چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۳۹۳) حکم تکرار قسم به طلاق و ظهار در ایام جهل به احکام شرعی

(۵۳۹۳) سوال: در اوایل ازدواجم بسیار قسم به طلاق می‌خوردم و بدون سبب و با سبب زیاد قسم می‌خوردم و مثلا می‌گفتم: بر من طلاق است فلان و فلان یا بر من طلاق است که امشب را اینجا نخوابی و برخی اوقات قسم گیر می‌شدم و برخی اوقات نیز نه و یک بار به همسرم گفتم: تو بر من مانند مادر و خواهرم حرام هستی سپس دو سال گذشت و من الحمدلله پایبند شریعت شدم و فهمیدم کاری که من کردم اسمش ظهار است و فهمیدم که کفاره‌ی آن ۶۰ روز روزه گرفتن یا غذا دادن به ۶۰ مسکین است پس از همسر خود امتناع کردم تا این که به ۶۰ مسکین غذا دادم سپس با همسرم همبستر شدم، حکم قسم زیاد به طلاق چیست در صورتی که من از بسیاری از احکام شریعت آگاهی نداشتم؟ و حکم آن‌ کارهایی که همسرم برآن قسم دادم و انجام داده است (یعنی قسم گیر شده‌ام) چیست؟ آیا با دادن غذا به ۶۰ مسکین کفاره‌ام به جا آورده‌ام یا نه؟

جواب:

جواب به این سوال متضمن (دو چیز) است:

اول: این سوال کننده و دیگر مسلمانان را نصیحت می‌کنم که زیاد قسم به طلاق نخورند بلکه اصلا قسم به طلاق نخورند چون نزد بیشتر اهل علم قسم به طلاق، شرط محسوب می‌گردد یعنی هر وقت قسم گیر شد، همسرش طلاق است.

و اگرچه بعضی از اهل علم می‌گویند که حکم آن تفصیل دارد یعنی اگر قصد وقوع طلاق را داشته باشد پس شرط است و طلاق با آن واقع می‌شود و اگر قصدش منع یا تشویق یا تصدیق یا تکذیب است پس او قسم خورده است و طلاق واقع نمی‌شود و حکم قسم را دارد و وقتی قسم گیر شد کفاره‌ی آن را می‌پردازد و کفاره‌ی قسم نیز همانطور است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {فَكَفَّـٰرَتُهُۥۤ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَـٰكِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَـٰثَةِ أَیَّامࣲ} [سوره المائدة: ۸۹] : (پس کفارۀ آن اطعام ده مسکین است از غذاهای متوسطی که به خانوادۀ خود می‌خورانید، یا لباس پوشانیدن آن‌ها، و یا آزاد کردن یک برده، پس اگر کسی (هیچ یک از این‌ها) نیابد، سه روز روزه بگیرد).

از حال این شخص ظاهر است که قصد قسم را داشته است و بر همین اساس کفاره‌ی قسم را می‌پردازد به خاطر آن‌که همسرش در آن قسم طلاق با او مخالفت کرده (و قسم گیر شده) و همچنین اگر آن‌چیزی مه به آن قسم خورده است یک چیز بوده پس یک کفاره بر او واجب است و اگر متعدد بوده، برای هر کدام کفاره‌ای واجب است.

دوم: و ظهاری که متضمن سوال است و او آن را گفته است بر کسی که ظهار کند واجب است که یرده‌ای را آزاد کند و اگر نیافت دو ماه رو پشت‌سرهم روزه بگیرد و اگر نمی‌تواند به ۶۰ مسکین غذا بدهد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا۟ فَتَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲ مِّن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۚ ذَ ٰ⁠لِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣱ* فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ شَهۡرَیۡنِ مُتَتَابِعَیۡنِ مِن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۖ فَمَن لَّمۡ یَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّینَ مِسۡكِینࣰا} [سوره المجادلة: ۳-۴] : (و کسانی‌که زنان‌شان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند باز می‌گردند، پس باید پیش از آمیزش جنسی باهم برده‌ای را آزاد کنند، این حکمی است که به آن (پند و) اندرز داده می‌شوید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است* پس کسی‌که (برده‌ای را) نیابد، پیش از آمیزش جنسی، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و کسی‌که نتواند پس شصت مسکین را طعام دهد): ٰ⁠ لذا اگر ایم مردی که ۶۰ مسکین را غذا داده است بر دو ماه پشت سرهم روزه گرفتن قادر نبوده پس ذمه‌اش از آن کفاره برئ است و اگر می‌توانسته است روزه بگیرد پس بر ا و واجب است الان دو ماه را پشت سرهم روزه بگیرد.

سوال کننده: شیخ بزرگوار حکم مدتی که بعد ظهار کردنم با همسرم همبستری کردم تا این که حکم آن را دانستم چیست  و آن مدت ۲ سال است؟

جواب: حکم این مدتی که با همسرت همبستری کردی قبل از آن که کفاره را به جا آوری اگر جاهل بودی، چیزی بر تو نیست چون الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَاۤ إِن نَّسِینَاۤ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا} [سوره البقرة: ۲۸۶] (پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن) و اگر که جاهل نبودی نیز گناه‌کارذهستی و باید به سوی الله توبه کنی و زیاد استغفار نمایی.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في بداية أيام زواجي كنتُ كثير الحلف بالطلاق، أحلف كثيرا، وكنت كثيرًا ما أحلف بسبب، ودون سبب، كأن أقول: علي الطلاق كذا وكذا. أو على الطلاق لا تبيتنَّ هنا الليلة. وفعلا أحيانًا تُنفّذ، وأحيانًا لا يحصل شي من ذلك، وحصل أن قلتُ لزوجتي: أنتِ حرام علي كمثل أمي وأختي. ثم مضى عامان بعد ذلك، والتزمت بشرع الله والحمد الله – فعرفت أن ذلك هو ما يسمى بالظهار، وعلمتُ أن كفارته صيام ستين يوما، أو إطعام ستين مسكينا، فامتنعت عن زوجتي حتى أطعمت ستين مسكينًا، ثم أتيتها، فما حكم الحلف الكثير بالطلاق، مع اعتبار أنني كنتُ جاهلا بكثير من أحكام الشرع؟ وما الحكم إن كانت فعلت شيئًا مما حلفتُ عليه ؟ وهل أديتُ الكفارة المطلوبة بإطعام ستين مسكينًا أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى الجواب على هذا السؤال يتضمن:

أولا: إنني أنصح هذا السائل – وغيره من المسلمين- بألا يُكْثروا من الحلف بالطلاق، بل بألا يحلفوا بالطلاق؛ وذلك لأن الحلف بالطلاق عند أكثر أهل العلم يعتبر شرطًا، متى حنث فيه طلقت زوجته.

وإن كان بعض أهل العلم يقول في ذلك بالتفصيل: إن قصد إيقاع الطلاق فهو شرط يقع به الطلاق، وإن قصد المنع، أو الحث، أو التصديق، أو التكذيب، فإنه حلف لا يقع به الطلاق ويكون له حكم الحلف إذا حنث فيه، يكفر كفارة يمين وكفارة اليمين كما قال الله تعالى: ﴿ فَكَفَّـٰرَتُهُۥۤ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَـٰكِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَـٰثَةِ أَیَّامࣲ ﴾ [المائدة: ۸۹] .

والذي يظهر من حال هذا الشخص أنه أراد اليمين، وعلى هذا فإنه يجب عليه أن يكفر كفارة يمين عن الطلاق الذي خالفت زوجته فيه، ما حلف عليها به، ثم إن كان المحلوف عليه شيئًا واحدا أجزأته كفارة يمين واحدة، وإن كان أشياء وجب عليه لكل واحد كفارة.

ثانيا: تضمن هذا السؤال الظهار الذي قاله، والواجب على المظاهر أن يعتق رقبة، فإن لم يجد فصيام شهرين متتابعين، فإن لم يستطع فإطعام ستين مسكينا؛ لقوله تعالى: ﴿ وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا۟ فَتَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲ مِّن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۚ ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣱ* فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ شَهۡرَیۡنِ مُتَتَابِعَیۡنِ مِن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۖ فَمَن لَّمۡ یَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّینَ مِسۡكِینࣰا ﴾ [المجادلة: ٣-٤]. فإذا كان هذا الرجل الذي أطعم ستين مسكينا، لا يستطيع أن يصوم شهرين متتابعين فإنه قد أبرأ ذمته بهذه الكفارة، وإن كان يستطيع فإنه يجب عليه أن يصوم شهرين متتابعين من الآن.

فضيلة الشيخ: ما حكم المدة التي قضيتها أعاشر زوجتي بعد ذلك الظهار إلى أن علمتُ بالحكم، وهي مدة سنتين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الحكم في هذه المدة التي كنت تعاشر زوجتك قبل أن تكفر إذا كنتَ جاهلا فإنه لا شيء عليك؛ لقوله تعالى: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا﴾ [البقرة: ٢٨٦]. وإن لم تكن جاهلا فإنك آثِمٌ، وعليك أن تتوب إلى الله عز وجل، وتكثر الاستغفار.

مطالب مرتبط:

(۵۳۹۸) آیا برای مرد جایز است که فقط به قصد محبت به زن خود بگوید: ای خواهرم یا ای مادرم؟

بله جایز است که به او بگوید: ای خواهرم یا ای مادرم و مانند آن از کلماتی که موجب مودت و محبت می‌شود اگر چه بعضی از اهل علم مکروه دانستن....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۰) حکم ظهار مشروط

(۵۳۹۰) سوال: من مردی هستم که ازدواج کردم و خانواده‌ای را اداره می‌کنم و خواستم که برای کسب روزی حلال از کشورم بروم ولی نتوانستم که هزنیه سفر را پرداخت کنم و همسرم کمی زیور آلات داشت که به من داد تا آن بفروشم که با پول آن بتوانم سفر کنم و این با رضایت […]

ادامه مطلب …

(۵۳۹۲) اگر بین زوجین خصومتی پیش بیاید و زن، شوهرش را بر خود حرام کند آیا تأثیری دارد؟

این که زن، شوهرش را برخود حرام کند حکم قسم به خود می‌گیرد یعنی اگر بعد از آن با شوهرش همبستری کرد بر زن واجب است که کفاره‌ی قسم را بپردازد چون در عموم این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وارد است...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۷) حکم اطلاق عبارات محبت‌آمیز همسر به شوهر در قالب نسبت‌های محرم

این کلام او را بر تو حرام نمی‌کند چون قول او: تو پدر و برادرم هستی و مانند آن یعنی تو در نزد من در کرامت و رعایت به منزله‌ی برادر و پدرم هستی و مراد او تحریم تو به مانند پدر و برادرش نیست....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۴) حکم عبارت «بر من حرام است» و ارتباط آن با وقوع طلاق

قسم با این صیغه خلاف آنچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم امر کرده است می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۵۳۸۶) حکم ظهار و شروط بازگشت همسر پس از اختلاف با مادر شوهر

قول تو: او را مثل مادرم (در همبستری) قرار دادم، حرام است و جایز نیست ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه