چهارشنبه 29 صفر 1448
۲۱ مرداد ۱۴۰۵
12 آگوست 2026

(۵۹۷۵) حکم ذبح در سرزمین‌های دارای اکثریت اهل شرک

(۵۹۷۵) سوال: سرزمین‌‌های اسلامی وجود دارد که غالبیت آن اهل شرک و اقلیت آن اهل توحید هستند به صورتی که به آن‌‌ها به خاطر کم بودن اهل توهید وهابی گفته می‌‌شود؛ آیا ذبح آن‌‌ها صحیح است؟ با دانستن اینکه اسم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بر آن ذکر نموده و مانند قبر پرستان به شرک خود اعتراف نمی‌‌کنند؟

جواب:

ذبح مشرکان درست نیست، هر چند که نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بر آن ذکر کنند؛ زیرا مشرک هستند. بر این قضیه مفهوم فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ   دلالت می‌‌دهد: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ}[المائدة: ۵]: (و (همچنین) طعام اهل کتاب برای شما حلال است) مفهوم آن این است که غذای غیر از اهل کتاب از غیر مسلمانان برای ما حلال نیست و منظور از غذای آنها، ذبح آن‌‌ها است و قول کسانی که گمان می‌‌کنند اهل کتاب لقب است و مفهوم آن اعتبار ندارد و با این تلاش می‌‌کنند که بگویند: ذبح مشرکان حلال است؛ این گفتار اشتباه است، زیرا: {الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ} اسم موصول است و اسم موصول وصله‌‌اش در حکم وصل هستند یعنی در حکم فاعل یا اسم فاعل هستند؛ لذا {الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ} به منزلت کسانی هستند که کتاب داده شده‌‌اند و معلوم است که اسم فاعل و اسم مفعول مفهوم آن‌‌ها، مفهوم لقب نیست، بلکه مفهوم صفت است و مفهوم صفت امری معتبر نزد اصولی‌‌ها است. بنابراین کسانی که قبر را می‌‌پرستند و مردگان را فرا می‌‌خوانند، مشرک هستند و ذبح آن‌‌ها حلال نیست.

اما نام‌‌گذاری اهل توحید به وهابیت: این نام‌‌گذاری در حقیقیت برای زشت نمودن دعوت توحید است و گرنه وهابیت مذهب مستقلی خارج از مذهب مسلمانان نیست بلکه تمام کتب این علما چه از کتابچه‌‌ها و چه تألیفات بزرگ و کوچک دلالت می‌‌دهد بر اینکه این قوم منهج خود را از قرآن و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گرفته‌‌اند و از آنچه محققین حنابله مانند شیخ الاسلام ابن تیمیه، ابن القیم و … بر آن بودند، خارج نشده‌‌اند. اما با توجه به اینکه این دعوت با نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سپس به سبب پادشاهان آل سعود که به بهترین وجه از آن حمایت کردند تقویت شده، هنگامی که این دعوت قوی شد، سیاست وارد آن شد و علمای دولت شدند نه علمای دین، این دعوت را زشت جلوه داده از این جهت که این دعوت وهابی و خارج از آن چیزی است که مسلمانان از مذاهب مشهور بر آن هستند و هدف آن‌‌ها ایجاد تنفر در مردم است. مثال آن‌‌ها همانند مثال قریش است هنگامی که به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: این ساحرِ دروغگو است و گرنه کسی که به این دعوت با علم و انصاف بنگرد، برای وی آشکار می‌‌شود که این در حقیقت همان مذهب حنابله و دیگر مذاهب اهل سنت و جماعت است و از آنچه مسلمانان از سلف این امت بر آن بودند تجاوز نمی‌‌کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هناك بلاد إسلامية يغلب عليها الشرك ويقل فيها أهل التوحيد، بحيث يقال لهم: وهابية من ندرة أهل التوحيد، فهل تصح ذبائحهم، مع العلم أنهم يذكرون اسم الله عليها ولا يعترفون بشركهم كما هو حال عبّاد القبور؟

فأجاب رحمه الله تعالى: المشركون لا تحل ذبائحهم، وإن ذكروا الله عز وجل؛ لأنهم مشركون؛ دل على هذا مفهوم قوله تعالى: ﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الكِتَبَ حِلٌّ لَكُمْ﴾ [المائدة: 5]، فإن مفهومه أن من سوى أهل الكتاب من غير المسلمين لا يحل لنا طعامهم، والمراد بطعامهم ذبائحهم، وقول من زعم أن الذين أوتوا الكتاب لقب ومفهومه غير معتبر وحاول بذلك أن يقول: إن ذبائح المشركين حلال؛ هذا القول المزعوم خطأ؛ لأن ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ اسم موصول، واسم الموصول وصلته بمنزلة الوصل، أي بمنزلة الفاعل أو اسم الفاعل، فقول الذين أوتوا الكتاب بمنزلة المؤتون الكتاب، ومن المعلوم أن اسم الفاعل واسم المفعول مفهومها ليس مفهوم لقب، بل مفهوم صفة الصفة أمر معتبر عند الأصوليين، وعلى هذا فهؤلاء الذين يعبدون ومفهوم القبور ويَدْعُون الموتى مشركون، لا تحل ذبائحهم.

وأما تسمية أهل التوحيد منهم بالوهابيين فهذه التسمية في الواقع اصطنعت لتشويه دعوة التوحيد، وإلا فإن الوهابية ليست مذهبًا مستقلا خارجا عن مذاهب المسلمين، بل إن جميع كتب هؤلاء العلماء من رسائل ومؤلفات كبيرة وصغيرة كلها تدل على أن هؤلاء القوم أخذوا منهجهم من كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم، وأنهم لم يخرجوا عما كان عليه محققو الحنابلة؛ كشيخ الإسلام ابن تيمية وابن القيم ،وغيرهما ولكن نظرًا لأن هذه الدعوة قويت بنعمة الله سبحانه وتعالى، ثم بما يسر لها من ملوك آل سعود الذين قاموا بها خير قيام لما قويت هذه الدعوة دخلت السياسة فيها، وصار علماء الدولة لا علماء الملة يشوهون هذه الدعوة بأنها دعوة وهابية خارجة عما كان عليه المسلمون من المذاهب المشهورة، يقصدون بذلك تنفير الناس عنها، وما مثلهم إلا كمثل قريش حين قالوا في النبي عليه الصلاة والسلام: هذا ساحر كذاب وإلا فمن نظر إلى هذه الدعوة بعلم وإنصاف تبيَّنَ له أنها هي حقيقة مذهب الحنابلة وغيرهم من أهل السنة والجماعة، وأنها لا تعدو ما كان عليه المسلمون من سلف هذه الأمة.

مطالب مرتبط:

(۵۹۷۲) حکم خوردن خون

در صورتی که بیماری ناچار به تزریق خون در او شد، چون ناچار بوده جایز است خون به وی تزریق شود و ضرورت، خون را مباح می‌‌سازد....

ادامه مطلب …

(۵۹۸۱) حکم کسی که ذبح می‌‌کند و گوشت را می‌‌فروشد در حالی که تارک نماز است

اگر این ذبح کننده بر وی نام اسلام و منتسب به اسلام است، نیازی به تحقیق در مورد حال وی نیست؛ زیرا اصل این است که با مؤمن بر ظاهر وی تعامل می‌‌شود تا اینکه برای ما آشکار شود. اما به نسبت قصاب برای هیچ یک از مسلمانان جایز نیست که ذبح او را بخرند در حالی که نماز نمی‌‌خواند...

ادامه مطلب …

(۵۹۷۰) حکم گرفتن آب و توشه از دیگران در شرایط اضطراری در ماه رمضان

بر هر مسلمانی حرام است هنگامی که یکی از مسلمانان نیازمند ضروری آب، غذا و لباسی که همراه او است باشد، در حالی که خود نیاز ضروری به آن ندارد؛ بر او حرام بوده که از کمک کردن به او خودداری کند.....

ادامه مطلب …

(۵۹۶۰) حکم شرعی حرام کردن سیر برای خانواده به دلیل عدم علاقه شخصی

اگر این کار موجب فشار بر خانواده می‌‌شود، درست نیست که آنان را منع کنی ولی اگر فشاری نیست اشکالی...

ادامه مطلب …

(۵۹۵۵) آیا درست است که زیاده‌‌روی در نوشیدن قهوه مکروه است؟

ک چیز برخی اوقات برای شخصی حرام و برای دیگری حلال بوده و این بر حسب اقتضای حال او است. اما آنچه به‌‌طور مطلق حرام بوده، بر همه حرام است، با این وجود آنچه بر همه حرام است، هرگاه انسان ناچار شد و خوردن آن برای او ضرروی بود، برای او حلال می‌‌شود.....

ادامه مطلب …

(۵۹۸۶) حکم شرعی ذبح بدون ذکر نام الله به علت مشغله زیاد

اگر از روی غفلت آن را ترک کند، در حلال بودن آن بین اهل علم اختلاف است. اختیار شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله بر این است که حلال نیست؛ زیرا بسم الله گفتن شرط است و شرط با فراموشی ساقط نمی‌‌شود و آنچه ذکر نمود، نزد من راجح است یعنی هر کسی بسم الله گفتن را ترک کند، خود شخص معذور است و گناهکار نیست اما گوشت خورده نمی‌‌شود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه