سه‌شنبه 23 ذیحجه 1447
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
9 ژوئن 2026

(۶۰۴۵) حکم قسم خوردن در شرایط ترس از مرگ

(۶۰۴۵) سوال: از برخی از مردم شنیدم که قسم یاد کردن کمتر از تقیه است یعنی هرگاه ترس مرگ داشتم، برایم جایز است قسم یاد کنم؟

جواب:

هرگاه انسان بر قسم یاد نمودن بر چیزی مجبور باشد و کسی که او را وادار نموده بر اجرای تهدیدش قادر باشد، برای او جایز است بر آن چیز قسم یاد کند ولی بهتر از آن این است که در قسمش تأویل کند. به این صورت که هدفش از لفظی که استفاده می‌‌کند بر خلاف ظاهر آن باشد. هرگاه به او گفته شد: بگو: به الله قسم این کار را انجام ندادم؛ بگوید: (والله ما فعلت هذا) به الله قسم این کار را انجام ندادم و قصدش از (ما)، (الذی) باشد یعنی (والله الذی فعلت هذا) هرگاه نیتش از (ما)، (الذی) باشد در این صورت راست می‌‌گوید، زیرا الذی، اسم موصول، مبتدا و (هذا) خبر آن است لذا او می‌‌گوید: به الله قسم کاری که انجام دادم همین است. کسی که او را وادار نموده، نفی را برداشت می‌‌کند یعنی این کار را انجام ندادم. با این تصور که (ما) نافیه و (هذا) مفعول فعل (فعلت) بوده و در کنایه مجالی برای رهایی از دروغ است.

شیخ بزرگوار! اما این در صورتی است که فقط بر نفس خود می‌‌ترسد ولی اگر مثلا باعث قطع حقوق دیگران یا جریمه‌‌ی کاری که خود انجام داده و به خاطر آن تأدیب خواهد شد، باشد؛ جایز نیست قسم یاد کند؟

جواب: اگر قسمی که در آن از کنایه استفاده می‌‌کند، باعث  قطع حق دیگران یا فعل حرام شود جایز نیست؛ زیرا قطع حقوق دیگران بدون قسم درست نیست چه برسد همراه با قسم!

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: سمعت من بعض الناس أن الحلف دون التقية، أي إذا خفت الموت فيجوز لي أن أحلف؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الإنسان إذا أكره على اليمين على شيء وكان من أكرهه قادرًا على تنفيذ ما هدده به فإنه يجوز له أن يحلف على ذلك الشيء، ولكن خيرًا من هذا الأمر أن يتأول في يمينه؛ بأن يقصد بلفظه ما يخالف ظاهره إذا قيل له : قل والله ما فعلت هذا فليقل: والله ما فعلت هذا وينوي بـ (ما) (الذي)، يعني: والله الذي فعلت هذا، فإذا نوى بـ (ما): (الذي) فإنه حينئذ يكون صادقًا؛ لأن (الذي) اسم موصول يكون مبتدأ و (هذا) خبره، يعني أنه يقول: والله إن الذي فعلت هو هذا، ومُكْرِهُه الذي هو يُخاطب يفهم من قوله: (والله ما فعلت هذا) النفي؛ لأنه يفهم أن (ما) نافية وأن (هذا) مفعول فعلت، وفي التعريض مندوحة عن الكذب.

فضيلة الشيخ: لكن هذا إذا كان يَخشَى على نفسه فقط، لكن لو كان فيه قطع حق على آخرين أو مثلا جريمة فعلها وسيؤدب تأديبا فلا يجوز له أن يحلف؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كان الخلف الذي سيعرض فيه لقطع واجب لغيره أو فعل مُحرّم فهذا لا يجوز؛ لأن قطع الواجب للغير لا يجوز بلا يمين فكيف باليمين!

مطالب مرتبط:

(۶۱۰۹) حکم کفاره‌ی قسم‌های فراموش‌شده

اگر این قسم‌‌ها قبل از بلوغ بوده، در صورتی که قسم گیر شوی چیزی بر تو نیست، زیرا شرط الزام و تکلیف، رسیدن به بلوغ است و اگر بعد از بلوغ بوده و عادتش بر این بوده هنگام قسم إن شاء الله بگوید، چیزی بر او لازم نیست...

ادامه مطلب …

(۶۰۲۳) حکم قسم خوردن در تجارت

اگر بگوید: به الله قسم این را با این قیمت خریده‌‌ام یا به الله قسم که همینقدر قیمتش است در حالی که دروغ می‌‌گوید. این کسی است که عهد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و قسمش را با قیمت اندکی می‌‌فروشد. کسی که کالایش را با قسم دروغ می‌‌فروشد از جمله سه نفری است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در روز قیامت به آنها نگاه نکرده، آنها را پاک نمی‌‌کند و برای آنها عذابی دردناک است....

ادامه مطلب …

(۶۰۳۹) حکم قسم دروغ در مورد مهریه و تأثیر آن بر ایمان و امانتداری

این قسم دروغ است و جایز نیست به دروغ قسم یاد کند. برخی از اهل علم نظرشان این بوده که قسم در چنین حالتی قسم غموس است که صاحب خود را در گناه سپس وارد جهنم می‌‌سازد....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۰) حکم طلاق در حالت خشم و بازگشت به همسر پس از طلاق

می‌‌گوییم: آیا قصدت این بوده که همسرت در صورتی که مخالفتی رخ دهد به طلاق است یا اینکه چنین قصدی نداشتی و قصدت فقط تهدید و منع او بوده است؟ اگر نیت تو اولی بوده پس طلاق واقع می‌‌شود و اگر نیت تو دومی بوده و قصد تو تهدید و منع او بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۴۴) حکم قسم دروغ برای اصلاح بین مردم

قسم یاد نمودن بر آن در حالی که می‌‌داند دروغ است؛ من در این مسئله توقف می‌‌کنم. مگر اینکه قصدش توریه باشد، در این صورت قسمش بر آنچه می‌‌خواهد جایز است....

ادامه مطلب …

(۶۰۹۹) حکم ادای کفاره‌‌ی قسم بعد از تأخیر به مدت یک سال و یا بیشتر

بر کسی که قسم گیر شده واجب است برای کفاره دادن بشتابد، زیرا هنگامی که قسم گیر شده کفاره بر او ثابت گشته است و تأخیر در ادای واجب جایز نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه