جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۴۲۷۶) حکم ترک دور آخر طواف به دلیل درد پا و تکمیل آن توسط شخص دیگر

(۴۲۷۶) سوال: من همراه خانواده‌ام عمره به جا آوردم و ساقم به دلیل شکستگی ناچیزی درد می‌کرد اما با راه رفتن زیاد دردم بیشتر می‌شد حال سوالم این است: من در هنگام طواف پس از شروع کمی می‌نشستم تا این که استراحت کنم و پایم که بیمار بود به آن استراحت دهم اما هنگامی که دردم شدت یافت دور آخر را ترک کردم، الان چه چیزی بر من لازم می‌باشد حکم این که پدرم دور آخر را در آن زمان از جای من به جا آورده است، چیست؟

جواب:

طوافی که این زن انجام داده است صحیح نمی‌باشد و هنگامی که طواف صحیح نباشد سعی نیز صحیح نیست و بر همین مبنا او همچنان در عمره می‌باشد لذا بر او واجب است که از تمام محظورات احرام دوری کند و محظورت احرام شامل: همبستری با همسر اگر که ازدواج کرده باشد سپس او باید به مکه برود در حالی که در احرام می‌باشد و طواف و سعی را انجام دهد سپس برای این که عمره را کامل کند موی سر خود را کوتاه می‌کند مگر این که اگر در ابتدای احرام بستن شرط کرده باشد اگر چیزی مرا نگه داشت همان وقت از احرام بیرون می‌آیم که در همان زمان از احرام بیرون می‌آید و عمره‌ای را به جا نیاورده است زیرا که از احرام بیرون آمدن است.

و در این مناسبت برادران مسلمانم را بر حذر داشتن از سهل‌انگاری در این امور نصیحت می‌کنم چون که الان برخی از مردم هستند که از حج و عمره‌ی خود را که سال‌ها پیش انجام داده‌اند و در آن خلل بوده سوال می‌کنند سبحان الله اگر انسان گوسفندی را گم کند شب نمی‌خوابد تا این‌که آن را بیابد، پس به نسبت مسائل دین و علم چگونه است؟ و می‌گویم که برای انسان واجب می‌باشد که اولا: بداند قبل از آن که عمل کند.

دوما: اگر فرص شود با وجود این که نیاموخته است بر او خلل ایجاد شد بنابراین بر او واجب است که نسبت به آن شتاب ورزد ولی برخی از مردم گمان می‌کنند آنچه را انجام داده‌اند درست بوده و از آن سوال نمی‌کنند ولی این عذر نیست، چرا عذر نمی‌باشد؟ چون وقتی مخالف آنچه مردم انجام می‌دهند انجام داد باید از آن سوال کند چون که در مخالفت با مردم اصل این است که اشتباه می‌باشد و اگر بر انسان چنین چیزی واقع شد که مثلا سعی را با مروه شروع کند و با صفا تمام کند و این مخالف فعل مردم می‌باشد لذا باید از آن سوال کند و ساکت نماند تا این که ذکر آن به میان آید و از آن سوال کند و او با تأخیر در سوال معذور نمی‌باشد.

بنابراین شخص باید سوال کند لذا گاهی باید در سوال کردن بشتابد، مثلا سوال نمی‌کند سپس با زنی یا مردی در حالی که در احرام می‌باشد ازدواج می‌کند که در این صورت می‌گوییم: نکاح صحیح نمی‌باشد و باید آن را اعاده کند.

بنابراین اگر فرض کنیم که این زن بعد از ادای عمره ازدواج کرده نکاح او صحیح نیست و بر آن واجب است که برود و عمره‌‌اش را کامل کند سپس برگردد و عقد را دوباره ببندد زیرا در حالی ازدواج کرده که در احرام بوده است لذا مسئله خطرناک است، خطرناک است، خطرناک است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: قمت بأداء الْعُمْرَةِ مع أهلي وأنا مصابة بألم في الساق، نتيجة كسر بسيط -والحمد لله ، ولكن الآلام تعاودني مع كثرة المشي وسؤالي: إنني أثناء الطَّوَافِ بدأت أطوف وأجلس قليلا، لأستريح وأريح قدمي المريضة، وهكذا، ولكن الألم اشتد علي حتى جعلني أترك الشوط الأخير، ماذا علي الآن؟ وما الحكم إذا كان والدي قد طاف عَنِّي في الشوط الأخير، وفي نفس الوقت؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الطَّوَافُ الذي وقع من هذه الْمَرْأَةِ لم يصح، وإذا لم يصح الطَّوَافُ لم يصح السَّغي، وعلى هذا فهي لا تزال الآن في عمرتها، فيجب عليها الآن أن تتجنب جميع مَحْظُورَاتِ الْإِحْرَام، ومنه: معاشرة الزوج إن كان لها زوج، ثم تذهب إلى مَكَّةَ وهي على إحرامها، وَتَطُوفُ، وتَسْعَى، وتُقَصِّرُ من أجل أن تكمل الْعُمْرَةَ، إلا إذا كانت قد اشترطت عند ابتداء الْإِحْرَامِ: إن حبَسَنِي حابس فمَحِلِّي حيث حَبَسْتَني. فإنها قد تحللت الآن، ولكن ليس لها عُمْرَةٌ، لأنها تحللت منها.

وإنني بهذه المناسبة أنصح إخواني المسلمين من التهاون في هذه الأمور، فإن من الناس الآن من يسأل عن حجّ أو عُمْرَةٍ لها سنوات أخَلَّ فيها بركن وجاء يسأل، سبحان الله إن الإنسان لو ضاع له شاة لم يَبت ليلته حتى يجدها، فكيف بمسائل الدين والعلم، فأقول إن الإنسان يجب عليه:

أولا: أن يَعْلَمَ قبل أن يعمل.

ثانيا: إذا قُدَّرَ أنه لم يتعلم، وحصل الْخَلَلُ، فالواجب المبادرة لكن بعض الناس يظن أن ما فعله ،صواب، فلا يسأل عنه، ولكن هذا ليس بعذر، لماذا ليس بعذر؟ لأنه إذا فعل ما يخالف الناس فلا بُدَّ أن يسأل إذ الأصل أن مخالفة الناس خطأ، فلو قدر مثلا أن إنسانًا سَعَى وبدأ بالمروة، وختم بالصفا، فهذا خالف الناس، وإذا خالف الناس فلا بُدَّ أن يسأل، لا يسكت حتى يأتي لها ذكر لا بُدَّ أن يسأل، فهو ليس معذورًا بتأخير السؤال.

فعلى المرء أن يسأل ويبادر بالسؤال أحيانًا، لا يسأل ثم تتزوج الْمَرْأَةُ أو الرجل وهو على إِحْرَامِهِ، وحينئذ نقول: لا يصح النكاح لا بُدَّ من إعادته. فهذه المَرْأَةُ، لو فرضنا أنها تزوجت بعد أداء الْعُمْرَةِ، فالنكاح غير صحيح، يجب أن تذهب وتكمل عمرتها، ثم تعود وتُجدِّدَ العقد، لأنها تزوجت وهي على إحرامها، فالمسألة خطيرة، خطيرة، خطيرة.

مطالب مرتبط:

(۴۲۸۰) حکم نشستن و استراحت در حین سعی بین صفا و مروه

بله، این کار جایز است و اهل علم ذکر نموده که پی در پی بودن بین دورهای سعی سنت است و شرط نیست بنابراین می­تواند استراحت کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۴۸) اذکار و ادعیه مستحب هنگام ورود به مسجدالحرام

هرگاه وارد مسجد الحرام یا دیگر مساجد بسم الله گفته و می­گوید: (بسم الله، والسلام علی رسول الله، اللهم اغفرلي ذنوبي، وافتح لي أبواب رحمتك، أعوذ بالله العظيم، و بوجهه الكريم، و بسلطانه القديم من الشيطان الرجيم)....

ادامه مطلب …

(۴۲۵۵) حکمت از بوسیدن حجر الاسود چیست؟

حکمت عبادت نمودن الله با تبعیت از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در بوسیدن این سنگ است و گر نه این سنگی مانند دیگر سنگ­ها است که همان­طور که امیر مؤمنان گفت سود و زیانی نمی­رساند ...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۴) حکم اضطباع در طواف وداع

اضطباع فقط در طواف قدوم است و آن اولین طوافی است که انسان به مکه می­رسد و تفاوتی ندارد طواف عمره یا طواف قدوم در حق کسی که حج قران یا افراد انجام می­دهد باشد...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۲) حکم ورود به حرم و انجام طواف با جوراب نجس در حال احرام

حج او درست است و آبی که پاهای او را خیس نموده در صورتی که از نجاست آن یقین ندارد اصل بر این است که پاک است...

ادامه مطلب …

(۴۲۷۳) حکم طواف بیش از حد در عمره به قصد تبرک

معلوم است که آن چه در طواف مشروع است این است که هفت دور بدون اضافه است و اضافه بر هفت دور شایسته نیست اما در صورتی که شک کرد آیا هفت دور طواف نموده یا  شش دور و ترجیح نداد که هفت دور طواف نموده یک دور دیگر طواف می­کند تا هفت دور کامل شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه