شنبه 25 رمضان 1447
۲۲ اسفند ۱۴۰۴
14 مارس 2026

(۳۹۶۸) حکم افطار روزه‌ی قضا در شرایط خاص

(۳۹۶۸) سوال: یکی از دوستانم به من اطلاع داد که وقتی روزه‌ی قضا گرفته بوده است، ناگهان چند مهمان به خانه‌اش آمده‌اند؛ وی نیز از روی تعارف و رو دربایستی خواسته که روزه‌اش را بخورد تا در خوردن و نوشیدن با آنان همراهی کند. درباره‌ی این موضوع از من سؤال کرد و من در پاسخ به او گفتم که این کار، جایز است؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حالی که روزه‌دار بود نزد یکی از همسرانش می‌رفت و می‌پرسید که آیا غذایی دارد؟ اگر غذا داشت، روزه را قطع می‌کرد و با او غذا می‌خورد اما در غیر این صورت، روزه‌اش را ادامه می‌داد. آیا این صحيح است؟ آیا کسی که روزه‌ی قضا گرفته است اگر شرایطی  برایش رخ دهد که روزه‌اش را بخورد، جایز است که روزه‌اش را بخورد یا خیر؟

جواب:

این روزه‌ی قضا، اگر قضای روزه‌ی واجب باشد، مانند قضای روزه‌ی رمضان، برای کسی جایز نیست که آن ‌را بخورد مگر این که بنا بر ضرورت باشد؛ اما اگر خوردن این روزه به خاطر حضور مهمان باشد، حرام است و جایز نیست؛ زیرا بنا بر قاعده‌ی شرعي هر کس کار واجبی را شروع کند، واجب است که آن ‌را به پایان برساند اما اگر قضای روزه‌ی نفل باشد، الزامی برای تکمیل روزه نیست زیرا اصل این روزه، واجب نیست لذا قضایش نیز واجب نمی‌باشد. بنابراین اگر کسی روزه‌ی نفل بگیرد سپس شرایطی پیش بیاید که باید روزه را بخورد، می‌تواند این کار را بکند؛ این همان چیزی است که نقل شده است: «عن النَّبِيّ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم في أنه جاء إلى أم المؤمنين عائشة رضي الله عنها فقال: هل عندكم شيء؟ فقالت: أوتينا حيس. فقال: أرنيه فلقد أصبحت صائماً فأكل منه صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم »[۱] : (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نزد مادر مؤمنان عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا آمد و فرمود: آیا نزدتان چیزی برای خوردن دارید؟ گفت: برایمان حَیس[۲] آورده‌اند. فرمود: آن را به من نشان بده که صبح را با روزه‌ آغاز کرده‌ام. سپس از آن میل نمود). آن‌چه گذشت درباره‌ی روزه‌ی نفل است اما روزه‌ی فرض، چنین نیست.

تو را نصیحت می‌کنم که در مورد چیزی فتوا ندهی مگر این که به آن علم داشته باشی زیرا فتوا دادن به معنای نسبت دادن سخن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که اگر با علم نباشد، حرام است؛ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولاً} [الإسراء: ۳۶] : (هرگز آنچه را که بدان آگاهی نداری دنبال مکن که چشم و گوش و قلب، همه بازخواست می‌شوند). همچنین می‌فرماید: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ} [الأعراف: ۳۳] : (بگو: پروردگارم فقط کارهای زشتِ آشکار و پنهان را حرام نموده است، همچنین گناه و سرکشی به ناحق و این که چیزی را با الله شریک قرار دهید که دلیلی برایش نازل نکرده است و این که چیزی را به الله نسبت دهید که نمی‌دانید). بنابراین برای هیچ کس جایز نیست که برای شخص دیگری فتوا صادر کند مگر این که علم و آگاهی داشته باشد.


۱-صحیح مسلم: کتاب الصیام، باب جواز صوم النافلة بنية من النهار قبل الزوال، شماره (١١٥٦).

۲- حَیس، غذایی است که از خرما، کشک و روغن تهیه می‌شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أخبرتني إحدى صديقاتي أنها كانت صائمة قضاء، وقد فوجئت بضيوف في منزلها، ومن باب المجاملة أرادت أن تفطر لتشاركهم في الأكل والشرب، فسألتني عن ذلك، فأجبتها بأن ذلك جائز، وأن الرسول صلى الله عليه وسلم كان يأتي إلى إحدى زوجاته وهو صائم، فيسألها فإن كان لديها طعام أفطر وأكل معها وإلا واصل الصيام فهل هذا صحيح؟ وهل يجوز للصائم قضاء إذا حصل ما يجعله يفطر أن يفطر أم لا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: هذا القضاء إذا كان قضاء عن واجب؛ كقضاء رمضان فإنه لا يجوز لأحد أن يفطر إلا لضرورة، وأما فطره لنزول الضيف به فإنه حرام، ولا يجوز؛ لأن القاعدة الشرعية أن كل من شرع في واجب فإنه يجب عليه إتمامه، وأما إذا كان قضاء نفل فإنه لا يلزمها أن تتمه؛ لأن الأصل ليس بواجب فالقضاء ليس بواجب، فعلى هذا إذا كان الإنسان صائما صيام نفل، وحصل له ما يقتضي الفطر فإنه يفطر، وهذا هو الذي ورد عن النبي صلى الله عليه وسلم في أنه جاء إلى أم المؤمنين عائشة رضي الله عنها فقال: هل عندكم شيء؟ فقالت: أوتينا بحيس. فقال: أرنيه فلقد أصبحت صائمًا، فأكل منه صلى الله عليه وسلم.

وهذا في النفل، وليس في الفرض، لكن أنا أنصحك ألَّا تُفتِي بشيء إِلَّا وأنتِ تعلمينه؛ لأن الإفتاء معناه القول على الله، والقول على الله بغير علم محرم، كما قال الله تعالى: ﴿ وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمُ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَك كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴾ [الإسراء: ٣٦]. وقال سبحانه وتعالى-: ﴿ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَنَا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [الأعراف: ٣٣]. فلا يحل لأحد أن يفتي غيره إلا عن علم.

مطالب مرتبط:

(۴۰۲۲) حكم روزه‌ گرفتن نفل یا فرض در روز شنبه، در غیر از ماه رمضان چیست؟

علما درباره‌ی حکم روزه‌ی شنبه اختلاف نظر دارند که جایز یا مكروه است؟ یا بین روزه گرفتن به تنهایی و روزه گرفتن آن همراه با روز قبل یا بعدش فرق وجود دارد؟

ادامه مطلب …

(۳۹۹۰) حكمت روزه‌ گرفتن شش روز از ماه شوال چیست؟

روزه‌ گرفتن شش روز از شوال همانند سنت‌های راتبه‌ی نماز است که بعد از نماز فرض انجام می‌شود تا نقص و ایراد نماز فرض را جبران کند....

ادامه مطلب …

(۳۹۹۲) آیا روزه‌ گرفتن شش روز از شوال به صورت جدا جدا، جایز است؟

بهتر است روزه‌ گرفتن شش روز از شوال، پیوسته و پشت سر هم و فورا بعد از عید باشد زیرا این از شتاب کردن در انجام کار نیک است....

ادامه مطلب …

(۳۹۶۲) معنای روزه در راه الله و ارتباط آن با جهاد

روزه گرفتن در راه الله به معنای روزه گرفتن در جهاد در راه الله است زیرا روزه در جهاد، دشوار است؛ لذا کسی که مجاهد است و روزه هم می‌گیرد، پاداش و اجرش این است که الله چهره‌اش را هفتاد پاییز (سال) از آتش دوزخ دور نماید....

ادامه مطلب …

(۴۰۱۷) علت نهی از روزه گرفتن در روز جمعه به تنهایی

حکمت نهي از اختصاص روز جمعه به روزه گرفتن، این است که جمعه عيد هفته است لذا یکی از اعیاد شرعی سه‌گانه به شمار می‌رود؛ در اسلام، سه عید وجود دارد: عيد فطر رمضان، عيد قربان و عید هفته که همان روز جمعه است. بنابراین از اختصاص روز جمعه به روزه گرفتن بدین خاطر نهی شده است...

ادامه مطلب …

(۴۰۲۶) جایگزینی روزه ایام بیض در صورت تقارن با عادت ماهیانه

روزه‌ گرفتن سه روز از ماه، سنت است و تفاوتی ندارد که در اول، وسط یا آخر ماه باشد اما در ایام بیض بهتر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه