پنج‌شنبه 24 شعبان 1447
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
12 فوریه 2026

(۵۹۴۱) حکم مرغ‌‌هایی که به وسیله‌‌ی شوک الکتریکی یا تفنگ‌‌های مخصوص کشته می‌‌شوند

(۵۹۴۱) سوال: من کارمند مغربی هستم و در یکی از مرغ داری‌‌ها در هلند کار می‌‌کنم و این مرغ به کشورهای اسلامی زیادی صادر می‌‌شود، نظر به اینکه این مرغ‌‌ها بر روش غیر اسلامی ذبح می‌‌شوند. می‌‌گوید: آیا این مرغ حلال است یا حرام؟ همچنین می‌‌گوید: امیدوارم روز یکشنبه پاسخ دهید، زیرا تعطیلی‌‌ من در هلند در روز یکشنبه است؛ همچنین سؤال کننده می‌‌گوید: این مرغ‌‌ها به وسیله‌‌ی شوک الکتریکی یا تفنگ‌‌های مخصوص کشته می‌‌شوند؛ حکم آن چیست؟

جواب:

حکم آن این است که بررسی کنیم مسئول ذبح مسلمان است یا اهل کتاب؛ اگر جواب منفی باشد، یعنی نه مسلمان و نه اهل کتاب است، آنچه ذبح می‌‌کند حلال نیست، حتی اگر به روش اسلامی ذبح شود؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ}[المائدة: ۵]: (و (همچنین) طعام اهل کتاب برای شما حلال است) کسانی که اهل کتاب هستند یعنی یهود و نصارا را خاص قرار داد، چون غذای آن‌‌ها برای ما حلال است و مفهوم این قید مفهوم لقب نیست، همان‌‌طور که گروهی از متأخرین می‌‌گویند. زیرا اسم موصول با صله‌‌اش به منزله‌‌ی اسم مشتق بوده و مفهوم اسم مشتق، مفهوم لقب نیست؛ لذا فرموده‌‌اش: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ} مانند این است که گفته شود: غذای دو اهل کتاب و این وصف مشتق است، بنابراین مفهوم آن، مفهوم صفت است و مفهوم لقب نیست. همان‌‌طور که اهل کتاب احکام خاص دیگری نیز به نسبت سایر کفار دارند. بنابراین آنچه تعیین می‌‌شود این است که ذبح کفار، غیر از اهل کتاب به هر روشی که باشد حیوان را حلال نمی‌‌کند و اگر جواب مثبت است و ذبح کننده از اهل کتاب (یهود و نصارا) باشد همچنین به طریق اولی اگر ذبح کننده مسلمان باشد، در این صورت به روش او نگاه می‌‌شود؛ اگر به روش اسلامی باشد، آنچه ذبح می‌‌شود حلال است، در غیر این صورت حلال نیست. برخی از اهل علم می‌‌گویند: ذبیحه‌‌ی اهل کتاب هر چند بر روش اسلامی نباشد حلال است و به عموم این آیه استناد می‌‌کنند: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ}[المائدة: ۵]: (و (همچنین) طعام اهل کتاب برای شما حلال است)  آنچه اهل کتاب آن را غذای خود همچنین ذبح و حلال می‌‌دانند، بر هر روشی که آن را ذبح کنند برای مسلمان حلال است. همچنین استدلال می‌‌کنند به اینکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از ذبیحه‌‌ی اهل کتاب می‌‌خوردند در حالی که از کیفیت ذبح آن‌‌ها توضیح نمی‌‌خواستند. اما قول راجح این است که باید ذبح بر روش اسلامی که در آن جاری ساختن خون است باشد، زیرا این عمومات یعنی: {وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ} همچنین حادثه‌‌هایی که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در خوردن ذبیحه‌‌ی اهل کتاب رخ داده با فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تخصیص می‌‌یابند: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۱]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -می‌‌توان به وسیله‌‌ی آن ذبح کرد- و اسم الله  بر آن بده شود از آن بخور) این حدیث بر عموماتی که دلالت بر حلال بودن ذبح اهل کتاب به صورت مطلق می‌‌دهد، قضاوت می‌‌کند همان‌‌طور که اقتضای معنا نیز چنین است. زیرا حبس شدن خون، سبب پلیدی، نجاست و حرام بودن آن است، همچنین مسلمان که شریف‌‌تر و پاک‌‌تر از اهل کتاب است، باید در ذبیحه‌‌اش خون جاری شود، اهل کتاب به طرق اولی باید این‌‌گونه باشد. بنابراین باید بررسی شود که آیا روش ذبح شده که این برادر ذکر نمودند شامل جاری ساختن خون می‌‌شود یا خیر؟

شیخ بزرگوار! او ذکر نمود که ابتدا شوک الکتریکی بر او وارد می‌‌شود سپس برای اینکه خون بیاید سرش قطع می‌‌شود.

جواب: اگر پس از بریدن خون جاری شود، به این معناست که حیوان با برق‌گرفتگی نمرده بلکه بی‌حس شده و سپس ذبح گردیده است، لذا در این صورت حلال خواهد بود؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۲]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -می‌‌توان به وسیله‌‌ی آن ذبح کرد- و اسم الله  بر آن بده شود از آن بخور) و جریان طبیعی خون نمی‌تواند اتفاق بیفتد مگر آنکه حیوان زنده باشد؛ اما اگر مرده باشد، خون تغییر می‌کند و لخته می‌شود و امکان خروج ندارد، جز مقدار کمی. در هر حال، اگر این برق‌گرفتگی که برادرمان ذکر کرده به مرحله مرگ نرساند و ذبح آن پیش از خروج روح انجام شود، این ذبح، ذبح شرعی محسوب می‌شود؛ به دلیل فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ}[المائدة: ۳]: ((گوشت) مردار و خون و گوشت خوک و آنچه (هنگام ذبح) نام غیر الله بر آن برده شود و (حیوانات) خفه شده و با ضربه مرده و از بلندی افتاده و به ضرب شاخ (حیوان دیگری) مرده و آنچه درندگان خورده باشند- مگر آنکه ذبح (شرعی) کرده باشید بر شما حرام شد) همه‌‌ی این موارد که از حرمت مستثنا شده‌اند (مگر آنکه ذبح کرده باشید)، عامل مرگ در آن‌ها وجود دارد، به‌ویژه حیوانی که خفه شده که شبیه به برق‌گرفتگی است. با این حال، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از تحریم آن استثنا کرده، اگر پیش از مردن ذبح شود که در این صورت حلال خواهد بود. بنابراین، این برق‌گرفتگی فقط به عنوان وسیله‌ای برای آسان‌سازی ذبح است. اگر پیش از خروج روح ذبح شود، حلال است. اما اگر برق‌گرفتگی باعث مرگ شود، دیگر حلال نیست، گرچه این خلاف ظاهر سخن سوال‌کننده است، زیرا می‌گوید: -حتی خون از آن جاری شود-  لذا در این صورت مباح نیست.

شیخ بزرگوار! در این حالت، خون از آن جاری می‌‌شود یعنی حلال است؟

جواب: بله، در صورتی که همان خون معروف و معمول باشد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا عامل مغربي أعمل في أحد معامل الدجاج في هولندا، وهذا الدجاج يُصَدِّر للأقطار الإسلامية العديدة، علما بأن هذا الدجاج غير مذبوح على الطريقة الإسلامية، يقول: فهل هذا الدجاج حلال أم حرام؟ ويقول أيضًا أرجو أن يكون الرد يوم الأحد؛ لأن إجازتي في ذلك اليوم في هولندا، وأيضا يذكر السائل أن هذا الدجاج إنما يعرض لصعقات كهربائية أو مسدسات خاصة للقضاء على هذا الدجاج، فما الحكم في ذلك؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الحكم هو أن نبحث أولا من هو المسئول في هذا الذبح هل هو مسلم أو كتابي إذا كان الجواب بالنفي أي الذي يتولى الذبح ليس مسلما ولا كتابيًا فإن ذبيحته لا تحل حتى ولو تمشى فيها على الطريقة الإسلامية؛ لأن الله يقول: ﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ حِلٌّ لَكُمْ﴾ [المائدة: 5]، فخص الذين أوتوا الكتاب وهم اليهود والنصارى؛ لكون طعامهم حلا لنا، وهذا القيد ليس مفهومه مفهوم لقب كما ذهب إليه من ذهب من المتأخرين؛ لأن الاسم الموصول مع صلته بمنزلة الاسم المشتق، والاسم المشتق ليس مفهومه مفهوم لقب، فقوله: ﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ﴾ [المائدة: ٥] كأنها يقال: طعام المؤتين الكتاب، وهذا وصف مشتق فمفهومه مفهوم صفة وليس مفهوم لقب. كما أن أهل الكتاب أيضًا لهم أحكام أخرى خاصة عن غيرهم من سائر الكفار، فالذي يتعين القول به أن ذبح غير أهل الكتاب اليهود والنصارى لا يحل المذبوح مهما كانت الطريقة، وإذا كان الجواب بالإيجاب وأن الذابح من أهل الكتاب اليهود أو النصارى وكذلك من باب أولى إذا كان الذابح مسلما فإنه حينئذ ينظر في الطريقة إذا كانت الطريقة على الوجه حَلَّتِ الذَّبيحة وإلا فلا وإن من أهل العلم من ذهب إلى حل الإسلامي ذبيحة أهل الكتاب وإن لم تكن على غير الطريقة الإسلامية استنادًا إلى عموم قوله: ﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ جِل لَكُمْ﴾ [المائدة: 5]، وقال: ما اعتقده أهل الكتاب طعاما لهم ومذكَّى وحِلَّا فهو حلال للمسلم على أي وجه كانوا يذبحونه، واستدل أيضًا بأن النبي كان يأكل من ذبائح اليهود ولم يستفصل عن كيفية ذبحهم، لكن القول الراجح أنه لا بد أن يكون الذبح على الطريقة الإسلامية التي يكون فيها إنهار الدم؛ لأن هذه العمومات، أعني عموم قوله: ﴿وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَبَ﴾ [المائدة: ٥] وكذلك الوقائع التي وقعت من الرسول صلى الله عليه وسلم في أكله ذبائح أهل الكتاب هذه تخصص بقول النبي صلى الله عليه وسلم: «مَا أَنهر الدَّمَ وَذُكِرَ اسْمُ الله عَلَيْهِ فَكُلْ» هذا الحديث قاضي على العمومات التي تفيد حل ذبائح أهل الكتاب مطلقا، كما أن المعنى يقتضيه أيضًا؛ فإن احتقان الدم بها هو سبب خبثها ونجاستها وتحريمها، وكذلك إذا كان المسلم، وهو أشرف وأطيب وأزكى من الكتابي، لا بد في ذبيحته من إنهار الدم، فالكتابي من باب أولى، إذن يبقى النظر في الطريقة التي ذكرها الأخ هل يكون فيها إنهار الدم أم لا؟

فضيلة الشيخ: هو ذكر أنه يُصعق بالكهرباء وبعد ذلك يُقطع الرأس: لكي ينزل الدم.

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كان ينزل الدم بعد قطعه فمعنى ذلك أن الذبيحة لم تمت بالصعق إنها خُدِّرت ثم ذبحت وعلى هذا تكون حلالا؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ وَذُكِرَ اسْمُ الله عَلَيْهِ فَكُلْ»، ولا يمكن أن يجري الدم الجري العادي إلا والذبيحة حية، أما إذا ماتت فإن الدم يتغير ويتخثر، ولا يمكن أن يخرج، اللهم إلا شيئًا يسيرًا، وعلى كل حال إذا كان هذا الصعق الذي ذكره الأخ لا يصل بها إلى حال الموت فإن ذبحها قبل خروج روحها يُعتبر تذكية شرعية؛ لقوله تعالى: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَيْتُمْ﴾ [المائدة: ٣] كل هذه الأشياء التي استثني منها ﴿إِلَّا مَا ذَكَيْتُمْ﴾ وُجد بها سبب الموت، لاسيما المنخنقة، فإنها أشبه ما تكون بالصعق الكهربائي، ومع ذلك استثنى الله سبحانه وتعالى من تحريمها ما إذا ذُكيت، أي ذبحت قبل أن تموت، فإنها تكون حلالا ، وعلى هذا فيكون هذا الصعق وسيلة لتسهيل الذبح فقط، فإذا جرى الذبح لها قبل خروج الروح فهي حلال، أما إذا كان الصعق يؤدي إلى موتها – ولكنه خلاف ظاهر كلام السائل لأنه يقول: حتى يسيل منها الدم فإنها لا تباح حينئذ.

فضيلة الشيخ: في هذه الحالة يخرج منها الدم فهي حلال؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نعم إذا كان الدم المعروف المعهود.

مطالب مرتبط:

(۵۹۷۷) آیا خوردن ذبحی کسی که به نزد قبر می‌‌رود و از آن طلب برکت می‌‌کند درست است؟

کسانی که نزد قبر می‌‌روند چند گروه هستند:...

ادامه مطلب …

(۵۹۷۱) آیا خوردن میوه‌‌ی درخت بدون اطلاع صاحب آن حرام است؟

برای انسان رخصت است هرگاه از باغی عبور نمود که دارای میوه است و نگهبان و تور و دیواری ندارد که مانع ورود شود، فقط به اندازه‌‌ای که همان جا بخورد بردارد...

ادامه مطلب …

(۶۰۱۴) حکم شرعی خوردن کبوترهای تابع حرمین

اگر کارگر به تو گفت: در حرم آن را شکار نموده، بر تو و بر کارگر حرام است. شایسته است برای از بین بردن شک و شبه به کاگران خبر داده که شکار در محدوده‌‌ی حرم حلال نیست تا اینکه به نسبت این امر علم و آگاهی داشته باشند.....

ادامه مطلب …

(۵۹۳۸) آیا خوردن گوشت لاکپشت و قورباغه جایز است؟

اصل در پرندگان و سایر حیوانات بر حلال بودن است تا اینکه دلیلی بر تحریم آن باشد....

ادامه مطلب …

(۶۰۱۵) حکم شکار در حرم نبوی چیست؟

صحیح این است که حرام بوده اما مانند شکار در حرم مکه نیست؛ زیرا اگر شخصی در حرم مکه شکار کند، گناهش بیشتر از شکار در حرم مدینه است....

ادامه مطلب …

(۵۹۵۵) آیا درست است که زیاده‌‌روی در نوشیدن قهوه مکروه است؟

ک چیز برخی اوقات برای شخصی حرام و برای دیگری حلال بوده و این بر حسب اقتضای حال او است. اما آنچه به‌‌طور مطلق حرام بوده، بر همه حرام است، با این وجود آنچه بر همه حرام است، هرگاه انسان ناچار شد و خوردن آن برای او ضرروی بود، برای او حلال می‌‌شود.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه