌آید؛ اما سخن‌چینی، سعی در تفرقه انداختن بین مردم است...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۱) بعضی از دوستانم به من دشنام و ناسزا می‌گویند آیا من نیز مثل خودشان جواب آن‌ها را بدهم؟

به مصلحت آن بنگر؛ اگر مصلحت در ترک و هجر آن‌ها و عدم مقابله بالمثل در آنچه گفته‌اند، می‌باشد پس آن را انجام بده و اگر مصلحت خلاف آن را می‌طلبد پس می‌توانی به مانند آنچه با تو مقابله کردند، مقابله کنی ....

ادامه مطلب …

(۶۶۶۲) آیا دروغ گفتن به خاطر صله‌ی رحم جایز است؟

دروغ جایز نیست مگر برای آشتی دادن بین مردم لذا اگر شخصی می‌شناسد که بین دو خویشاوند قطع رابطه است، دروغ گفتن برای اصلاح بین آن‌ها جایز می‌باشد و بعضی اهل علم می‌گویند: دروغی که در مورد آشتی بین مردم آمده، توریه می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۸) حکم شوخی با دوستان با الفاظ رکیک

لام قبیحی که در آن تهمت یا لعنت یا مانند آن باشد، حرام است حتی اگر از روی شوخی باشد زیرا مسلمان حرمت دارد و حتک آن جایز نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه