پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۵۹۷۰) حکم گرفتن آب و توشه از دیگران در شرایط اضطراری در ماه رمضان

(۵۹۷۰) سوال: در روزی از روزهای ماه رمضان شبانه در صحرا بودم و هنگام افطار نزدیک بود که از تشنگی و گرسنگی بمیرم. ناگهان مردی را یافتم که همراه او توشه و آب بود، لذا از او درخواست نمودم که چیزی را به من بدهد که با آن تشنگی خود را برطرف سازم، اما او قاطعانه درخواستم را رد کرد و چیزی به من نداد؛ حکم مجبور نمودن او و گرفتن آب و توشه از او چیست؟ نظر به اینکه اگر از او نگیرم از گرسنگی و تشنگی هلاک می‌‌شوم؟

جواب:

جواب این سؤال متوجه سؤال کننده و صاحب غذا و نوشیدنی است. اما سؤال کننده: برای او جایز است که با اجبار این غذا و نوشیدنی را بردارد و این حق را برای نجات جان خودش دارد همچنین دیگری، نیاز ضروری به این غذا و نوشیدنی که همراه او است ندارد تا اینکه بگوییم: با توجه به اینکه صاحب مال خود نیاز ضروری برای رفع نیاز خود دارد، پس او مستحق‌‌تر است به نسبت این مال از کسی که صاحب آن نیست. اما نصیحت برای صاحب غذا و نوشیدنی: بر او حرام بوده که کسی را که نیاز ضروری به غذا و نوشیدنی دارد که در اختیار او است، از آنها منع کند؛ بلکه بر او واجب است که به او بدهد تا جایی که برخی از اهل علم می‌‌گویند: اگر خود داری کرد و آن شخص بمیرد، او ضامن بوده زیرا کوتاهی کرده، از این جهت که واجب نجات دادن آن مرد بی‌‌گناه را ترک نموده است، لذا هرگاه در واجبی کوتاهی کند، ضامن است. در هر حال بر هر مسلمانی حرام است هنگامی که یکی از مسلمانان نیازمند ضروری آب، غذا و لباسی که همراه او است باشد، در حالی که خود نیاز ضروری به آن ندارد؛ بر او حرام بوده که از کمک کردن به او خودداری کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في يوم من أيام شهر رمضان المبارك أتى على الليل وأنا في الصحراء، وقرب موعد الإفطار، وأنا أكاد أهلك من العطش والجوع، وفجأة وجدت رجلا معه زاد وماء، فطلبت منه أن يعطيني ما أسد به جوعي، فرفض بكل إباء وإصرار أن يعطيني أي شيء، فما حكم إجباره وأخذ الماء والزاد منه؟ مع العلم أنني إذا لم آخذ منه فسوف أهلك من الجوع والعطش؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الجواب عن هذا السؤال يتوجه إلى السائل وإلى صاحب الطعام والشراب، أما السائل فيجوز له أن يأخذ من هذا الطعام والشراب قهرًا عليه، وله الحق في ذلك لإنقاذ نفسه، ولأن الآخر ليس مضطرًا إلى ما معه من الطعام والشراب حتى نقول: إن ضرورة صاحب المال أحق بالدفع من ضرورة الإنسان الخارج عنه، وأما التوجيه إلى صاحب الطعام والشراب فإنني أقول حرام عليه أن يمنع من اضطر إلى الطعام والشراب الذي بيده حرام عليه أن يمنعه من تناوله، بل يجب عليه وجوبا أن يبذله له، حتى إن بعض أهل العلم يقول: إنه إذا امتنع من بذله له ومات فإنه يكون ضامنا له؛ لأنه فرط، حيث ترك ما وجب عليه من إنقاذ هذا الرجل المعصوم فإذا فرط في واجب وجب عليه ضمانه فعلى كل حال يحرم على المسلم إذا اضطر أحد من المسلمين إلى ما معه من طعام أو شراب أو لباس وهو ليس بضروري له؛ يحرم عليه أن يمتنع من إسعاف هذا المضطر بها معه.

مطالب مرتبط:

(۵۹۶۲) حکم کشتن حیوانات وحشی

تو را راهنمایی می‌‌کنم به اینکه چیزی را قرار دهی که ضرر آن به حیوانات بی‌‌گناه نرسد. مانند اینکه تله‌‌ای را قرار دهی که آنچه را گرفتی نکشد و هرگاه چیزی را گرفت که می‌‌دانی به حیوانات تو حمله نمی‌‌کنند، آن را رها کن و در غیر این صورت آن را بکش....

ادامه مطلب …

(۵۹۳۹) لطفا پیرامون درست بودن خوردن مرغ وارداتی از فرانسه توضیح دهید

گوشت‌‌هایی که از کشورهای غیر مسلمان وارد می‌‌شود، از جمله مرغ و ... که جزو حیوانات حلال گوشت هستند، نظر ما بر این است که خوردن آن‌‌ها جایز است و اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۵۹۳۶) قاعده شرعی حلال و حرام بودن گوشت حیوانات در اسلام

ضوابطی برای حیوانات حرام وجود دارد، که آن‌‌ها را بازگو می‌‌کنم: اصل در تمام چیزهایی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این زمین از جمله حیوانات و جمادات آفریده، بر حلال بودن است ...

ادامه مطلب …

(۵۹۸۵) ضرورت گفتن بسم الله هنگام ذبح از دیدگاه شرعی

اگر بسم الله گفتن را از روی غفلت در هنگام ذبح ترک کند، خوردن آن حلال است و اگر بسم الله گفتن را در هنگام شکار از روی غفلت ترک کند، حلال نیست...

ادامه مطلب …

(۵۹۴۱) حکم مرغ‌‌هایی که به وسیله‌‌ی شوک الکتریکی یا تفنگ‌‌های مخصوص کشته می‌‌شوند

حکم آن این است که بررسی کنیم مسئول ذبح مسلمان است یا اهل کتاب؛ اگر جواب منفی باشد، یعنی نه مسلمان و نه اهل کتاب است، آنچه ذبح می‌‌کند حلال نیست، حتی اگر به روش اسلامی ذبح شود....

ادامه مطلب …

(۵۹۵۴) حکم شرعی خوردن چربی گاو و گوسفند

چربی گاو و گوسفند و گوشت این دو حلال است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه