پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۶۰۳۰) حکم قسم دروغ به قصد فرار از پرداخت دین

(۶۰۳۰) سوال: از یکی از مردم مالی را تا زمان مشخص قرض گرفتم. وقت پرداخت آن فرار رسیده در حالی که چیزی ندارم تا دَینش را پرداخت کنم. لذا در دادگاه از من شکایت کرد و هنگامی که قاضی از من سؤال کرد، از ترس حکم به زندان در صورتی که پرداخت نکنم، انکار کردم که بر گردن من دین دارد و قسم یاد کردم که چیزی از او قرض نگرفتم در حالی که قصد داشتم هرگاه مالی به دست آوردم، دینش را پرداخت کنم؛ در این قسم دروغ و عمدی که به خاطر نجات از ندان یاد کردم چه چیزی بر من لازم است؟ آیا کفاره دارد یا خیر؟

جواب:

این قسمی که به دروغ در انکار حق برادر مسلمانت یاد کردی، قسم غموس (دروغ) است و هر کسی که به دروغ قسمی بخورد تا مال برادر مسلمانش را با آن تصاحب کند، فاجر است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در حالی ملاقات می‌‌کند که از او خشمگین است[۱]. این کار تو از گناهان کبیره بوده و اگر این قسم تو را از زندان در این دنیا نجات دهد، تو را از عذاب روز قیامت نجات نمی‌‌دهد مگر اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد. همچنین نجات تو از زندان در دنیا به وسیله‌‌ی اقرارت که بر گردن تو به نسبت این مرد دینی است سپس دلیل آوردن بر اینکه تنگدست هستی حاصل می‌‌شود. هرگاه نزد قاضی دلیلی بر تنگدست بودن تو وجود داشته باشد، قاضی خصم تو را منصرف نموده و او را از مطالبه باز می‌‌دارد؛ زیرا اگر تنگدست بودن بدهکار ثابت شود، طلب پرداخت دین و مطالبه از او امری حرام است، به دلیل فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ}[البقرة: ۲۸۰]: (و اگر (بدهکار) تنگدست بود تا ( هنگام) گشایش  (و توانایی) مهلت دهید) بسیاری از مردم هنگامی که بدهکار شوند در حالی که توان پرداخت آن را ندارند به روشی غیر از روشی که سؤال کننده ذکر نمود پناه می‌‌آورند و آن هم این است که به سوی افرادی دیگر رفته و از آنها قرض می‌‌گیرند سپس قرض نفر اول را پرداخت نموده و به نسبت دومی بدهکار می‌‌شوند سپس به همین صورت ادامه می‌‌دهند تا اینکه بدهکاری بر آنها جمع شده و در نتیجه نمی‌‌توانند آن را پرداخت کنند و این روش دیوانگان است. هرگاه ثابت شد که انسان فقیر است، پرداخت دین از او مطالبه نمی‌‌شود. بنابراین می‌‌گوییم: فقر خود را نزد قاضی ثابت کن در این صورت مطالبه از تو نفی شده و از دوباره وام گرفتن و تحمل بدهکاری‌‌های سنگین که چه بسا در آینده به نسبت آن درمانده شوی، در امان می‌‌مانی.

امری وجود دارد که واجب است به شخص بدهگار گوشزد کنیم؛ آن هم این است که برخی از بدهکاران از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نمی‌‌ترسند و به خلق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رحم نمی‌‌کنند. او را می‌‌بینی که مال را بازیچه قرار داده و تباه می‌‌سازد سپس در آخر امر آمده و می‌‌گوید: از پرداخت درمانده‌‌ام و این نیز از کم‌‌خردی است. همچنین کسانی می‌‌توانند هنگام فرا رسیدن وقت آن و مطالبه‌‌ی طلبکار، پرداخت کنند اما با این وجود پرداخت را به تأخیر می‌‌اندازند. طلبکار به نزد او آمده، او می‌‌گوید: فردا، روز بعد می‌‌آید، او می‌‌گوید: فردا و به همین صورت. از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده که می‌‌فرماید: «مطل الغني ظلم»[۲]: (به تأخیر انداختن پرداخت دین توسط شخص ثروتمند ظلم است).


[۱] بخاری: کتاب المساقاة، باب الخصومة فی البئر والقضاء فیها، شماره­ی (۲۲۲۹)، مسلم: کتاب الإیمان، باب وعید من اقتطع حق مسلم بیمین فاجرة بالنار، شماره­ی (۱۳۸).

[۲] بخاری: کتاب الإستقراض وأداء الدیون والحجر والتفلیس، باب مطل الغنی ظلم، شماره­ی (۲۲۷۰)، مسلم: کتاب المساقاة، باب تحریم مطل الغنی وصحة الحوالة واستحباب قبولها إذا أحیل علی ملیء، شماره­ی (۱۵۶۴).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: اقترضت مبلغا من المال من أحد الناس إلى أجل محدود، وقد حان وقت السداد ولم يكن عندي ما أوفي دينه، فرفع علي شكوى في المحكمة، وحين سألني القاضي أنكرت أن يكون له في ذمتي شيء؛ خوفًا من الحكم علي بالسجن إذا لم أدفع، وحلفت على ذلك أنني لم أقترض منه شيئًا، وكانت نيتي أنني إذا وجدت مالا أقضيه دينه الذي له علي، فماذا عليَّ في هذه اليمين التي حلفتها كاذبًا متعمدا لأنجو بها من السجن؟ وهل لها كَفَّارة أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه اليمين التي حلفتها كاذبًا في جَحْد حق أخيك المسلم هي يمين الغَمُوس ومن كذب على يمين يقتطع بها مال من مسلم هو فيها فاجر لقي الله وهو عليه غضبان، ففعلك هذا من كبائر الذنوب، وهو إن أنجاك من السجن في الدنيا لم ينجك من العذاب يوم القيامة إلا أن يشاء الله، ثم إن نجاتك من السجن في الدنيا تحصل بإقرارك أن في ذمتك لهذا الرجل كذا وكذا من المال، ثم إقامة البينة على أنك معسر، فإذا : قامت عند القاضي بينة بأنك معسر فإن القاضي سوف يصرف خَصْمَك عنك ويمنعه من مطالبتك؛ لأنه إذا ثبت إعسار المدين فإن طلبه بالدين ومطالبته به أمر محرم؛ لقوله تعالى: ﴿وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةً﴾ [البقرة: ٢٨٠]. وكثير من الناس إذا حلت عليهم الديون وهم لا يستطيعون وفاءها يلجئون إلى طريقة أخرى غير هذه الطريقة التي ذكر السائل، وهي أنهم يذهبون إلى أناس فيستدينون منهم، ثم إذا حل الدين الثاني استدانوا له…

وهكذا، حتى تتراكم عليهم الديون، فيعجزون بالتالي عن وفائها، وهذه طريقة من طريقة السفهاء، فإذا ثبت أن الإنسان فقير فإنه لن يطالب بسداد الدين. فعليه نقول: أثبت عند القاضي فقرك وحينئذ تنتفي عنك المطالبة وتسلم من الاستدانة مرة أخرى وأخرى وأخرى، وتسلم من تحمل الديون الكثيرة الثقيلة التي قد تعجز عنها في المستقبل.

وهاهنا أمر يجب أن نوجهه أيضًا إلى المطلوب، وهو المدين، وهو أن بعض المدينين المطلوبين لا يخافون الله – سبحانه وتعالى- ولا يرحمون الخلق، تجده يلعب بالمال ويبذره ويفسده ثم يأتي في آخر الأمر ويقول: عجزت عن الوفاء. وهذا أيضًا من السفه، وكذلك أناس يكون عندهم القدرة على الوفاء مع حلول الديون ومطالبة صاحب الدين ومع ذلك يماطلون ويؤخرون الوفاء، يأتيه الدائن فيقول: غدًا، ثم يأتي في اليوم التالي فيقول: غدًا… وهكذا، وقد ثبت عن النبي – عليه الصلاة والسلام- أنه قال: «مَطْلُ الغني ظلم».

مطالب مرتبط:

(۶۰۶۲) حکم شکستن قسم حرام و کفاره آن

اگر از انسان سر زد در حکم قسم است و در صورت مخالفت با قسم، کفاره‌‌ی قسم می‌‌دهد. این چیزی که گفتی: بر من حرام باشد که آن را انجام دهم سپس آن را انجام دادی بر تو واجب است کفاره‌‌ی قسم دهی. ....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۸) چگونگی پرداخت کفاره قسم به مساکین

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در کفاره‌‌ی قسم یکی از این سه چیز را واجب نموده است: غذا دادن یا لباس پوشاندن به ده مسکین و یا آزاد کردن برده. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با آنچه معمولا آسان‌‌تر است شروع نموده است...

ادامه مطلب …

(۶۰۴۲) حکم قسم یاد کردن به امانت چیست؟

شرک اصغر است مگر اینکه کسی که قسم یاد می‌‌کند اعتقاد داشته باشد که آنچه به آن قسم یاد می‌‌کند، مانند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در تعظیم، عبادت و ... است؛ در این صورت شرک اکبر است...

ادامه مطلب …

(۶۰۹۶) حکم کفاره قسم در انجام کار به تأخیر افتاده

هرگاه انسان بر چیزی قسم یاد نماید و این فعل را به وقتی مقید کند و آن وقت قبل از اینکه او آن کار را انجام دهد از او فوت شود، بر او کفاره لازم است....

ادامه مطلب …

(۶۱۰۱) کفایت صدقه و افطاری در قبال کفاره‌ی قسم

واجب است برای کفاره بدون تأخیر بشتابد و نگوید: آن را به رمضان به تأخیر می‌‌اندازم، زیرا صدقه در رمضان بهتر است. می‌‌گوییم: الحمدلله در رمضان مجال برای صدقه باز است و کفاره همان وقت پرداخت می‌‌شود.....

ادامه مطلب …

(۶۱۰۵) آیا دادن کفاره‌‌ی قسم به ده مسکین شرط است؟

بله، باید برای ده مسکین باشد، زیرا این نص قرآن است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه