سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۸۷۸) حکم شرعی ادعای وارث بودن از سوی عموزاده‌ها

(۴۸۷۸) سوال: شخصی رابطه‌اش با فرزندان و نزدیکانش را قطع کرده است. این شخص مقداری اموال و اراضی زراعی دارد و بسیار مسن بوده سنش نزیک به صد و سی سال می‌باشد. این فرد حافظه و بینایی خود را از دست داده است و مانند یک کودک رفتار می‌کند و بسیار به مرگ نزدیک است و کسی را هم ندارد که به امورات وی رسیدگی کند. من چند عموزاده دارم که به طمع مال دنیا ادعا می‌کنند که وارث او هستند و در واقع با این کار آخرت خود را فراموش کرده‌اند. از آنها پرسیده شد: چگونه شما خود را وارث وی می‌دانید؟ گفتند: مزرعه او همسایه مزرعه ماست (که من این مساله را رد می‌کنم و من بیست سال از آنها بزرگتر هستم). از بزرگان قبیله هم سوال کردیم ایشان گفتند این مرد هیچ ارتباط فامیلی با ما ندارد و حتی اجدادش هم با اجداد ما هیچ رابطه فامیلی نداشته‌اند! حال سوال این است که حکم ما ترک این شخص و حکم ادعای این افراد چیست؟

جواب:

حکم درباره وراث این شخص تا موقعی که وی فوت نکند و معلوم نشود که چه کسی از اموال او ارث می‌برد قابل ارایه نخواهد بود. کسی چه می‌داند شاید این اشخاصی که الان سالم و سرزنده هستند قبل از او بمیرند؟! تا زمانی که ذره‌ای حیات در بدن او باقی مانده باشد، نمی‌توان درباره ورثه او حکم داد. اما وقتی فوت نمود نظر علما این است که باید شروط توارث برای کسی که داعیه ورثه بودن دارد برقرار باشد و آن عبارت است از این که ارتباط فامیلی این مدعی توارث با فرد متوفی چیست و چگونه از لحاظ فامیلی به او متصل می‌گردد و از چه جهت مستحق دریافت این ارثیه است؟ این مساله باید به دست قاضی دادگاه و در هنگام فوت این فرد مسن حل شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: شخص منقطع من الذرية والقرابة، وله أملاك، وأراض زراعية، وهو كبير السن فقد قارب عُمره مئة وثلاثين عاما، وقد فقد بصره وذاكرته، وكأنه في عهد الطفولة، وهو الآن أقرب إلى الموت من الحياة، وليس هناك من يهتم به، أو يعتني به، ولي أبناء عم يدعون أنهم ورثة له طمعا في الدنيا، ونسوا الآخرة، وقد سئلوا كيف يرثونه؟ فقالوا: إن المزرعة بجوار المزرعة. مع العلم أني أنكر ذلك، وأنا أكبرهم بعشرين عاما، وقد سألت كبار رجال القبيلة، فقالوا: إنه لا يتصل بنا، ولا جَده يتصل بِجَدِّنا بصلة قرابة، فما هو الحكم في تركة هذا الشخص، وفي ادعاء هؤلاء؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الحكم فيمن يستحق تركة هذا الرجل لا يمكن أن يثبت حتى يموت، ويتبين من يرثه فما يدريك لعل هؤلاء الأصحاء الأشداء الأقوياء يموتون قبله، فما دام فيه عرق من حياة، فإنه لا يحكم بمن يرثه حتى يتوفاه الله -عز وجل- فإن توفاه الله -عز وجل- فإنه من المعلوم عند أهل العلم أنه يشترط لثبوت الإرث العلم بالجهة المقتضية للإرث، وهو كيف يتصل هذا الرجل الذي ادعى أنه وارث لهذا الميت؟ كيف يتصل به؟ وبأي جهة يكون استحقاقه للإرث؟ وهذه المسألة ترجع إلى قاضي المحكمة حين يتوفى هذا الرجل كبير السن.

مطالب مرتبط:

(۴۹۱۴) حکم ارثیه فردی که هیچ وارثی ندارد و نزدیک‌ترین افراد به او خواهر و برادر شیری هستند

پیوند شیری داشتن دلیل ارث بردن نیست و پدر شیری و برادر شیری نه ارث می‌ بردند و نه هیچ گونه حق سرپرستی و نفقه و ... دارند...

ادامه مطلب …

(۴۸۹۲) حکم ارث‌ بردن از اموال نامشروع

مالی که از طریق حرام به دست آمده باشد اگر خود مال به عینه حرام باشد مثلا از کسی به زور اخذ شده باشد یا اینکه از کسی سرقت شده باشد، در این حالت ورثه باید آن را به صاحب اصلی آن پس دهند، زیرا امتلاک چنین اموالی گناه بزرگی است. اما اگر مال از طریق حرام به دست آمده باشد، لازم نیست ورثه چیزی از آن را حذف کنند و این مال برای کسی که آن را به دست آورده موجب گناه و عذاب خواهد بود و هیچ گناهی متوجه ورثه نخواهد بود....

ادامه مطلب …

(۴۹۰۹) حکم محرومیت دختران از ارث

ازدواج باعث ساقط شدن حق الارث دختر نخواهد شد و سهم الارث دختر چه ازدواج کرده باشد چه نکرده باشد باید به او پرداخت شود...

ادامه مطلب …

(۴۹۱۸) آیا وجود فرزندان باعث محروم شدن عموها از ارث آنها می‌گردد؟

بله فرزندان مذکر باعث محروم شدن عموها از ارث آنها می‌گردند.....

ادامه مطلب …

(۴۹۱۰) حکم ارث فرزندان برادر فوت شده در صورت وفات پدر و تقسیم میراث

برادرزاده در صورت فوت پدر قبل از پدربزرگ و وجود عمو، از مال پدربزرگ چیزی به ارث نخواهد برد و بنابراین ارثیه پدرتان تنها به شما خواهد رسید....

ادامه مطلب …

(۴۸۸۷) : آیا زوجه می‌تواند از سهم الارث خود از ارثیه زوج، به برادران شوهرش صدقه بدهد؟

بله اگر برادران شوهرش فقیر باشند این امر کاملا بلا اشکال خواهد بود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه