جمعه 29 شوال 1447
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
17 آوریل 2026

(۶۰۸۴) حکم قسم یاد کردن بر عدم ازدواج و انجام آن

(۶۰۸۴) سوال: به الله قسم یاد نموده که بعد از وفات همسرم ازدواج نکنم سپس بعد از هفت از سال از وفاتش با خواهر او ازدواج کردم؛ الان سه پسر از همسر دومی دارم؛ شیخ بزرگوار! آیا در چنین حالتی بر من کفاره واجب است؟

جواب:

قبل از جواب می‌‌گویم: قسم یاد نمودنش به اینکه بعد از وفات همسرش ازدواج نمی‌‌کند اشتباه بزرگی است، زیرا ازدواج از سنت پیامبران است همچنین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن امر نموده و می‌‌فرماید: «یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة فلیتزوج»[۱]: (ای جوانان کسی که توانایی ازدواج را دارد ازدواج کند، زیرا باعث حفظ چشم و شرمگاه می‌‌شود و کسی که توانایی ندارد روزه بگیرد) همچنین اینکه انسان بعد از وفات همسرش قسم یاد نموده که ازدواج نکند چه بسا سبب آن عدم رضایت به قضا و قدر الهی باشد همچنین به منزلت دست کشیدن از این چیز با استناد به قضا و قدر است. بلکه آنچه شایسته بوده این است که به ازدواج بشتابد تا اینکه شرمگاه خود را حفظ نموده و به دستاوردهای بزرگی که در ازدواج وجود دارد برسد؛ از جمله دستاوردهای بزرگ در ازدواج افزایش نسل امت اسلامی است. برای مسلمانان شایسته است تا جایی که می‌‌توانند نسل را افزایش دهند تا اینکه اشتیاق رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که فرمود: «تزوجوا الودود الولود»[۲]: (با زنی که شوهرش را بسیار دوست می‌‌دارد و زیاد فرزند می‌‌آورد ازدواج کنید) محقق شود همچنین به خاطر اینکه امت اسلامی مستقل از دیگران باشد همچنین به خاطر شکوهمندی امت در مقابل دنیا که هر چقدر جمعیت امت اسلامی بیشتر باشد در مقابل دشمنانش شکوهمندتر و خودکفاتر است.

در جواب سؤال تو می‌‌گوییم: مردی که قسم یاد نموده بعد از وفات همسرش ازدواج نکند سپس بعد از هفت سال با خواهر او ازدواج کرده بر او واجب است کفاره‌‌ی قسم دهد که بین سه چیز اختیار دارد یعنی غذا دادن یا لباس پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن برده و اگر یکی از این سه چیز را نیافت سه روز پی در پی روزه بگیرد، به دلیل فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَيْمَانَ ۖ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ۖ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ۚ ذَٰلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ ۚ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}[المائدة: ۸۹]: (الله شما را به خاطر سوگندهای لغو (و بیهوده)تان مؤاخذه نمی‌‌کند اما شما را بخاطر سوگندهایی که (از روی قصد) یاد نموده‌‌اید، مؤاخده می‌کند پس کفاره‌‌ی آن غذا دادن ده مسکین  از غذاهای متوسطی که به خانواده‌‌ی خود می‌خورانید یا لباس پوشانید آنها و یا آزاد کردن یک برده است پس اگر کسی (هیچ یک از اینها) نیابد سه روز روزه بگیرد این کفاره‌‌ی سوگندهای شما هرگاه که سوگند یاد کردید (و به آن وفا نکردید) است و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید) این چنین الله آیات خود را برای شما بیان می‌‌کند باشد که شکر گزارید).


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أقسمت بالله ألا أتزوج بعد وفاة زوجتي، وبعد وفاتها بسبع سنوات تزوجت أختها، والآن عندي ثلاثة أبناء من الزوجة الأخيرة، هل عليَّ كَفَّارة في مثل هذه الحال يا فضيلة الشيخ؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: قبل الإجابة على هذا السؤال أقول: إن إقسامه ألا يتزوج امرأة بعد زوجته خطأ عظيم؛ لأن الزواج من سنن المرسلين، ومما أمر به الرسول صلى الله عليه وسلم، حيث قال: «يا مَعْشَرَ الشَّبَابِ، مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ البَاءةَ فَلْيَتَزَوَّج». ثم إن إقسام الإنسان على ألا يتزوج بعد موت امرأته قد يكون سببه التسخط من قضاء الله وقدره، وبمنزلة الإضراب عن هذا الشيء احتجاجا على القدر، بل الذي ينبغي له أن يبادر بالزواج حتى يحصن فرجه ويحصل على المكاسب العظيمة التي تكون في الزواج، ومن المكاسب العظيمة تكثير النسل، أي نسل الأُمة الإسلامية؛ فإنه ينبغي للمسلمين أن يكثروا من النسل ما استطاعوا تحقيقا لرغبة الرسول صلى الله عليه وسلم حيث قال: «تَزَوَّجُوا الْوَدُودَ الْوَلُودَ»، ولأجل أن تستغني الأُمة الإسلامية عن غيرها، ولأجل أن تكون مهيبة أمام العالم، وكلما كثرت الأمة كانت أشد هيبة عند أعدائها، وكانت أشد اكتفاء بنفسها عن غيرها.

ثم بعد ذلك نقول في جواب السؤال: إن هذا الرجل الذي أقسم ألا يتزوج بعد امرأته ثم تزوج أختها بعدها بسبع سنوات عليه أن يقوم بكَفَّارة ا اليمين، وهي على التخيير بين ثلاثة أشياء؛ إطعام عشرة مساكين، أو كسوتهم، أو تحرير رقبة، فإن لم يجد واحدة من هذه الثلاثة فإنه يصوم ثلاثة أيام متتابعة؛ لقول الله تعالى: ﴿لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَنِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَد تُم الْأَيْمَن فَكَفَّرَتُهُ إطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَرَةُ أَيْمَنِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَنَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ وَايَنَتِهِ، لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ [المائدة: ٨٩].

مطالب مرتبط:

(۶۰۲۰) آیا قسم یاد کردن به مصحف و بر روی مصحف جایز است؟

مادامی که مصحف متضمن کلام الله بوده و کلام الله از صفاتش است، قسم خوردن به آن جایز است.....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۹) حکم قسم دروغ در کودکی و کفاره آن

اگر بعد از بلوغش این قسم از او صادر شده، گناهکار است و باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و کفاره‌‌ای ندارد؛ زیرا کفاره فقط در قسم‌‌هایی است که به آنچه در آینده باشد، بر می‌‌گردد اما در آنچه به گذشته مربوط باشد، کفاره وجود ندارد ...

ادامه مطلب …

(۶۰۷۳) حکم قسم به طلاق در هنگام خشم

شایسته است خود را کنترل نموده، از خشم خود جلوگیری کنی و اعصاب خود را آرام کنی و اگر خواستی قسم یاد کنی، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کن و به طلاق و محرمات قسم یاد نکن، زیرا مخالف امر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۴) حکم قسم خوردن برای مصلحت شخصی

اگر به مقصود شرعی جز با قسم یاد کردن نمی‌‌رسد، اشکالی ندارد قسم یاد کند. در غیر این صورت بهتر است انسان زیاد قسم یاد نکند....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۰) حکم قسم خوردن بر پرداخت هزینه و کفاره آن

سؤال کننده و دیگران را نصیحت نموده که به نسبت فعل یا ترک دیگران قسم یاد نکنند، زیرا این قسم باعث در حرج افتادن خود یا کسی که به فعل یا ترک آن‌‌ها قسم یاد می‌‌کنند می‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۵۲) حکم قسم در نوشتن حقوق کارگران

هرگاه انسان قسم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با مشیئت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همراه سازد در صورتی که خلاف قسم خود نمود، چیزی بر او نیست. ....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه