(۵۸۷۱) سوال: همسرم در دو ماه اول باردار بود و ما نمیخواستیم که بچه را بیارد، بنابراین او به بیمارستان رفت و جنین را سقط کرد و هنوز یک قطعه کوچک از گوشت باقی مانده بود که هیچ چیزی از آن مشخص نبود. آیا باید چیزی انجام دهیم یا باید روزه بگیریم؟ من پرسیدم و گفتند که شما هیچ چیزی انجام ندهید زیرا هنوز این جنین مشخص نشده است.
جواب:
دوست دارم به این برادر و تمامی شنوندگان بگویم که از اهداف شرع، زیاد شده نسل است و پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به زیاد نمودن نسل تشویق میفرمود: «تزوجوا الودود الولود». [۱] (با زنی که همسرش را بسیار دوست دارد و فرزند زیاد به دنیا میآورد ازدواج کنید. ) پس به ازدواج با زنی تشویق نمود که همسرش را دوست دارد؛ زیرا محبتش به شوهر، از لوازم نزدیکی به او و همستری با او میباشد و همبستری نیز موجب افزایش نسل میشود، بدین خاطر پس از بیان ویژگی محبت، واژه ودود را بیان نمود که به معنای تولد فرزند زیاد است، پس درست نیست که در پی فرزند کمتر باشیم در حالیه رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم دوست داشت که فرزندانمان زیاد باشند.
درباره پاسخ به سؤال مورد نظر باید بگویم که دربارهی اجازهی سقط جنین در زمان نامناسب، علماء اختلاف دارند، برخی از آنها به طور کلی آنرا ممنوع میدانند و میگویند که الله نطفه را در مکانی آرام قرار داده است و هیچکس نباید این جایگاه را جز با دلیل شرعی نقض کند، برخی دیگر اجازه میدهند که جنین تا قبل از چهل روزگی سقط شود و برخی دیگر اجازه میدهند که قبل از آن سقط شود؛ زیرا نمیدانند که اگر علقه باشد، آیا به فرزندی تبدیل میشود یا خیر؟ و برخی اجازه میدهند تا زمانیکه روح در آن دمیده شود، سقط شود و بعد از آنکه روح دمیده شد، همگی توافق دارند که سقطش ممنوع است، مگر اینکه هنگام تولد و در صورت ناممکن شدن زایمان طبیعی رخ دهد و باید با عمل سقط انجام شود.
به نظر من در صورتی که متوجه شویم بارداری است، اجازهی سقط آنرا نداریم، مگر اینکه دلیل شرعی وجود داشته باشد، مانند اینکه مشخص شود که این جنین ناقص است و زنده نخواهد ماند و به خود و خانوادهاش آسیب میزند، در این صورت میتوان بنا بر ضرورت و نیاز اجازهی سقط داد، همچنین اگر دربارهی مادر این ترس وجود دارد که اگر جنین در شکم او رشد کرده و بزرگ شود، برای مادر خطرآفرین است؛ در این صورت نیز میتوان آنرا سقط کرد، البته به شرط اینکه روح در آن دمیده نشده باشد و پس از چهار ماه روح در آن نفخ میشود، پس اجازهی سقط آن را نداریم، حتی اگر پزشکان بدانند که اگر سقط نشود، مادر میمیرد، همچنان اجازهی سقط آنرا نداریم، حتی اگر مادر بمیرد و نوزاد زنده بماند؛ زیرا اجازهی کشتن یک جان برای نجات جان دیگر را نداریم، شاید کسی بگوید: اگر او را نگه داشته و مادر بخاطر او بمیرد، او نیز میمیرد، در این صورت کشتن دو جان صورت میگیرد، اما اگر او را سقط کنیم، شاید مادر زنده بماند؟ در پاسخ باید گفت: اگر او را نگه داریم و مادر به خاطرش بمیرد و نوزاد هم پس از مادرش زنده نماند، مرگ مادرش به دست ما نیست، بلکه بنا حکم الله است و اوست که حکم مرگش را به خاطر این بارداری صادر نمود، اما اگر جنین زنده را سقط کنیم، مرگش توسط ما صورت گرفته و ما اجازهی این کار را نداریم.
[۱] تخریجش بیان شد.