یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۳۵۷۲) «صدقه‌ی فرد بدهکار، پذیرفته نمی‌شود»، آیا این سخن درست است؟

(۳۵۷۲) سوال: از برخی مردم شنیده‌ام که صدقه‌ی فرد بدهکار، پذیرفته نمی‌شود و اجر و پاداش ندارد؛ آیا این سخن درست است؟ کسی که بدهکار است تا زمان پرداخت بدهی از کدام حقوق شرعی عفو می‌شود؟

جواب:

صدقه از جمله انفاق است که شریعت بدان دستور داده و اگر به شخص مستحق، داده شود احسان و خوبی به بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که انسان در برابر آن پاداش و اجر خواهد داشت؛ چنان که در حدیث آمده است: «كلُّ امرئٍ في ظلِ صدقتِه یَومَ القِیامَةِ»[۱]: (هر کسی در روز قیامت، زیر سایه‌ی صدقه‌اش قرار خواهد گرفت). اگر شروط صدقه رعایت شود، مقبول و پذیرفتنی است که این شروط، عبارت است از: اخلاص برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ، این که صدقه از درآمد حلال و پاک باشد و در مورد درست و به شخص نیازمند داده شود و تفاوتی ندارد که شخص، بدهکار باشد یا نباشد. صدقه با رعایت این شروط بر اساس دلایل شرعي پذیرفته است و شرط نیست که انسان، بدهکار نباشد؛ اما اگر آن بدهی به اندازه‌ی تمام اموالش باشد، از عقل و حکمت نیست که صدقه دهد در حالی که صدقه مستحب است و پرداخت بدهی که واجب است را ترک کند! لذا اول باید به واجب که همان پرداخت بدهی است عمل نماید سپس صدقه بدهد. علما درباره‌ی صدقه دادنِ کسی که بدهی‌اش تمام مالش را در برمی‌گیرد، اختلاف‌نظر دارند؛ برخی می‌گویند که جایز نیست وی صدقه دهد زیرا موجب زیان زدن به طلبکار می‌شود و مسئولیت پرداخت بدهی که بر وی واجب است نیز بر عهده‌اش باقی می‌ماند. برخی دیگر آن ‌را جایز می‌دانند اما می‌گویند: پرداخت بدهی اولویت دارد و بهتر است. به هر حال کسی که بدهی‌ای دارد که تمام اموالش را در بر می‌گیرد، شایسته نیست که صدقه بدهد تا زمانی که تمامی بدهی را بپردازد؛ زیرا واجب، مهم‌تر از نفل است.

برخی از حقوق شرعي که شخص بدهکار تا زمان پرداخت بدهی از آن عفو می‌شود، عبارت است از: حج؛ حج بر کسی که بدهی دارد تا زمان پرداخت آن بدهی، واجب نیست. علما درباره‌ی زکات اختلاف‌نظر دارند که آیا از شخص بدهکار، ساقط می‌شود یا خیر؟ برخی از علما بر این باور هستند که زکات با وجود بدهی ساقط می‌شود و تفاوتی نمی‌کند که اموال بدهکار، ظاهر یا غیرظاهر باشد. برخی نیز می‌گویند: زکات در مقابل بدهی ساقط نمی‌شود بلکه بدهکار باید در ازای تمام اموالش زکات بپردازد حتی اگر بدهی داشته باشد که از حد نصاب، کم‌تر باشد. برخی دیگر نیز تفصیل داده و چنین گفته‌اند: اگر اموالش مانند پول و کالاهای تجاری باشد که دیده نمی‌شود، زکات در برابر بدهی از وی ساقط می‌شود اما اگر اموال ظاهری مانند چهارپایان و روییدنی‌ها باشد، زکات از وی ساقط نمی‌شود. دیدگاه درست از نظر من این است که زکات، ساقط نمی‌شود و تفاوتی ندارد که اموالش ظاهری یا غیر ظاهری باشد و هر کس مالی داشته باشد که زکاتش واجب است، باید زکاتش را بپردازد حتی اگر بدهکار باشد؛ زیرا زکات، در مال، واجب است؛ به دلیل فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا} [التوبة : ۱۰۳] : (از اموالشان صدقه‌ای بگیر تا آن‌ها را پاک و نیکو گرداند). همچنین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم زمانی که معاذ بن جبل را به یمن می‌فرستاد به او فرمود: «أَعلِمْهُمْ أَنَّ اللَّه افْتَرَضَ عَلَيهمْ صدَقَةً تُؤْخذُ مِنْ أَغنيائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرائهم»[۲] : (به آن‌ها خبر بده که الله، زکات مال را بر آنان فرض نموده که از ثروتمندان ايشان گرفته می‌شود و به فقرای آنان داده می شود). این حدیث در صحیح بخاري با همین لفظ آمده است. با وجود این دلایل از قرآن و سنت، روشن می‌شود که هیچ تعارضی بين زکات و بدهی وجود ندارد و دو جهت کاملا مستقل است؛ زیرا بدهی بر ذمه و عهده‌ی شخص، واجب می‌شود اما زکات بر مال، واجب می‌گردد و وقتی هر کدام در جایی غیر از جای دیگری واجب می‌شوند، تعارض و تداخلی رخ نمی‌دهد؛ در این صورت، بدهی بر عهده‌ی بدهکار باقی می‌ماند و زکات نیز در مال باقی می‌ماند که در هر شرایطی آن را پرداخت می‌کند.


۱-تخریج آن گذشت.

۱- صحیح بخاری: كتاب الزكاة، باب وجوب الزكاة، شماره (۱۳۳۱). صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب الدعاء إلى الشهادتين وشرائع الإسلام، شماره (۱۹).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: سمعت من بعض الناس أن الصدقة المبذولة من شخص عليه دين غير مقبولة ولا يُؤجر عليها، فهل صحيح هذا؟ وما هي الحقوق الشرعية التي يُعفى منها من عليه دين حتى يقضيه؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الصدقة من الإنفاق المأمور به شرعا والإحسان إلى عباد الله إذا وقعت ،موقعها والإنسان مثاب عليها، و«كل امرئ في ظلّ صَدَقَته يوم القيامة»، وهي مقبولة -سواء كان على الإنسان دين، أو لم يكن عليه دين – إذا تمت فيها شروط القبول: بأن تكون بإخلاص الله عز وجل، ومن كَسْبٍ طَيِّب، ووَقَعَتْ في يَحِلُّها. فبهذه الشروط تكون مقبولة بمقتضى الدلائل الشرعية، ولا يشترط ألا يكون على الإنسان دين، لكن إذا كان الدين يستغرق جميع ما عنده فإنه ليس من الحكمة ولا من العقل أن يتصدق – والصدقة مندوبة وليست بواجبة – ويَدَعَ دَيْنًا واجبًا عليه، فليبدأ أولا بالواجب ثم يتصدق. وقد اختلف أهل العلم فيما إذا تصدق وعليه دين يَسْتَغْرِق، فمنهم من يقول: إن ذلك لا يجوز له؛ لأنه إضرار بغريمه، وإبقاء لشغل ذمته بهذا الدين الواجب. ومنهم من قال: إنه يجوز، لكنه خلاف الأولى. وعلى كل حال فلا ينبغي للإنسان الذي عليه دين يَسْتَغْرِق جميع ما عنده، لا ينبغي له أن يتصدق حتى يُوَفِّي جميع الدين؛ لأن الواجب أهم من التطوع. وأما الحقوق الشرعية التي يُعفى عنها من عليه دين حتى يقضيه: فمنها الحج، فالحج لا يجب على الإنسان الذي عليه دين حتى يوفي دينه. أما الزكاة فقد اختلف أهل العلم هل تسقط عن المدين أو لا تسقط؟ فمن أهل العلم من يقول: إن الزكاة تسقط فيما يقابل الدين، سواء كان المال ظاهرًا أم غير ظاهر. ومنهم من يقول: إن الزكاة لا تسقط فيما يقابل الدين، بل عليه أن يزكي جميع ما في يده ولو كان عليه دين يَنْقُص النّصابَ. ومنهم من فَصَّل فقال: إن كان المال من الأموال الباطنة التي لا تُرى ولا تُشاهَد كالنقود وعُروض التجارة- فإن الزكاة تسقط فيما يقابل الدين، وإن كان من الأموال الظاهرة كالمواشي والخارج من الأرض – فإن الزكاة لا تسقط والصحيح عندي أنها لا تسقط، سواء كان المال ظاهرًا أو غير ظاهر، وأن كل من في يده مال مما تجب فيه الزكاة فعليه أن يؤدي زكاته ولو كان عليه دين، وذلك لأن الزكاة إنما تجب في المال؛ لقوله تعالى: ﴿ خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهَرُهُمْ وَتُزَكيهم بها ﴾ [التوبة: ١٠٣] ولقول النبي عليه الصلاة والسلام لمعاذ بن جبل رضي الله عنه حين بعثه إلى اليمن: «أَعْلِمُهم أن الله افترض عليهم صدقة في أموالهم تُؤخَذ من أغنيائهم فتُرَدّ على فقرائهم». والحديث في البخاري بهذا اللفظ ولهذا الدليل من الكتاب والسنة تكون الجهة مُنْفَكَّة، فلا تَعَارُض بين الزكاة وبين الدَّيْنِ، الجهة مُنْفَكَّة؛ لأن الدين يجب في الذّمّة والزكاة تجب في المال، فإذا كان كُل منهما يجب في موضع دون ما يجب فيه الآخر لم يحصل بينهما تعارض ولا تصادم، وحينئذ يبقى الدين في ذمة صاحبه، وتبقى الزكاة في المال يخرجها منه بكل حال.

مطالب مرتبط:

(۳۵۶۷) حکم صدقه دادن زن از اموال شوهرش

اموال شوهر برای شوهر است و هیچ کس اجازه ندارد از اموال شخص دیگری صدقه بدهد مگر این که از وی اجازه بگیرد....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۵) حکم صدقه دادن زن از دارایی مشترک بدون رضایت شوهر

زن می‌تواند دارایی مشترک با شوهرش را تقسیم کند؛ مثلا بگوید: این صد ریال برای تو و این صد ریال برای من است که می‌خواهم صدقه بدهم و در این حالت، شوهر نمی‌تواند مانع او شود زیرا وی در دارایی خویش آزاد است.....

ادامه مطلب …

(۳۵۵۵) حکم زکات در صورت از بین رفتن دارایی پیش از پرداخت

در این حالت، چون زکات بر او واجب شده است، باید آن را پرداخت کند و الله نیز از جایی که گمانش را نمی‌بَرَد به وی روزی خواهد داد...

ادامه مطلب …

(۳۵۶۰) آیا جایز است که از خرمایی که به من هدیه داده می‌شود را صدقه کنم؟

برای انسان جایز است که خرما یا هر چیز دیگری که به او هدیه می‌شود را صدقه کند؛ زیرا چیزی که به او هدیه می‌شود، در مالکیت و اختیار او در آمده و می‌تواند هرگونه بخواهد از آن استفاده ‌کند...

ادامه مطلب …

(۳۵۷۴) آیا پرداخت زکات بر کسی که قرض و بدهی دارد، واجب است؟

دیدگاه راجح و صحیح از نظر من، وجوب زکات بر شخص بدهکار است و تفاوتی ندارد که اموالش از نوع ظاهر یا غیر ظاهر باشد زیرا عموم ادله، همگی از جمله کسانی که بدهی دارند و ندارند را شامل می‌شود....

ادامه مطلب …

(۳۵۶۳) آیا چاپ و توزیع کتاب‌های اسلامی، صدقه‌ی جاریه به شمار می‌رود؟

هر چیزی که برای نزدیک شدن و تقرب به الله باشد و به طور دائم و مستمر باقی بماند، شامل صدقه‌ی جاریه می‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه