یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۵۳۰۱) حکم شرعی عدم تمکین زوجه در انتقال به منزل شوهر

(۵۳۰۱) سوال: عمویی داشتم که هفت سال است فوت کرده و او همسر و هفت فرزند کوچک دارد و کسی که آنها را تربیت و رعایتشان کند نبوده پس برای ازدواج با مادرشان اقدام کردم با وجود این که تقریبا ۲۰ سال از من بزرگتر است به این خاطر دوست داشتم رعایت حال و تربیت فرزندان عمویم را بکنم و به ایشان اهتمام داشته باشم و با او ازدواج کردم و با آن‌ها در خانه‌یشان ماندم چون که قبول نکرد که به خانه‌ی خاص خودم انتقال یابد و الان بعد از این که فرزندان بزرگ شده‌اند و بعضی از ایشان به سن ۱۹ سالگی رسیده‌اند و از من بسیار بدشان می‌آید و از من خواسته‌اند که از خانه‌یشام بروم با وجود این که من از زمانی که با مادرشان ازدواج کرده‌ام با آن‌ها مانند فرزندانم تعامل کرده‌ام و برای آن‌ها از کال خودم هزنیه کردم با تمام این وجود فایده‌ای به ایشان نداشت با وجود این که من مانعی ندارم که از خانه‌ی ایشان بیرون روم ولی مادرشان که زنم باشد قبول نکرده که از خانه‌ی اولش به خانه‌ی من بیاید و من از او دو فرزند دارم که بزرگشان ۴ سال دارد و مجبور شده‌ام که خواسته‌ی فرزندانش را به جا آروم و از خانه بیرون روم و اصلا به آن برنگردم حتی فرزندانم من را نشناسند، حکم در عدم قبول زنم به خانه‌ی من چیست و اصرار او بر ماندن در خانه‌ی شوهر اول خود؟ و آیا این سبب طلاق او را برای من مباح می‌کند؟ و نظر شما در مورد موقف فرزندانش با من چیست؟

جواب:

کار تو کار نیک و پاکی بوده و الله به تو جزای خیر دهد از این جهت که این کار را برای اصلاح فرزندان عموی خود کرده‌ای و این بدون شک از صله‌ی رحم است و فرزندانی که بعد از آن که بزرگ شده‌اند از تو خواسته‌اند که از آن خانه بروی شایسته است که در این امر تدبر کنند و نگاه کنند که باقی ماندن تو در خانه‌ی عمویت به خاطر همسرت و راحتی او است و حضانت فرزندانت و مراعات ایشان و حضانت فرزندان عمویت که هنوز بالغ نشده‌اند، بدون شک در آن مصلحت همه است.

و این فرزندانی که خواسته‌اند تا از خانه‌ی ایشان بروی را نصیحت می‌کنم که خوب دراین باره فکر کنند تا این که مصلحت برایشان آشکار شود و اگر که اصرار ورزیدند که از خانه‌ی ایشان بروی پس تو آزادی و از خانه‌ی ایشان برو و زن و فرزندانت را با خودت ببر مگر این که همسرت در هنگام عقد بر تو شرط کرده است که او در خانه‌اش باقی می‌ماند که در این صورت باید به عهد خود وفا کنی و حتی در این صورت اشکالی ندارد که برای بهره جستن از همسر خود به آن خانه وارد شوی چون این امر مشروط بر تو می‌باشد مگر این که همسرت راضی گردد از آن خانه خارج گردد و خروج تو از ماندنت با درگیری و منازعه بهتر است و با همسر و فرزندانت و همچنین فرزندان گوچک عمویت از آن خانه برو، والله الموفق.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كان لي عم، وقد توفي منذ سبع سنوات، وخلف وراءه زوجته، وسبعة أولاد كلهم صغار، وليس هناك من يقوم على تربيتهم ورعايتهم، فتقدمت للزواج من أمهم، رغم أنها تكبرني بحوالي عشرين سنة، رغبة مني في رعايتهم وتربية أولاد عمي عمي، والاهتمام بهم وفعلا تزوجتها، وبقيت معهم في بيتهم؛ لأنها رفضت الانتقال إلى بيتي الخاص، والآن، وبعد أن كبر الأولاد، ووصل بعضهم إلى سن التاسعة عشرة، أصبحوا  يكرهونني كرها شديدا، ويطلبون مني الرحيل من منزلهم، علما أنني منذ أن تزوجت أمهم وأنا أعاملهم كأولادي، وأصرف عليهم من مالي الخاص، ولكن كل ذلك لم يُجدِ ،معهم، علما أنني لم أمانع من الخروج من بيتهم، ولكن أمهم التي هي زوجتي هي التي رفضت الخروج من بيتها الأول إلى بيتي، علما أن لي منها طفلين؛ أكبرهما عمره أربع سنوات، وقد اضطررت إلى تلبية طلب أولادها، والخروج من البيت، ولم أعد أدخله بتاتا، حتى أطفالي لا يعرفونني، فما الحكم في عدم قبولها الانتقال إلى بيتي وإصرارها على البقاء في بيت زوجها الأول؟ وهل هذا السبب يبيح لي طلاقها؟ وما رأيكم في موقف أولادها معي؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: صُنْعُك هذا صُنع طيب، فجزاك الله خيرا؛ حيث عملت هذا من أجل إصلاح أولاد عمك، وهذا من صلة الرحم بلا شك. والأولاد الذين يطالبون برحيلك عن البيت بعد أن كبروا هؤلاء ينبغي لهم أن يتدبروا الأمر، وأن ينظروا، فإن بقاءك في بيت عمك من أجل زوجتك وراحتها، وحضانة أولادك ومراعاتهم، وحضانة من لم يبلغوا من أولاد عمك لا شك أن ذلك في مصلحة الجميع.

والذي أنصح به هؤلاء الأولاد الذين يطالبون برحيلك أن يفكروا في الأمر مرة بعد مرة، حتى تتبين لهم المصلحة، فإن أصروا إلَّا أن تخرج من بيتهم فأنت حر، اخرج من بيتهم، وخذ زوجتك معك وأولادك، إلا إذا كانت المرأة قد اشترطت عليك عند العقد أن تبقى في بيتها، فإنه يجب عليك أن تُوفي لها بالشرط، وحينئذ لا حرج عليك أن تدخل البيت من أجل التمتع بزوجتك؛ لأن هذا أمر مشروط عليك، إلا إذا رضيت الأم بأن تخرج، فإن خروجك أولى من بقائك مع المشاقة والمنازعة، وتخرج بها وبأولادها منك، وكذلك بالصغار من أولاد عمك والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۵۲۶۶) آیا جایز است که زن بدون اجازه‌ی شوهر خود از خانه خارج گردد؟

خارج شدن زن از خانه‌ی شوهر جایز نیست مگر به اجازه‌ی او...

ادامه مطلب …

(۵۲۶۹) مسئولیت شرعی شوهر در تأمین نفقه و اثرات ترک آن

نچه شوهرت انجام داده است خطای بزرگی بوده و آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از حقوق همسر بر او واجب گردانیده است را به جا نیاورده است از معاشرت نیک و پرداخت هزینه و لباس و منزل تا این که مصلحت بزرگ نکاح متحقق گردد...

ادامه مطلب …

(۵۳۰۰) حکم ادامه‌ی زندگی با شوهری که همسر خود را طولانی‌ مدت هجر کرده

این شوهر باید تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را به جا آورد و بین همسرانش عدل کند تا که از این گناه بزرگ و خواری و عار روز قیامت اجتناب کند و روز قیامت در حالی می‌آید که نیمی از بدنش خمیده است...

ادامه مطلب …

(۵۲۹۶) آیا برای دختری که ازدواج کرده است جایز است که مسئله‌ی داشتن فرزند را به تأخیر بیاندازد؟

تأخیر در داشتن فرزند حق او و شوهر می‌باشد لذا اگر برای آن مدت معین و هدفی مشخص به تأخیر بیاندازند اشکالی ندارد ...

ادامه مطلب …

(۵۲۱۷) حکم چند همسری در اسلام چیست؟

چند همسری در اسلام از بسنده کردن به یکی افضل است و این برای آن مصالحی است که با ازدواج حاصل می‌گردد ...

ادامه مطلب …

(۵۲۸۵) حکم دوری طولانی‌مدت شوهر از همسران به‌ سبب ممانعت اولیاء ایشان از سفر

اگر در عقد بر مرد شرط کرده‌اند که دخترانشان همراه او سفر نمی‌کنند پس پدرانشان حق دارند که شوهر را از سفر همراه همسرانش منع کنند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه