پنج‌شنبه 16 صفر 1448
۸ مرداد ۱۴۰۵
30 جولای 2026

(۵۹۰۲) حکم شرعی مادر در فوت نوزاد هنگام شیر دادن

(۵۹۰۲) سوال: من متأهلم و فرزند دختر به دنیا آوردم در حالی که حالش خوب بود و بعد از گذشت هشت روز از به دنیا آمدنش آخر شب نیم ساعت قبل از نماز صبح او را شیر دادم و سینه‌‌ی راستم را در دهان او قرار دادم و احساس می‌‌کردم که او  شیر می‌‌نوشد. در اثنای شیر دادن خواب بر من غالب شد و به خواب رفتم و بعد از یک ساعت از خواب بیدار شدم در حالی که دیدم که در سمت دیگری خوابیده‌‌ام و نوزادم همچنان در مکامش بود، آنگاه بلند شده و بر اساس اینکه خواب است او را رها کردم. این اتفاق هنگام طلوع خورشید بود سپس برخی از کارهای خود را انجام دادم و بر حسب عادت برای شیر دادن به او آماده شدم. او را در حالی دیدم که گویا خواب بود اما در حالی که مرده بود. در جسم او هیچ اثری نیافتم مگر اینکه در یکی از سوراخ‌‌های بینی‌‌اش شیر آغشته شده با خون دیدم و دچار شک شده که آیا به خاطر این قضیه بر من چیزی واجب است هر چند که در اثنای خواب به سمت او تغییر جهت نداده‌‌‌‌ام … لطفا پاسخ دهید؟ الله به شما جزای خیر دهد.

جواب:

آنچه در این قضیه آشکار بوده این است که دختر به وسیله‌‌ی پستان خفه شده و مادر در حالتی به خواب رفته که پستانش در دهان دخترش بوده به خاطر همین خفه شده و مرده است و دلیل آن خارج شدن شیر و خون از بینی‌‌اش بوده؛ زیرا می‌‌خواسته خود را به سختی جدا کند لذا شیر از بینی‌‌اش خارج شده است. نظرم این بوده که این مادر احتیاط کند و دو ماه پی در پی برای توبه روزه بگیرد، اما به نسبت دیه اگر پدرش زنده باشد حق پدرش است؛ زیرا در این حالت هیچ کس از این دختر جز پدر و مادرش ارث نمی‌‌برند اما بر مادر دیه‌‌ی کامل واجب بوده و مادامی که آن را از او ساقط نکند به پدر نوزاد پرداخت می‌‌کند، اما اگر آن را ساقط نمود حق پدرش بوده و می‌‌تواند (آن را ساقط کند). الله آگاه‌‌تر است.

شیخ بزرگوار! به نسبت مادر، آیا حقش از اساس ساقط نمی‌‌شود؟

جواب: در این مسئله اهل علم پیرامون قاتل که از روی خطا مرتکب قتل می‌‌شود اختلاف نموده‌‌اند و قول درست این بوده که قاتل خطا از مال بدون دیه ارث می‌‌برد و این چیزی بوده که ابن قیم رَحِمَهُ‌الله آن را در کتاب”اعلام الموقعین”ترجیح داده است و در آن فتوایی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که گمان می‌‌کنم حدیث ابن ماجه باشد ذکر نموده و می‌‌گوید: این (حدیث) را می‌‌گیریم.  قول درست نزد ما این بوده که قتل خطا مانع از ارث نمی‌‌شود؛ زیرا اتهام در آن دور بوده و علت منع شدن قاتل از ارث به خاطر ترس از این است که شخص، کسی که از او ارث می‌‌برد را برای اینکه ارثش به او برسد به قتل برساند و اتهام در چنین حالتی بسیار دور است؛ بنابراین از ارث منع نمی‌‌شود، زیرا اصل بر ثبوت آن است. اما چیزی از دیه از وی ساقط نمی‌‌شود، چون دیه با این کار او واجب شده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إنني متزوجة، وقد وضعت مولودًا أنثى، وهي بحالة جيدة، وبعد مضي ثمانية أيام من ولادتها وفي ساعة متأخرة من الليل أي قبل صلاة الفجر بحوالي نصف ساعة قمت بإرضاعها، وذلك بوضع حالبي الأيمن في فمها وفعلا أُحس بها وهي ترضع، وفي أثناء ذلك داهمني النوم ونمت، وبعد ساعة استيقظت من النوم فوجدت نفسي قد اتجهت إلى الجهة الأخرى، والطفلة لا زالت في مكانها عند ذلك قمتُ وتركتها على أساس أنها نائمة، وذلك الوقت عند طلوع الشمس، ثم قضيت بعض الأشغال وعدتُ لها لكي أقوم بإرضاعها حسب العادة، فوجدتُها شبه نائمة، وهي قد ماتت، ولم ألاحظ في جسمها أي أثر، إلا أنني لاحظت في أحد فتحتي الأنف حليبًا ممزوجا بدم. ويراودني الشك هل علي في ذلك شيء، ولو أنني لم أنقلب نحوها أثناء النوم… أرجو إفادتي أثابكم الله وجزيتم عنا خيرا؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الذي يظهر من هذه القضية أن البنت انخنقت بالثدي، وأن الأم حين أصابها النوم وثديها في فم ابنتها انخنقت به وماتت، والدليل على هذا خروج الدم واللبن من أنفها، فإنها كانت تُنازع نفسها بشدة فخرج اللبن من أنفها، فالذي أرى أن تحتاط هذه الأم وأن تصوم شهرين متتابعين توبةً من الله، وأما بالنسبة للدّية فإذا كان أبوها موجودا فإن الحق له في ذلك؛ لأنه في هذه الحال لا يرث هذه الطفلة التي ماتت إلا أبوها وأمها، ولكن يجب على الأم الدّيّة كاملة، تُدفع إلى أبي الطفلة ما لم يُسقطها عن الأم، فإذا أسقطها فالحق له، والله أعلم.

فضيلة الشيخ: بالنسبة للأم، ألا يسقط حقها أساسا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذه المسألة فيها خلاف بين أهل العلم في القاتل خطأ، والصواب أن القاتل خطأ يرث من المال دون الدية، وهذا هو الذي رجحه ابن القيم في أعلام الموقعِينَ، وذكر فيها فتوى عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أظن حديثًا رواه ابن ماجه وقال: به نأخذ. والصواب عندنا أن قتل الخطأ لا يمنع من الإرث؛ لأن التهمة فيه بعيدة؛ إذ إن القاتل إنها منع من الإرث خوفًا من أن يقتل الإنسان مورّثه ليرث والتهمة في مثل هذه الأحوال بعيدة جدا، فلا يُمنع من الإرث؛ لأن الأصل ثبوته، ولكن الدية ما تسقط عنها منها شيء؛ لأن الدية وجبت بفعلها.

مطالب مرتبط:

(۵۹۰۹) حکم شرعی جمع‌آوری مال برای دیه و استفاده از آن در صورت اتمام مبلغ

(گرفتن) اضافه بر دیه حرام است، لذا بر او واجب بوده که هنگام جمع شدن کامل دیه متوقف شود چون او به مقتضای این قبض از مردم گدایی می‌‌کند...

ادامه مطلب …

(۵۹۰۰) حکم شرعی و کفاره تصادف منجر به فوت در صورت عدم مطالبه دیه

اگر مقصر نبوده که در این‌‌صورت چیزی بر او لازم نیست.

ادامه مطلب …

(۵۸۹۸) حکم کفاره در تصادف منجر به فوت پدر

اگر تصادف با ماشین رخ داده واجب است بررسی شود سبب تصادف چه بوده: اگر تصادف به خاطر راننده بوده، حال چه با تجاوز از حد یا با سهل‌‌انگاری از جانب او، بر او واجب بوده که ضامن آنچه به سبب تصادف تلف شده باشد...

ادامه مطلب …

(۵۹۱۱) آیا دیه‌‌ی مرد مانند دیه‌‌ی زن است؟

دیه‌‌ی زن نصف دیه‌‌ی مرد است، هنگامی که به یک سوم یا بیشتر برسد و این مشهور در مذهب امام احمد است. اما در کمتر از آن یک سوم با هم مشترک هستند...

ادامه مطلب …

(۵۹۱۳) حکم دریافت هزینه برای درمان آسیب ناشی از تصادف و استفاده از مازاد آن

عوضی را که تو در مقابل این آسیب گرفتی، همان چیزی است که از این مرد گرفتی و آن سه هزار ریال است و مقداری از آن که بعد از درمان باقی مانده، آنچه ظاهر بوده برای تو است...

ادامه مطلب …

(۵۸۹۴) حکم شرعی کفاره در تصادف غیرعمد منجر به فوت

کفاره و این حق الله بوده و کفاره­‌ی آن آزاد کردن برده است  در صورتی که نیافت دو ماه پی در پی روزه بگیرد که میان این روزها حتی یک روز هم بدون وجود عذر حسی یا شرعی افطار نکند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه