پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۶۱۰۱) کفایت صدقه و افطاری در قبال کفاره‌ی قسم

(۶۱۰۱) سوال: برخی اوقات قسم یاد می‌‌کنم و کفاره بر من واجب می‌‌شود و هر سال در رمضان به روزه داران افطار و … صدقه می‌‌دهم؛ آیا این کفایت است؟

جواب:

بر انسان واجب بوده هرگاه قسم گیر شد برای کفاره بشتاید و جایز نیست آن را به تأخیر بیندازد، زیرا نمی‌‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد. چه بسا امروز توانایی کفاره را داشته باشد اما فردا نتواند و چه بسا بمیرد. بنابراین واجب است برای کفاره بدون تأخیر بشتابد و نگوید: آن را به رمضان به تأخیر می‌‌اندازم، زیرا صدقه در رمضان بهتر است. می‌‌گوییم: الحمدلله در رمضان مجال برای صدقه باز است و کفاره همان وقت پرداخت می‌‌شود.

در این مناسبت می‌‌گویم: برای انسان شایسته نیست زیاد قسم یاد کند تا جایی که برخی از علما رَحِمَهُمُ‌الله در فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : می‌‌گویند: {وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ}[المائدة: ۸۹]: (و قسم‌‌های خود را حفظ کنید) در قسم زیاده روی نکنید. اما اگر هرگاه انسان ناچار شد قسم یاد کند بگوید: إن شاء الله؛ زیرا با گفتن آن دو فایده‌‌ی بزرگ برای او حاصل می‌‌شود:

اول: هرگاه إن شاء الله گفت، الله آنچه را برای آن قسم یاد نموده محقق می‌‌سازد.

دوم: هرگاه إن شاء الله گفت و انجام نداد کفاره‌‌ای بر او نیست، دلیل آن آنچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از داستان پیامبر سلیمان بن داود عَلَيْهِمُ‌السَّلَام نقل  می‌‌کند، است. او جهاد را دوست داشت و روزی گفت: به الله قسم امشب با نود زن همبستر خواهم شد تا از هر یک بچه‌‌ای به دنیا بیاید که در راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بجنگند. به او گفته شد: بگو: إن شاء الله، اما با اعتماد به قاطعیتی که داشت نگفت، لذا با نود زن همبستر شد اما فقط از یکی از آن‌‌ها نصف انسان به دنیا آمد. بنابراین آنچه بر آن قسم یاد نموده بود محقق نشد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «لو قال: إن شاء الله لم یحنث، وکان درکا لحاجته»[۱]: (اگر إن شاء الله می‌‌گفت قسم گیر نمی‌‌شد و به آنچه می‌‌خواست می‌‌رسید)

فایده‌‌ی دوم: هرگاه قسم گیر شد بر او کفاره لازم نیست و دلیل آن فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است: «من حلف علی شيء فقال: إن شاء الله فلا حنث عليه»[۲]: (کسی که قسم یاد نمود سپس گفت: إن شاء الله؛ قسم گیر نمی‌‌شود) لذا اگر کسی که قسم یاد نموده بگوید: إن شاء الله، دو فایده برای او حاصل می‌‌شود، لازم است همیشه بگوید. اگر گفت: می‌‌ترسم اگر إن شاء الله بگویم دوستم که بر او قسم یاد نمودم سهل انگاری کند؛ می‌‌گوییم: اگر می‌‌ترسی آن را آهسته بگو یعنی بین خودت باشد و طوری آن را تلفظ کن که او نشنود. در این صورت او قسمی را شنیده که در آن استثنا نیست و تو قسمی یاد نموده که در آن استثنا است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا أحلف بعض الأحيان، وتجب عليّ كَفَّارة، وفي رمضان في كل سنة أتصدق على الصائمين من فطور وغير ذلك، هل تعتبر هذه تجزئة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الواجب على الإنسان إذا حَنِثَ في يمينه أن يبادر بالكفارة، ولا يجوز أن يؤخرها؛ لأنه لا يدري ماذا يعرض له، قد يكون اليوم قادرًا على الكفَّارة وغدًا غير قادر، وقد يموت، فالواجب المبادرة بالكفَّارة بدون تأخير، ولا يقول: أنا أؤخرها لرمضان؛ لأن الصدقة في رمضان أفضل، نقول: والحمد لله رمضان له صدقته، والكفَّارة تجب في حينها.

وإنني بهذه المناسبة أقول لا ينبغي للإنسان أن يكثر من الخلف، حتى إن بعض العلماء – رحمهم الله – قال في قوله تعالى: ﴿وَاحْفَظُوا أَيْمَنَكُمْ﴾ [المائدة: ۸۹] قال: لا تُكْثِروا الخلف، ثم إن الإنسان إذا حلف ولا بد فليقل: إن شاء الله؛ لأن قوله إن شاء الله يستفيد بها فائدتين عظيمتين:

الفائدة الأولى: أنه إذا قال: إن شاء الله حقق الله له ما حلف عليه.

والثانية: أنه إذا قال: إن شاء الله ولم يفعل فلا كَفَّارة عليه؛ ودليل ذلك ما قصه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- علينا فيما حصل لسليمان بن داود أحد الأنبياء الكرام، كان يحب الجهاد في سبيل الله، وحلف ذات يوم قال: والله لأطوفن الليلة على تسعين امرأة تلد كل واحدة منهن غلامًا يقاتل في سبيل الله فقيل له : قل: إن شاء الله، فلم يقل: إن شاء الله بناءً على ما عنده من العزيمة، فطاف على تسعين امرأة جامعهن في تلك الليلة، فولدت واحدة منهن شقّ إنسان؛ نصف إنسان، فلم يتحقق له مما حلف عليه شيء، قال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلَّمَ-: «لَوْ قالَ: إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَم يَحْنَتْ، وَكَانَ دَرَكًا حَاجَتِهِ».

وأما الفائدة الثانية: فهي أنه لو حَنَتَ فلا كَفَّارة عليه؛ ودليل ذلك قوله صلى الله عليه وسلم: «مَنْ حَلَفَ على شَيْءٍ فَقالَ: إِنْ شَاءَ اللهُ فَلَا حِنْتَ عليه»، فإذا كان قول الحالف: إن شاء الله يستفيد به هاتين الفائدتين فليلزمه دائما: إن شاء الله، فإذا قال: أخشى إن قلت: إن شاء الله أن صاحبي الذي حلفت عليه يتهاون بالأمر، قلنا: إذا خفت من هذا فقلها سرا، يعني بينك وبين نفسك، يعني انطق بها بحيث لا يسمعك، وحينئذ يكون هو سمع يمينا ليس فيه استثناء، وأنت حلفت يمينا فيه استثناء.

مطالب مرتبط:

(۶۰۲۶) حکم طلب کردن به وجه الله در غیر از بهشت

اگر این حدیث صحیح باشد، معنای آن این است که زمانی که وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ موصوف به عظمت، شکوه، فضل و بخشش است شایسته نیست با آن جز بزرگ‌‌ترین چیزها درخواست نمود که آن چیز بهشت است. اما چیزهایی که کمتر از آن باشد، شایسته نیست با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلب شود.....

ادامه مطلب …

(۶۰۵۸) حکم و راه‌حل در مورد قسم پدر برای فرزندان و کفاره آن

به نسبت قسم پدر -الحمدلله- قسم چیزی دارد که آن را کفاره می‌‌کند. اگر می‌‌تواند ده مسکین را غذا یا لباس داده یا برده آزاد کند؛ اگر نیافت -الحمدلله در زمان ما نادر است- سه روز روزه می‌‌گیرد.....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۴) حکم قسم خوردن برای مصلحت شخصی

اگر به مقصود شرعی جز با قسم یاد کردن نمی‌‌رسد، اشکالی ندارد قسم یاد کند. در غیر این صورت بهتر است انسان زیاد قسم یاد نکند....

ادامه مطلب …

(۶۰۶۹) حکم قسم به طلاق در حالت عصبانیت

طلاقی از جانب من که دیگر شوهر دخترم نباشد، این اشتباهی از جانب تو است و این بدین معنا است که بین دخترت و شوهرش دشمنی و کینه را ایجاد می‌‌کنی در حالی که این اشتباه است، لذا به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه نموده و از او طلب مغفرت کن...

ادامه مطلب …

(۶۰۴۹) حکم قسم بر اساس تصور اشتباه

هرگاه انسان بر چیزی قسم یاد نمود با این تصور که درست است سپس خلاف آن برایش آشکار گشت، چیزی بر او نیست، چون در قسمش راست گفته است از این جهت که هنگام قسمش تصور دیگری نداشته است....

ادامه مطلب …

(۶۰۳۸) کم شرعی انکار حقیقت برای آرامش دیگران و عواقب آن

بر انسان واجب است در گفتار و عادتش صادق باشد و حقیقت را در هر صورت بگوید مگر اینکه از ضرری می‌‌ترسد که می‌‌تواند تأویل نموده و در قلب خود خلاف آن چیزی که مخاطب برداشت می‌‌کند، نیت کند.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه