(۵۹۷۸) سوال: از برنامهی شما فتوایی را شنیدم که از آن، حرام بودن ذبح کسی که تارک نماز است را فهمیدم. با توجه به اینکه این مسئله اهمیت زیادی در زندگی مسلمانان دارد؛ لطفا با ذکر دلایل این مسئله را آشکار سازید.
جواب:
بنابر قول راجح که تارک نماز کافر بوده و از دین خارج میشود، ذبح او حلال نیست و با توجه به اهمیت این مسئله، هر چقدر میسر باشد دلایل آن را ذکر میکنم. از جمله دلایل کافر بودن تارک نماز، فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در مورد مشرکان است: {فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ۗ وَنُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}[التوبة: ۱۱]: (پس اگر توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بدهند برادران دینی شما هستند وما آیات خود را برای گروهی که میدانند بیان میکنیم) الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نامگذاری برادری در دین را منوط به سه امرنموده است: توبه از شرک، برپا نمودن نماز و پرداختن زکات. در صورت فقدان یکی از این اوصاف برادران دینی ما نیستند. واضح است که برادری دینی به مجرد معصیت نفی نمیشود حتی اگر از گناهان کبیره باشد. کشتن مسلمان به طور عمدی از گناهان کبیره است اما با این وجود از دین خارج نمیسازد و برادری از بین نمیرود. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آیهی قصاص میفرماید: {فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ}[البقرة: ۱۷۸]: (پس اگر کسی از سوی برادر (دینی)اش (یعنی ولی مقتول) چیزی به او بخشیده شد) لذا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ قاتل را برادر مقتول قرار داد و در آیهی قتال مؤمنان میفرماید: {وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ }[الحجرات: ۹]: (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ بر خاستند میانشان آشتی برقرار کنید) تا فرمودهاش: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ}[الحجرات: ۹]: (یقیناً مؤمنان برادرند پس میان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنید) برادری ایمانی را در جنگ مؤمنان با یکدیگر نفی نکرد با این وجود که جنگیدن با مؤمنان کفر است ولی کفر اصغر میباشد؛ همانطور که در حدیث صحیح از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وارد شده که میفرماید: «سباب المسلم فسوق، وقتاله کفر» : (ناسزا گفتن به مؤمن فسق و جنگیدن با وی کفر است).
دلیل دوم: فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ : {فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا * إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا}[مریم: ۵۹-۶۰]: (آنگاه پس از آنان (فرزندان) نا خلفانی جانشین شدند که نماز را (ضایع و) ترک کردند و از شهوات پیروی کردند پس به زودی (کیفر) گمراهی (خود) را خواهند یافت * مگر آن که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد) فرمودهاش: {إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا} دلیلی است بر اینکه هنگامی که نماز را ضایع میکند، مؤمن نیست.
دلیل از سنت: در صحیح مسلم در حدیث جابر رَضِيَاللهُعَنْهُ روایت شده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «بین الرجل وبین الشرك والكفر ترك الصلاة» : (فاصله میان شخص و میان شرک و کفر ترک نمودن نماز است) و در سنن، حدیث بریدة بن حصین رَضِيَاللهُعَنْهُ آمده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم میفرماید: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر» : (پیمانی که بین ما (مسلمانان) و بین آنها (غیر مسلمانان) است نماز است و هر کسی آن را ترک کند کافر است) لذا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم این عهد را فاصلهای بین ما و بین کفر قرارداد و فرمود: هر کسی آن را ترک کند کافر بوده و از دستهی ایمان خارج میشود. همچنین در حدیث جابر رَضِيَاللهُعَنْهُ ترک نماز را پردهای بین ایمان و کفر قرار داد و فرمود: (الکفر) با (ال) که دلالت بر حقیقت میدهد. لذا معنای آن: بین شخص و بین کفر حقیقی که از ایمان خارج میکند، ترک نماز است.
همچنین از جمله دلایل سنت این است که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ما را به شنیدن و اطاعت نمودن از والیان امر و عدم مخالفت با آنها امر نموده است مگر اینکه کفر آشکاری از آنها ببینیم که نزد الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای ما دلیل محکمی باشد . همچنین سؤال شدند که آیا پیمان خود را با امامان ظالم نقض کنیم؟ فرمود: «لا ما صلوا» : (مادامی که نماز میخوانند خیر) بنابراین دلالت میدهد که هرگاه آنها نماز را ترک کردند، میتوانیم پیمان خود را نقض کنیم و این اقتضا میکند که ترک نماز کفری آشکار است و این استدلال از دو دلیل ترکیب شده است. عبدالله بن شقیق میگوید: اصحاب رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ترک هیچ یک از اعمال را به جز نماز کفر نمیدانستند .
برخی از اهل علم اجماع را بر کافر بودن تارک نماز نقل کردهاند و این از گروهی از صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم از جمله عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ و ابن مسعود رَضِيَاللهُعَنْهُ روایت شده است و عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ میگوید: “لا حظ في الإسلام لمن ترك الصلاة” : (بهرهای در اسلام برای کسی که نماز را ترک میکند نیست) و بهره در اینجا نکره در سیاق نفی آمده لذا شامل کم و زیاد میشود یعنی هیچ بهرهای در اسلام چه کم و چه زیاد آن برای کسی که نماز را ترک کند نیست.
این دلایل، دلالت میدهند بر اینکه تارک نماز کافر است و از دین خارج میشود و دلایل دیگری وجود دارند که به همین اندازه بسنده میکنیم و در دلایل کسانی که تارک نماز را کافر نمیدانند، اندیشیدم و یافتم که چند دسته هستند:
۱- آنچه که دلیلی در آن نیست.
۲- آنچه مقید به حالتی است که با ترک نماز معذور است.
۳- آنچه مقید به وصفی است که با آن امکان ترک نماز وجود ندارد.
۴- آنچه به صورت عام است و با دلایل کفر تارک نماز تخصیص داده میشود. نه در قرآن و نه در سنت نصی را نیافتم که بگوید: تارک نماز مؤمن است یا اینکه تارک نماز وارد بهشت میشود یا از عذاب جهنم نجات پیدا میکند و … که ما را وادار کند نصوص کفر را به کفری که از دین خارج نمیسازد، حمل کنیم. اگر اینگونه باشد ما بندگان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هستیم و هر طور بخواهد بر ما حکم میکند؛ لذا هرگاه قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بر استحقاق وصفی از اوصاف دلالت دهد، نمیتوانیم از آن فرار کنیم بلکه بر ما لازم است آن را اثبات کنیم و هرگاه آن را اثبات نمودیم، حکمت در اثبات آن است و ما هنگامی که گفتیم: تارک نماز کافر و از دین خارج است همانطور که مقتضای نصوص و اقوال صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم است؛ ما با این قول مردم را به نماز وادار میکنیم و هر انسانی که از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و عذابش میترسد، آنگاه که دانست تارک نماز کافر بوده و از دین خارج میشود، قطعا باید نماز بخواند. همچنین احکام کفر از جمله جدا شدن همسرش از وی، عدم حلال بودن ذبحش، منع از ورود به مکه و حرمش، عدم غسل زدنش هنگام مرگ، عدم دفنش در قبرستان مسلمانان، حرام بودن دعای رحمت و مغفرت بر وی و … بر او مترتب میشود. هر انسانی که دارای عقل باشد، هرگاه دانست که چنین چیزی بر ترک نمودن نماز بر وی مترتب میشود، نماز خواهد خواند اما اگر دنبال توجیهات دور از نصوص باشیم و بگوییم: شخص فاسق میشود و کافر نمیشود، سستی میکند و به سهلانگاری خود ادامه میدهد. معلوم است امکان ندارد انسانی که اعمال قلوب را میداند، به شخصی بگوید: بر ترک نماز، سهلانگاری در آن و عدم توجه به آن محافظت کن! چگونه در قلب این شخص چیزی از ایمان وجود دارد در حالی که بر ترک نماز محافظت دارد. به او امر میشود اما اجرا نمیکند و مسلمانان را در نماز میبیند اما نماز نمیخواند در حالی که میداند نماز چقدر پاداش بزرگی دارد و در ترک آن چه عذاب دردناکی وجود دارد. باور دارم چنین چیزی امکان ندارد در قلب شخصی باشد که ذرهای در قلبش ایمان است. بنابراین اگر پیرامون ترک نماز نصوص خاصی برای تکفیر کسی که آن را ترک میکند نباشد، کفر آن از باب لازم است یعنی لازمهی کسی که بر ترک نماز محافظت میکند این است که در قلب وی چیزی از ایمان وجود نداشته باشد.
این دلایلی بود که دلالت میدهد بر اینکه تارک نماز کافر است و از دین خارج میشود -پناه بر الله-. بنابراین ذبح وی درست نیست، زیرا ذبح غیر مسلمان حلال نیست مگر اینکه ذبح کننده از اهل کتاب یهود و نصارا باشد و تارک نماز از مسلمانان مرتد است و ذبح او حلال نیست.
این خلاصهی صحبتم در این مسئلهی بزرگ و مهم است که بر همهی ما واجب بوده در این امر بر نیکی و تقوا همکاری کنیم و افرادی را که در این رکن بزرگ از ارکان اسلام سهلانگاری میکنند، ملزم کنیم که از روی اخلاص برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیروی از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم این رکن بزرگ را بر پا دارند.
باقی ماند که گفته شود: چه بسا کسی در مورد آیهی سورهی توبه بگوید: هر کسی که یکی از این اوصاف سه گانه در او نباشد، برادر دینی ما نیست و این مستلزم این است که کافر باشد؛ زیرا برادری دینی جز با کفر نفی نمیشود، بنابراین آیا تارک زکات کافر است؟ جواب: دیدگاه برخی از علما این است که تارک زکات از روی بخل کافر و از دین خارج است و این روایتی از امام احمد رَحِمَهُالله است، اما با این وجود قول راجح این بوده که کافر نمیشود، از این جهت که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم همانطور که در صحیح مسلم در حدیث ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ آمده، به ما خبر داده که هر کسی مانع از پرداخت زکات مالش شود، به خاطر آن عذاب داده میشود و همانطور که در حدیث ذکر شده، میفرماید: «ثم یری سبیله أما إلی الجنة وإما إلی النار» : (سپس مسیر خود را یا به سوی بهشت یا به سوی جهنم میبیند) این حدیث دلالت میدهد بر اینکه کسی که از روی بخل از پرداخت زکاتش ممانعت کند کافر نیست، زیرا امکان ندارد کافر راهی را برای خود به سوی بهشت ببیند و این حدیث مفهوم آیاتی را که در سورهی توبه هستند تخصیص میدهد.