شنبه 29 ذیقعده 1447
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
16 می 2026

(۵۳۸۹) حکم ظهار و طلاق پیش از عقد در گفتار مرد نسبت به دختری که هنوز همسر او نیست

(۵۳۸۹) سوال: من جوانی ۲۹ ساله هستم که خانواده‌ام به من گفتند که دختری که می‌شناسم را برایم خواستگاری کرده‌اند و وقتی این خبر به من رسید گفتم: همبستری کردن با او برای من به مانند همبستری کردن با مادرهم بر من حرام است و او سه طلاقه است چون که او را نمی‌خواستم اما وقتی نزد خانواده‌ام رفتم فهمیدم که آن‌ها خواستگاری نکرده‌اند و فقط پیشنهاد داده‌اند ولی در نهایت من به آن دختر قانع شدم و خواستم که او را خواستگاری کنم ، حکم آن‌چه از من سر زده است چیست؟ آیا کفاره‌ی ظهار بر من واجب است یا نه؟ و حکم آن سه طلاق چیست؟ با وجود این که وقتی من این را گفتم آن دختر را عقد نکرده بودم و فقط مجرد نظر خانواده‌ام بوده است؟

جواب:

قبل از جواب دادن به این سوال این برادر را نصحیت می‌کنم که از این کار احمقانه بر حذر باشد چون که ظهار کردن و سه طلاق دادن قبل از عقد و به مجرد خبر دادن این که گفتند خواستگاری کردند، شتاب و نمودن و کاری احمقانه است، انسان عاقل نفس خود را کنترل می‌کند و فقط کاری می‌کند که عاقبت آن خوب باشد چقدر انسان‌های هستند که از روی خشم و کم عقلی کاری کردند سپس بعد از آن پشیمان شدند.

اما ظهار و طلاق او در مورد زنی که هنوز با او عقد نکرده بوده است چیزی حساب نمی‌گردد چون طلاق فقط بعد از عقد صورت می‌گیرد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَـٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ} [سوره اﻷحزاب: ۴۹] : (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! هنگامی‌که با زنان با ایمان ازدواج کردید، آنگاه پیش از آن‌که با آن‌ها همبستری کنید، طلاق‌شان دادید): و چون طلاق برای کسی است که ازدواج کرده است و او تا الان با او عقد نکرده است و چون طلاق از بین بردن نکاح است و مادامی که او هنوز نکاح نکرده است پس از بین بردنی هم وجود ندارد.

و به نسبت ظهار الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ} [سوره المجادلة: ۳] : (و کسانی‌که زنان‌شان را ظهار می‌کنند):لذا ظهار را به زنانشان نسبت داد پس مادامی که عقد نکرده است پس او از زنانش نمی‌باشد و ظهار او نیز به به آن ملحق نمی‌گردد ولی اگر که مقصود او از ظهار جماع با او بوده است پس کفاره‌ی قسم را بدهد اگر که با او عقد کرد و جماع نمود که این به احتیاط و برئ شدن از ذمه‌اش نزدیک‌تر است.

اما کفاره‌ی ظهار بر او لازم نیست چون که او از زنانش نمی‌باشد مگر کفاره‌ی قسم مادامی که قسم خورده است که با او جماع نمی‌کند و کفاره‌ی قسم نیز آزاد کردن برده یا غذا دادن به ۱۰ مسکین یا لباس دادن به ایشان است و اگر آن‌ها را نیافت سه روز پشت سرهم روزه بگیرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا شاب أبلغ من العمر تسعا وعشرين سنة، أرسل إلى أهلي أنهم قد خطبوا لي فتاةً أعرفها، وعندما وصلني الخبرة قلتُ: هي على كظهر أمي، وهي مطلقة بالثلاث لأني لا أريدها، وعندما حضرت إلى أهلي وجدتهم لم يخطبوا لي الفتاة، وكان مجرد اقتراح، ولكنني في نهاية الأمر اقتنعت بهذه الفتاة، وأردت أن أخطبها، فما الحكم فيهما صدر مني؟ وهل علي كفارة في الظهار أم لا ؟ وما حكم الطلاق بالثلاث، علما بأنني عندما قلت هاتين الكلمتين لم يُعقد لي على الفتاة، وإنما كان مجرد رأي من أهلي؟

فأجاب رحمه الله تعالى: قبل الجواب على هذا السؤال أنصح هذا الأخ بالحذر من هذا التصرف وهذا الحمق، فإنَّ كونه يظاهر منها، ويطلقها ثلاثا قبل أن يُعقد له وبمجرد أن يُخبر أنه خُطبت له، يُعتبر من التسرع والحمق بمكان، والإنسان العاقل الحازم هو الذي يَمْلِك نفسه، ولا يتصرف إلا تصرفًا محمد عاقبته، وكم من إنسان غلبه الطيش والغضب، فتصرف تصرفًا يندم عليه فيما بعد.

أما ما أوقعه من ظهار أو طلاق على هذه المرأة التي لم يُعقد له عليها فإنه ليس بشيء؛ لأن الطلاق لا يقع إلا بعد عقد؛ لقوله تعالى: ﴿ یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَـٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ ﴾ [الأحزاب: ٤٩]. ولأن الطلاق لمن أخذ بالساق، وهو لم يقم بساقها حتى الآن، ولم يعقد عليها؛ ولأن الطلاق حلّ قيّد النكاح، وما دام لم يتزوج فليس هناك قيد يحله. أما بالنسبة للظهار فقد قال الله تعالى: ﴿وَالَّذِينَ يُظَهِرُونَ مِن نِّسَآبِهِمْ﴾ [المجادلة: ٣]. فأضاف الظهار إلى نسائهم وما دامت المرأة لم يُعقد له عليها فليست من نسائه، فلا يلحقها ،ظهاره، ولكن إذا كان هذا الرجل من الظهار الامتناع من جماعها، فإنه يُخرِج كفارة يمين، إذا عقد له عليها وجامعها أحوط وأبرأ لذمته.

أما الظهار فلا يلزمه؛ لأنها ليست من نسائه باستثناء كفارة اليمين ما دام حلف ألا يجامعها، وكفارة اليمين عتق رقبة، أو إطعام عشرة مساكين، أو كسوتهم، فإن لم يجد فصيام ثلاثة أيام متتابعة.

مطالب مرتبط:

(۵۳۹۷) حکم اطلاق عبارات محبت‌آمیز همسر به شوهر در قالب نسبت‌های محرم

این کلام او را بر تو حرام نمی‌کند چون قول او: تو پدر و برادرم هستی و مانند آن یعنی تو در نزد من در کرامت و رعایت به منزله‌ی برادر و پدرم هستی و مراد او تحریم تو به مانند پدر و برادرش نیست....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۶) حکم تحریم همسر بر خود در صورت مصرف دخانیات

اگر که آن را فقط در قلب خود بدون ذکر آن در زبانت گفتی پس حکم و اثری ندارد و اگر آنررا با زبانت گفتی و قصد تو تأکید نفس خود بر ترک دخانیات بوده است پس حکم آن، حکم قسم است...

ادامه مطلب …

(۵۴۰۰) کفاره‌ی ظهار چیست؟

کسی که ظهار کرده است می‌گوییم: واجب است که برده‌ای را آزاد کنی و اگر نیافتی دو ماه را پشت سرهم روزه بگیری و یک روز را هم بین آن‌ها افطار نکنی مگر این که عذری (سفر یا بیماری) داشته باشی و اگر آن را نیز نتوانستی پس به ۶۰ مسکین غذا دهی و کفاره همین‌طور که سوال کننده ملاحظه می‌کند براساس تربیت است نه اختیار...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۵) حکم شرعی ظهار و کفاره واجب در صورت تأخیر در پرداخت صدقه

آن لفظی که شوهرت بر تو به کار برده است طلاق نیست و ظهار است چون گفته است: تو مانند مادر و خواهرم بر من حرامی و ظهار نیز همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را وصف کرده است قول زشت و دروغی است و شوهرت باید از کاری که کرده است توبه کند و برایش حلال نمی‌باشد که از تو کام‌ جوید مگر تا وقتی که آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر کرده است را انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۵۳۸۶) حکم ظهار و شروط بازگشت همسر پس از اختلاف با مادر شوهر

قول تو: او را مثل مادرم (در همبستری) قرار دادم، حرام است و جایز نیست ...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۰) حکم ظهار مشروط

(۵۳۹۰) سوال: من مردی هستم که ازدواج کردم و خانواده‌ای را اداره می‌کنم و خواستم که برای کسب روزی حلال از کشورم بروم ولی نتوانستم که هزنیه سفر را پرداخت کنم و همسرم کمی زیور آلات داشت که به من داد تا آن بفروشم که با پول آن بتوانم سفر کنم و این با رضایت […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه