جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۶۶۲۷) آیا جایز است شخصی به زیارت کسی برود که او را هجر نموده و صله‌ی رحم با او را قطع نموده است؟

(۶۶۲۷) سوال: آیا جایز است شخصی به زیارت کسی برود که او را هجر نموده و صله‌ی رحم با او را قطع نموده است؟

جواب:

بله او را زیارت نماید و نصحیتش کند و او را به صله‌ی رحم تشویق کند و از قطع آن برحذر دارد شاید الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را بدستش هدایت نمود.

در این مناسبت دوست دارم که امر مهمی را مورد توجه قرار دهم و آن نیز هجر معصیت‌کاران است؛ هجر معصیت‌کاران جایز است اگر که در آن مصلحتی باشد یعنی معصیت‌کار وقتی ببیند مردم او را هجر کرده‌اند، معصیتش را رها کند اما اگر در آن مصلحتی نباشد و شر معصیت‌کار را بیشتر کند در این صورت هجر او بیشتر از سه روز جایز نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «لَا يَحِلُّ لِرَجُلٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ، فَيُعْرِضُ هَذَا، وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ»[۱]: (براى مسلمان جایز نيست كه بيشتر از سه شب برادر مسلمانش را هجر كند، (و هنگامى كه) به همديگر می‌رسند، اين روى بر مى گرداند، و او روى بر مى گرداند، و بهترین‌ترين آنان كسى است كه شروع به سلام كردن مى‌كند).

این را گفتیم چون معصیت‌کار برادر انسان مستقیم (مؤمن و غیر عاصی) است و دلیل آن نیز قول الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که در آیه‌ی قصاص می‌‌فرماید: {فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ} [سوره البقرة: ۱۷۸] (پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش چیزی به او بخشیده شد، (و حکم قصاص تبدیل به خون بهاء گردید)) لذا الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قاتل را برادر مقتول قرار داد و قول الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که در آیه‌ی قتال می‌فرماید: {وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ} [سوره الحجرات: ۹-۱۰]: (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند، میان‌شان آشتی بر قرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آن‌ها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بی‌گمان الله عادلان را دوست می‌دارد* یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادران‌تان صلح (و آشتی) بر قرار کنید، و از الله بترسید، باشد که به شما رحم کرده شود) الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گروه اصلاح کننده را برادر آن دو گروهی که باهم می‌جنگند نامید با وجود این‌که جنگیدن مؤمنان با هم از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است تا جایی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را کفر نامید و فرمود: «لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ»[۲]: (پس از من با زدن گردن یکدیگر کافر نشويد).

خلاصه‌ی کلام: هجر معصیت‌کاران اگر در آن مصلحت و فایده قرار دارد مشروع است وگرنه مشروع نیست.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح بخاری: كتاب العلم، باب الإنصات للعلماء، شماره (۱۲۱) ، و صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب بيان معنى قول النبي: لا ترجعوا بعد كفارا». شماره (٦٥).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز للرجل أن يزور الشخص الذي هَجَرَه، وقطع رحمه؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: نعم يزوره وينصحه، ويُرغبه في صلة الرحم، ويحذره من قطيعتها، لعل الله يهديه على يده.

وبهذه المناسبة أود أن أنبه إلى أمرٍ مُهم، وهو هَجر أهل المعاصي، فَهَجْر أهل المعاصي جائز إذا كان فيه مصلحة، بحيث يدع العاصي المعصية إذا رأى الناس قد هجروه، وأما إذا لم يكن فيه مصلحة، بل ربما يزيد شَرُّ العاصي، فإنه لا يجوز الهجر فوق ثلاثة أيام، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: «لَا يَحِلُّ مُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ أَخَاهُ فَوْقَ ثَلَاثِ لَيَالٍ، يَلْتَقِيَانِ فَيُعْرِضُ هَذَا وَيُعْرِضُ هَذَا، وَخَيْرُهُمَا الَّذِي يَبْدَأُ بِالسَّلَامِ»

 وإنما قلنا ذلك لأن العاصي أخ لأخيه المستقيم، ودليل ذلك قوله -تبارك وتعالى في آية القصاص ﴿ فَمَنۡ عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ شَیۡءࣱ ﴾ [البقرة: ۱۷۸] فجعل الله -تعالى- القاتل أخا للمقتول . وقوله تعالى- في آية القتال ﴿ وَإِن طَاۤىِٕفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٱقۡتَتَلُوا۟ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَـٰتِلُوا۟ ٱلَّتِی تَبۡغِی حَتَّىٰ تَفِیۤءَ إِلَىٰۤ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَاۤءَتۡ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوۤا۟ۖ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِینَ* إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةࣱ فَأَصۡلِحُوا۟ بَیۡنَ أَخَوَیۡكُمۡۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ ﴾ [الحجرات: ۹-۱۰] فسمى الله -تعالى- الطائفة المُصْلِحة إخوة للطائفتين المقتتلتين، مع أن قتال المؤمنين بعضهم بعضا من أعظم الكبائر، حتى إن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – سماه كُفْرًا فقال: «لاَ تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا، يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ».

وخلاصة الكلام أن هجر أهل المعاصي إن كان فيه مصلحة وفائدة، فهو مشروع، وإلا فليس بمشروع.

مطالب مرتبط:

(۶۵۸۴) حکم جایگزینی سلام شرعی با عبارات غیرشرعی در تعاملات روزمره

شایسته نیست که جامعه‌ی اسلامی بر این پدیده باشد چون جایگزین کردن خوش‌آمد‌گویی مجرد، به سلام اسلامی است...

ادامه مطلب …

(۶۵۹۰) من دانشجو هستم و برخی از هم‌کلاسی‌هایمان غیر مسلمان هستند، آیا جایز است که شروع کننده‌ی سلام به آن‌ها بود؟

جایز نیست که شروع کننده‌ی سلام به غیر مسلمانان بود زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی کرده‌اند...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۷) بررسی صحت حدیث نفث در دست‌ها و قرائت معوذات پیش از خواب

این حدیث که سوال کننده ذکر کردند که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی به رخت‌خواب می‌رفته است این کار را انجام می‌داده، صحیح است....

ادامه مطلب …

(۶۵۸۹) آیا سلام بر کافر واجب است؟ جواب صحیح چیست؟

جایز نیست که شروع‌کننده‌ی سلام به غیر مسلمان باشیم ولی اگر سلام کردند، جواب داده می‌شود و گفته می‌شود: وعلیکم....

ادامه مطلب …

(۶۶۰۱) حکم برخاستن برای استقبال واردشوندگان به مجلس در سنت نبوی

روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این‌باره این‌ بوده که برای هیچ کس بلند نمی‌شده و خوشش نمی‌آمده که کسی برای او بلند شود.....

ادامه مطلب …

(۶۶۱۴) حکم خوابیدن بر شکم چیست؟

بر شکم خوابیدن اشکالی ندارد مخصوصا اگر که به آن نیاز باشد زیرا انسان گاهی اوقات به خاطر بیماری یا  غرغر معده و مانند آن نیاز دارد که بر شکم بخوابد اما اگر نیازی نباشد بهتر است که بر پهلوی راست بخوابد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه