(۶۳۶۱) سوال: الله شما را برکت دهد، چه چیزی باعث رویگردانی مردم از پناهبردن به ذکر شده است؟
جواب:
این کار دلایل متعددی دارد، از جمله:
اول: نادانی؛ زیرا بسیاری از مردم این اذکار و اوراد و آثار و فواید آنها را نمیشناسند، به همین خاطر شایسته است که سرپرست خانواده در آموزش این اذکار به فرزندان و اهل خانهاش جدّی باشد، و کتابچههای مفیدی در این زمینه الحمد لله، بهوفور در دسترس هستند.
دوم: ضعف ایمان؛ برخی افراد این اذکار را میخوانند اما با حضور قلب نه، و حال آنکه اگر مسلمان با دلی حاضر آنها را بخواند، خود را در حصاری استوار از شرّ شیاطین قرار داده است بلکه برخی از مردم این اذکار را فقط از روی تبرّک میخوانند، در حالی که این اذکار تنها زمانی سودمندند که شخص با ایمان کامل و یقین، و نه از روی تردید یا تجربه، آنها را بخواند اگر کسی با شکّ یا بهقصد آزمون آنها را بخواند و بگوید: «میخواهم ببینم اثر دارد یا نه»، سودی نخواهد برد.
سوم: اعتماد مردم به امور مادی و غفلت از امور معنوی و قلبی؛ بهگونهای که اگر کسی دچار بیماری شود، فوراً به پزشک مراجعه میکند و به دعاها و اذکاری که در درمان بیماری وارد شدهاند توجهی نمیکند، مثلاً اگر انسان به کوچکترین دردی در یکی از مفاصل یا اعضای بدنش دچار شود، بیدرنگ به پزشک میرود، در حالی که در سنت آمده است اگر کسی دستش را بر محل درد بگذارد و بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»[۱]: (به الله و قدرت او پناه میبرم از شرّ آنچه مییابم و از آن بیم دارم) دردش برطرف میشود؛ البته به شرط آنکه این دعا را با ایمان بگوید.
همچنین اگر کسی سورهی فاتحه را بر کسی که مار یا عقرب او را گزیده بخواند، به اذن الله شفا مییابد چنانکه از ابوسعید خدری رَضِيَاللهُعَنْهُ روایت است که گفت: «انْطَلَقَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفْرَةٍ سَافَرُوهَا، حَتَّى نَزَلُوا عَلَى حَيٍّ مِنْ أَحْيَاءِ الْعَرَبِ فَاسْتَضَافُوهُمْ، فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمْ، فَلُدِغَ سَيِّدُ ذَلِكَ الْحَيِّ، فَسَعَوْا لَهُ بِكُلِّ شَيْءٍ، لَا يَنْفَعُهُ شَيْءٌ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: لَوْ أَتَيْتُمْ هَؤُلَاءِ الرَّهْطَ الَّذِينَ نَزَلُوا؛ لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ عِنْدَ بَعْضِهِمْ شَيْءٌ. فَأَتَوْهُمْ فَقَالُوا: يَا أَيُّهَا الرَّهْطُ، إِنَّ سَيِّدَنَا لُدِغَ وَسَعَيْنَا لَهُ بِكُلِّ شَيْءٍ لَا يَنْفَعُهُ، فَهَلْ عِنْدَ أَحَدٍ مِنْكُمْ مِنْ شَيْءٍ؟ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: نَعَمْ، وَاللَّهِ إِنِّي لَأَرْقِي، وَلَكِنْ وَاللَّهِ لَقَدِ اسْتَضَفْنَاكُمْ فَلَمْ تُضَيِّفُونَا، فَمَا أَنَا بِرَاقٍ لَكُمْ حَتَّى تَجْعَلُوا لَنَا جُعْلًا. فَصَالَحُوهُمْ عَلَى قَطِيعٍ مِنَ الْغَنَمِ، فَانْطَلَقَ يَتْفِلُ عَلَيْهِ وَيَقْرَأُ: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}، فَكَأَنَّمَا نُشِطَ مِنْ عِقَالٍ، فَانْطَلَقَ يَمْشِي وَمَا بِهِ قَلَبَةٌ. قَالَ: فَأَوْفَوْهُمْ جُعْلَهُمُ الَّذِي صَالَحُوهُمْ عَلَيْهِ، فَقَالَ بَعْضُهُمُ: اقْسِمُوا. فَقَالَ الَّذِي رَقَى: لَا تَفْعَلُوا حَتَّى نَأْتِيَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَنَذْكُرَ لَهُ الَّذِي كَانَ، فَنَنْظُرَ مَا يَأْمُرُنَا. فَقَدِمُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَذَكَرُوا لَهُ فَقَالَ: وَمَا يُدْرِيكَ أَنَّهَا رُقْيَةٌ؟. ثُمَّ قَالَ: قَدْ أَصَبْتُمُ، اقْسِمُوا وَاضْرِبُوا لِي مَعَكُمْ سَهْمًا. فَضَحِكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»[۲]: (گروهی از یاران رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در سفری بیرون رفتند، تا اینکه وارد قبیلهای از قبایل عرب شدند و از آنان درخواست مهماننوازی کردند، ولی آنها نپذیرفتند که میهمانشان کنند، در همین حال، رئیس آن قبیله را گزیده شد و برای درمان او هر کاری کردند، اما سودی نبخشید، برخی از آنان گفتند: «اگر نزد آن گروهی که بر ما وارد قبیله سدند بروید، شاید نزد بعضیشان چیزی (از درمان) باشد» پس نزد آنان رفتند و گفتند: «ای گروه، رئیس ما گزیده شده است و ما هر کاری برای درمانش کردهایم سودی نداشته، آیا نزد یکی از شما چیزی هست؟» یکی از آنان گفت: «آری، به الله سوگند که من رُقْیه میخوانم، ولی به الله سوگند از شما درخواست مهماننوازی کردیم و شما ما را میهمان نکردید، پس من برایتان رُقْیه نمیخوانم مگر آنکه چیزی بهعنوان مزد برای ما قرار دهید» پس با آنها بر گلهای از گوسفندان مصالحه کردند، آن مرد رفت و به آن فرد آسیبدیده دم میداد و سورهی «الْـحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» را میخواند، تا اینکه آن بیمار گویی از بند باز شد و برخاست و شروع به راه رفتن کرد، در حالیکه هیچ دردی در او نمانده بود، آنان مزد خود را که بر آن مصالحه کرده بودند به ایشان دادند، برخی از همراهان گفتند: «این را بین خود تقسیم کنیم» اما آن کسی که رُقْیه خوانده بود گفت: «نه، این کار را نکنید تا نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم برویم و ماجرا را برایش بازگو کنیم، تا ببینیم او چه دستور میدهد» پس نزد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آمدند و ماجرا را بیان کردند، رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «چه چیز به تو فهماند که این (سوره) رُقْیه است؟» سپس فرمودند: «درست عمل کردید، آن را تقسیم کنید و سهمی هم برای من قرار دهید» پس رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم تبسم کردند) پس سورهی فاتحه در خواندن بر بیماران بهطور کلی، و بر گزیدگان (مارگزیده و عقربگزیده) بهطور ویژه تأثیری عجیب دارد اما همانطور که گفتم، مردم از این امور غافل شدهاند و بهکلی به امور مادی متکی شدهاند، و این همان چیزی است که سبب شده بسیاری از مردم دچار وحشت شوند و چهبسا دچار تسلط جن و سحر و دیگر امور رایج در این روزگار گردند، از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای خودمان و شما سلامتی مسئلت داریم.
[۱] صحیح مسلم: كتاب السلام، باب استحباب وضع يده على موضع الألم مع الدعاء، شماره (۲۲۰۲).
[۲] تخریج آن گذشت.