پنج‌شنبه 16 رمضان 1447
۱۴ اسفند ۱۴۰۴
5 مارس 2026

(۴۴۰۶) حکم ترک طواف افاضه و وداع به علت عذر شرعی و انجام محظورات احرام

(۴۴۰۶) سوال: در سال گذشته حج را به جا آوردم ولی طواف افاضه و وداع را چون عذر شرعی داشتم نتوانستم انجام دهم و به خانه‌ام در مدینه‌س منوره برگشتم که در روزی از روزها طواف افاضه و وداع را انجام دهم و من به امور دینی آگاه نبودم از احرام بیرون آمدم و هر آنچه را که در حالت احرام ممنوع است انجام داده‌ام لذا از برگشتنم برای طواف سوال کردم پس به من گفته شد: صحیح نیست که بروی و طواف کنی و حج تو فاسد شده و باید در سال بعد حج دیگری به جا آوری و همچنین گاو یا گوسفندی را قربانی کنی، آیا این صحیح است؟ و اگر راه حل دیگری وجود دارد آن چیست؟ و آیا حج من فاسد شده و باید آن را اعاده کنم؟ لطفاً مرا به آنچه برایم واجب است راهنمایی کنید بارک الله فیکم.

جواب:

همچنین این بلایی است که بر فتوایی که بر غیر علم بوده دست یافته است؛ تو در این حالت برایت واجب است که به مکه برگردی و فقط طواف افاضه را انجام دهی اما طواف وداع مادامی که دچار حیض بودی هنگام خروجت از مکه بر تو لازم نبوده است زیرا حدیث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می‌‌فرماید: «أُمِرَ الناس أن يكون آخر عَهْدِهِمْ بالبيت، إلا أنه خُفِّفَ عن المرأة الحائض»[۱] : (به مردم امر شد كه آخرين عمل شان در ايام حج، طواف (وداع) باشد مگر زنان حائضه كه از اين قانون مستثنا می باشند): و در روایت ابو داود آمده است: «حَتَّى يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ الطَّوَافَ بِالْبَيْتِ»[۲] : (تا این که آخرین کارش طواف باشد): و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی با خبر شد او طواف افاضه را انجام داده است فرمود: «فلتنفر إذا»[۳] : (در این صورت خارج شود): لذا این دلالت می‌دهد که طواف چداع از کسی که دچار حیض شده است ساقط می‌شود اما طواف افاضه را باید انجام دهد.

اما این که بر اساس جهلی که داشتی همه‌ی محظورات احرام را انجام دادی چیزی بر تو لازم نمی‌شود چون الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَاۤ إِن نَّسِینَاۤ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا} [سوره البقرة: ۲۸۶] (پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن): و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: «قد فعلت»[۴] : (انجام دادم): و همچنین به ماطر این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که می‌فرماید: {وَلَیۡسَ عَلَیۡكُمۡ جُنَاحࣱ فِیمَاۤ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَـٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ} [سوره اﻷحزاب: ۵] (گناهی بر شما نیست، و لیکن آنچه را که دل‌های شما از روی عمد می‌خواهد): لذا اگر کسی که در احرام است همه‌ی محظورات احرام را از روی جهل یا فراموشی یا اجبار انجام دهد چیزی بر او لازم نمی‌شود ولی باید زمانی که عذرش برطرف شد برگردد و از محظورات احرام دوری کند.

سوال کننده: شیخ بزرگوار همه‌ی محظورات بدون استثناء؟

جواب: بله همه‌ی محظورات بدون استثناء، اگر از روی جهل یا فراموشی یا اجبار انجام دهد چیزی بر او لازم نمی‌شود اما هنگامی که به یاد آورد یا دانست یا اجبارش رفع شد واجب است که از محظورات احرام دوری کند.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] رواه ابو داود (۲۰۰۲).

[۳] تخریج آن گذشت.

[۴] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: لقد قمت بأداء فَرِيضَةِ الْحَجِّ في العام الماضي، ولم أَطْفْ طَوَافَي الْإِفَاضَةِ والوداع حيث منعني منهما عذر شرعي، فرجعت إلى بيتي بالمدينة المنورة أملًا أن أعود في يوم من الأيام لأطوف طَوَافَ الْإِفَاضَةِ وطواف الوداع، ولجهل مني بأمور الدين فقد تحللت من كل شيء، وفعلت كل شيء يَحْرُمُ أَثناء الْإِحْرَامِ، فسألت عن رجوعي لأطوف فقيل لي: لا يصح لك أن تذهبي لتطوفي، فقد أفسدت حجك وعليك إعادة الْحَج مرة أخرى في العام المقبل، مع ذبح بقرة، أو ناقة، فهل هذا صحيح؟ وإذا كان هناك حل آخر، فما هو؟ وهل فَسَدَ حجي وعلي إعادته؟ أفيدوني عما يجب علي فعله بارك الله فيكم.

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا أيضًا من البلاء الذي يحصل بالفتوى بغير علم، وأنتِ في هذه الحال يجب عليك أن ترجعي إلى مَكَّةَ وتطوفِي طَوَافَ الْإِفَاضَةِ فقط، أما طَوَافُ الْوَدَاع فليس عليك طَوَافُ وداع ما دمتِ كنتِ حائضًا عند الخروج من مكة، وذلك لأن الحائض ليس عليها طَوَافُ وداع، لحديث ابن عباس رضي الله عنهما: «أُمِرَ الناسُ أن يكون آخِرُ عَهْدِهِمْ بالبيت، إلا أنه خُفِّفَ عن الحائض»، وفي رواية لأبي داود أن يكون آخر عهدهم بالبيت الطَّوَافُ ولأن النبي صلى الله عليه وسلم لما أَخْبِرَ أن صَفِيَّةَ قد طافت طَوَافَ الْإِفَاضَةِ قال «فلتنفر إِذًا»، فدل هذا على أن طَوَافَ الْوَدَاعِ يسقط عن الحائض، أما طَوَافُ الْإِفَاضَةِ فلا بد لك منه.

وأما أنكِ تحللت من كل شيء جاهلة فإن هذا لا يضرك، لأن الجاهل الذي يفعل شيئًا من مَحْظُورَاتِ الْإِحْرَامِ لا شيء عليه، لقوله تعالى: ﴿ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ﴾ [البقرة: ٢٨٦]، وقال الله: «قد فَعَلْتُ»، ولقوله تعالى: ﴿ ولَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ، وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ﴾ [الأحزاب: ه]، فجميع المحظورات التي منعها الله تعالى عن الْمُحْرِمِ إِذا فعلها جاهلًا، أو ناسيا، أو مكرها، فلا شيء عليه، لكن عليه متى زال عذره أن يعود ويقلع عما تلبس به.

فضيلة الشيخ المحظورات جميعها بدون استثناء؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: نعم المحظورات جميعها بدون استثناء، إذا فعلها ناسيا، أو جاهلا، أو مكرها فلا شيء عليه، لكن متى ذَكَرَ، أو عَلِمَ، أو زَالَ إكراهه وجب عليه الإقلاع عما تلبس به من المحظور.

مطالب مرتبط:

(۴۴۰۰) حکم فراموشی وکیل در رمی جمرات و الزامات آن برای زن و وکیل

در این حالت فدیه لازم می‌شود زیرا رمی از واجبات حج می‌باشد و علما گفته‌اند: کسی که واجبی را از واجبات حج ترک کند باید فدیه دهد....

ادامه مطلب …

(۴۴۲۸) حکم ترک تقصیر در عمره از روی جهل یا فراموشی

اگر انسان آن را از روی فراموشی ترک کند هر زمانی که به یاد آورد، انجام می‌دهد مگر این که زمان از آن گذشته باشد که باید فدیه‌ای را ذبح کند و بین فقرا تقسیم کند...

ادامه مطلب …

(۴۴۲۶) حکم ترک تقصیر پس از عمره توسط زن به‌ سبب ناآگاهی

وقتی چیزی بر انسان واجب می‌شود و او نیز توانایی آن را ندارد، از او ساقط می‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۴۰۹) حکم عمره ناقص و ناتمام در اثر ازدحام شدید

واجب است که الان لباس احرام را بپوشند و بروند سعی را به جا آورند و موی سرش را کوتاه کنند تا این که عمره‌ی گذشته‌یشان کامل کنند و از الان از تمام محظورات احرام دوری کنند و همچنین توبه و استغفار از این گناهی که مرتکب شده‌اند انجام دهند.....

ادامه مطلب …

(۴۴۰۳) حکم نقص در طواف وداع به دلیل خستگی و عدم توانایی

کسی که واجبی را ترک کرد فدیه را باید گوسفند (نر یا ماده) یا بز (نر یا ماده) در مکه ذبح کند و بین فقرا تقسیم کند....

ادامه مطلب …

(۴۴۲۴) حکم کوتاه‌کردن جزئی موی سر پس از حج

إن شاء الله حج صحیح است و حکم آن این است باید فدیه‌ای را در مکه ذبح کنی و آنجا بین فقرا تقسیم کنی ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه