یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۴۸۵۴) آیا اختصاص یک‌سوم ارث به دو فرزند خردسال مشروع است؟

(۴۸۵۴) سوال: شخصی فوت کرد و از او پنج فرزند به جای ماند. سه دختر، یک پسر و یک دختر از همسر دیگر. برای همه آنها ارثیه به جا گذاشته است. اما یک سوم ارثش را به نام پسر و آن دخترش زده است. سن آن دو از پنج سال تجاوز نمی‌کند و این مال هم نزد برادرزاده وی به امانت سپرده شده است. یکی از فرزندان بزرگ این مرد وصیت را نقض کرده ادعا می‌کند که به استناد حدیثی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   که می‌فرماید:«إن الله قد أعطی کل ذي حق حقه، فلا وصیة لوارث» «خداوند به هر ذی حقی حقش را داده است و هیچ وارثی حق وصیت کردن ندارد» این وصیت غیر شرعی است. آنها نیز از یکی از علما نزدیک خودشان سوال پرسیده‌اند و او گفته است که مال باید نزد برادرزاده متوفی بماند تا کودکان به سن رشد برسند. اما عالم دیگری گفته است باید این وصیت ملغی شده و این یک سوم به باقی ماترک اضافه شود و به عبارت دیگر در میان تمامی وراث توزیع گردد. حکم شرعی این مساله چیست و معنای حدیث شریف ” فلا وصیة لوارث” چیست؟

جواب:

این وصیت صحیح نیست و باطل است زیر خداوند متعال می‌فرماید:{ ءَابَآؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًۭا ۚ فَرِيضَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا }{پدران‌تان و فرزندان‌تان کدام یک برای شما سودمندترند. (این احکام) فریضه‌ای (معین و مقرر شده) از جانب الله است و بی‌گمان الله دانای حکیم است.}(نساء:١١) و اینگونه آیه اصول و فروع میراث تمام شد. در این آیه به سوال ایشان هم اشاره شده است. خداوند تعالی ارثیه فرزندان را تعیین فرموده است و جایز نیست که ما از حد و مرزی که خداوند برای ما تعیین فرموده است پا فراتر نهیم و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   نیز به این امر تاکید کرده و فرموده است:«إن الله قد أعطی کل ذي حق حقه، فلا وصیة لوارث» «خداوند به هر ذی حقی حقش را داده است و هیچ وارثی حق وصیت کردن ندارد».

پس این وصیتی که پدر برای بچه های کوچک بدون بچه‌های بزرگتر انجام داده کاملا باطل و حرام است. بله اگر اثبات شد که این مال به طریق دیگری غیر از پدر به این دو کودک رسیده، مثلا به آنها هدیه داده شده است و از پدر به آنها ارثیه نرسیده است، در این حالت به آنها تعلق دارد. اما اگر وصیتی از جانبی پدر است قطعا باطل است و سایر وراث می‌توانند آن را باطل کنند این مال را به ترکه بازگردانند تا بر حسب آنچه در کتاب خدا آمده میان وراث تقسیم گردد.

اما من در این مساله صلاح را در این می‌بینم که وصیت پدر اجرا گردد، مخصوصا اینکه این دو برادر بسیار کوچک و یتیم و محل ترحم هستند و خداوند متعال هم بسیار به محبت به ایتام توصیه نموده است. پس چه بهتر که بقیه وراث به این وصیت پدر عمل کنند که هم نیکی به حق والدین است (چون او به نیتش می‌رسد) و هم احسان و نیکی در حق این ایتام است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: توفي شخص، وترك خمسة أولاد، وثلاث بنات منهم ابن وبنت من زوجة أخرى، وقد ترك للجميع ميراثا وترك للابن والبنت قدرا باسمهم يعادل ثلث المال، علما بأن عمرهما لا يتجاوز الخمس سنين، وترك هذا المال وديعةً عند ابن أخيه، فقام أحد أولاد المتوفى الكبار، ونقض الوصية المتروكة مع هذا المال بحجة أنه يعرف حديثا عن الرسول صلى الله عليه وسلم يقول فيه: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٌّ حَقَّهُ، فَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِث». وقد سألوا أحد العلماء عندهم فقال: يجب أن يبقى المال عند المودع عنده، حتى يبلغ الصغار. وسألوا آخر فقال: يجب أن يُضَمَّ هذا الثلث إلى جميع الميراث، وتوزع على جميع الورثة. فما هو الحكم الشرعي في هذا، وماذا يُفهم من الحديث الشريف «لَا وَصِيَّةَ لِوَارِث».

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه الوصية غير صحيحة، وهي باطلة، لأن الله سبحانه وتعالى قسم الميراث، وقال: ﴿ ءَابَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴾ [النساء: ١١] هكذا ختم آية ميراث الأصول والفروع، ومنه هذه المسألة التي ذكرها السائل، فالله -تعالى- قد فرض للأولاد ميراثهم، فلا يجوز لنا أن نتعدى ما فرض الله -سبحانه وتعالى- والنبي صلى الله عليه وسلم- أكد ذلك في قوله: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٌّ حَقَّهُ، فَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِثٍ». فهذه الوصية التي أوصى بها الأب لابنيه الصغيرين دون بقية أولاده هي وصية باطلة مُحرّمة، نعم إن ثبت أن هذا المال قد حصل لهذين الابنين بطريق آخر غير طريق الأب، كما لو كانا قد ورثاه، أو أُهدِي لهما بالذات، إذا ثبت هذا فهو لهما، وليس وصية من قبل أبيهما، لكن إذا كان وصية من قبل الأب يستحقانه من مال الأب المتروك، فإنها وصية باطلة ولبقية الورثة الحق في إبطال هذه الوصية، وردّ هذا المال إلى التركة، ليُقسم بينهم على كتاب الله -تعالى-.

ولكني أرى أن من الأحسن أن ينفذ وصية والدهما، لا سيما أن أخويهما هذين صغيران فهما محل، الرحمة، لأنهما إذا كانا صغيرين، فهما يتيمان، والله -تعالى- قد أوصى باليتامى خيرا، فرأيي أن بقية الورثة ينبغي لهم أن يُمضوا هذه الوصية، ليكون في ذلك بر للوالد، حيث وافقوا مراده، ولأن ذلك إحسان إلى هؤلاء اليتامى.

مطالب مرتبط:

(۴۸۶۸) حکم اختصاص دادن تمام دارایی پدر به یک فرزند در زمان حیات

بر این پدر حلال نیست که ماترک خود را به نام فرزند بزرگش انتقال دهد و در واقع هیچ چیز دیگری را نباید بدون برادران دیگر به این برادر بزرگ ببخشد. ...

ادامه مطلب …

(۴۸۴۹) چرا اسلام وصیت برای وارث را منع کرده است؟

علت این است که وصیت کردن برای وارث تعدی از حدود الهی است و خداوند تعالی برای فرائض و مواریث حدود تعیین فرموده‌اند...

ادامه مطلب …

(۴۸۵۲) آیا وصیت به نصف دارایی برای امور خیریه با وجود ورثه جایز است؟

وصیت بیش از یک سوم اموال بر انسان حرام است، اما اگر کسی از روی جهل یا سهل انگاری بیش از یک سوم مالش را وصیت کرد، پس از مرگش ورثه می‌توانند به اختیار خود قسمت اضافی آن را یا بپذیرند و یا نپذیرند....

ادامه مطلب …

(۴۸۶۰) آیا آوردن خاک، سنگ یا آب از اماکن مقدس برای دیگران لازم است؟

این درخواست‌هایی که از تو شده ابدا لازم الاجرا نیستند و باید درخواست آنها را رد کنی و بهتر است به جای این امور، در مشاعر برای آنها دعا کنی که این برای دنیا و آخرتشان بهتر است و اولی‌تر و مفیدتر است....

ادامه مطلب …

(۴۸۵۳) حکم سهم‌بری از خانه پدری به‌عنوان پاداش خدمت

وصیت پدرت برای تو کاملا ظالمانه بوده است و اجرای آن جایز نیست، مگر اینکه دیگر وراث بر انجام آن رضایت دهند و چون گفتید یک بار رضایت داده‌اند دیگر حق ندارند نظر خود را عوض کنند...

ادامه مطلب …

(۴۸۵۶) آیا ثبت ملک به نام فرزندان برای محروم‌ کردن همسر از ارث جایز است؟

اگر در زمان حیات خود آنها را به فرزندانش بخشیده است و شوهر را محروم کرده و در هنگام این بخشش دچار مرضی نبوده که بیم مرگ داشته باشد، در این حالت این بخشش صحیح میباشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه