پنج‌شنبه 14 شوال 1447
۱۳ فروردین ۱۴۰۵
2 آوریل 2026

(۵۵۱۷) حکم تصرف مادر و ناپدری در نفقه‌ای که پدر برای فرزند می‌پردازد

(۵۵۱۷) سوال: زنی هست که قبلا ازدواج کرده و دختری به دنیا آورده است. سپس از شوهرش طلاق گرفته و با مرد دیگری ازدواج نموده است. شوهر سابق ماهانه مبلغی معادل ۵۰۰ ریال سعودی برای مخارج دخترش پرداخت می‌کند. حال آیا مادر دختر و شوهرش حق تصرف در این پول را دارند که آن را خرج خودشان یا خرج دختر کنند؟ می‌خواهم این را بدانم که حق تصرف در این مبلغ با چه کسی است؟ با مادر است؟ آیا مادر می‌تواند از این پول برای خودش خرج کند؟

جواب:

پولی که این زن از شوهر سابقش می‌گیرد، نفقه‌ی آن مرد برای دخترش است و زن حق ندارد جز برای رفع احتیاجات این دختر، آن را خرج چیز دیگری کند؛ زیرا پدر دختر این پول را فقط برای دخترش پرداخت می‌کند. حال اگر این پول بیشتر از مصرف دختر باشد، بر مادر واجب است که یکی از این دو کار را انجام دهد:

یک: یا پدر دختر را از موضوع مطلع کرده و هر چه او دستور داد، همان را انجام دهد.

دو: یا پول را برای دختر پس انداز نماید.

اما اگر به پدر دختر اطلاع دهد، بهتر است؛ زیرا او ولیّ دختر است. بنا بر این اگر او مثلا ماهانه ۵۰۰ ریال پرداخت می‌کند و این مبلغ از مصرف دختر بیشتر بود، باید پدر را از آن مطلع کند و پدر هر آنچه را در این مورد مناسب ببیند انجام می‌دهد و برای مادر جایز نیست هر طور که خودش می‌خواهد در آن تصرف نماید یا آن را به شوهر دوم یا فرزندانش بدهد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل توجد امرأة سبق أن تزوجت وأنجبت طفلة ثم تزوجت مرة أخرى من رجل آخر، وكان أبو الطفلة – أي الزوج السابق- يدفع مصروفًا على طفلته وقدره خمس مئة ريال كل شهر، فهل يحق لأم الطفلة وزوجها الثاني التصرف في نفقة الطفلة، وأخذ ما يرون، سواء لهم أم للطفلة؟ وأريد أن أعرف من له الحق في المصروف هل أمها؟ وهل لها أن تأخذ من هذا المصروف لأغراضها الشخصية؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه الدراهم التي تأخذها المرأة من زوجها الأول نفقة على ابنتها منه، لا يجوز لها أن تتصرف فيها إلا في نفقة هذه البنت؛ لأن أباها لم يدفع هذه الدراهم إلا لابنته فقط، فإذا زادت هذه الدراهم على المصروفات فإنه يجب عليها أحد أمرين :

1 – إما أن تُخبر والدها بذلك، وهو يأمر بما شاء.

۲ – وإما أن تدخره للبنت.

ولكن إخبارها والدها بذلك أَوْلَى؛ لأنه هو الولي عليها، فإذا أعطاهم خمس مئة ريال مثلا في الشهر وزادت هذه الخمس مئة على مصروفاتها، فإنه يجب أن تخبر والدها بذلك، وهو يفعل ما يراه في هذا، ولا يحل لها أن تتصرف فيه، أو أن تعطيه زوجها الثاني، أو أولاده، أو أولادها منه أيضًا.

مطالب مرتبط:

(۵۵۱۶) حکم زنی که چندین بار از مال شوهرش بدون اطلاع شوهر برداشته

اگر شوهرش بخیل بوده و به اندازه‌ای که احتیاجات او و فرزندانش را رفع کند، نفقه نمی‌دهد، اجازه دارد به اندازه‌ای که برای نفقه‌ی خود و فرزندانش کافی باشد، از مال شوهر بردارد و بیشتر از آن حق ندارد. نباید بیشتر از چیزی که نفقه‌ی خود و فرزندانش می‌شود، بردارد...

ادامه مطلب …

(۵۵۲۸) حکم شرعی رها کردن چهارپایان پس از بی‌نیازی از آن‌ها

مکلف نیستند که به آنها غذا بدهند مگر اینکه حیوانی مملوک انسان باشد که در این صورت آن انسان اجبار می‌شود که یا به او غذا بدهد، یا آن را بفروشد، یا ذبحش کند و یا اجاره‌اش دهد. مهم اینکه اگر مسئول آن حیوان باشد، غذایش نیز به عهده‌ی اوست و در غیر این صورت، هیچ مسئولیتی ندارد....

ادامه مطلب …

(۵۵۲۶) تصرف در اموال ایتام، و سکونت در خانه‌ی ایشان توسط شوهر مادر

قاطی کردن حقوق آنها با حقوق خودت نیز اشکالی ندارد در صورتی که مصلحتی در آن باشد...

ادامه مطلب …

(۵۵۲۱) تکلیف شوهر در ارسال نفقه‌ی مستقل برای همسر در شرایط مهاجرت کاری

اگر پدرت مال را از همسرت دریغ می‌کند و آن مقداری که احتیاج دارد به او نمی‌دهد، بر تو واجب است آن مقداری که لازم دارد را برایش بفرستی....

ادامه مطلب …

(۵۵۱۰) حکم خساست مرد در نفقه و رفتار آزاردهنده با خانواده

باید به او گفت که در مورد خود و خانواده‌اش تقوای الهی پیشه کرده و نفقه‌ای که برای همسر و فرزندانش بر او واجب است را ادا کند..

ادامه مطلب …

(۵۵۱۳) حکم ادامه زندگی با شوهر سهل‌انگار، آزارگر و مشکوک به فقدان عقل و سلامت شرعی

اگر امیدوار است که در صورت باقی ماندن با این مرد و ارشاد و راهنمایی و نصیحتش، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را اصلاح نماید، با او باقی بماند که مبادا خانواده از هم بپاشد و بین او و شوهرش مشکل پیش آمده و سبب اضطراب فرزندان شود. اما اگر چنین امیدی ندار، استخاره کرده و با انسان عاقلی در این مورد مشورت کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه