(۳۲۲۱) سوال: او زنی است که با مردی از خویشاوندان خود که در سن از او بزرگتر است، ازدواج نموده است و از او صاحب پسر و دختر است و آن شخص نماز میخواند و روزه میگیرد اما برخی اوقات مرتکب محرمات میشود که دین و خانوادهاش را فراموش میکند تا جایی که همه چیز را رها میکند، اضافه بر اینکه در خانه بد اخلاق است و هیچ سخن نیکی از او شنیده نمیشود و حتی زمانی که وارد خانه میشود سلام هم نمیکند هرچند که مدت یک هفته در خانه نباشد تا جایی که باعث شده خیلی از او بدش بیاید و آرزو نماید که برای همیشه زندگیاش را ترک نماید یا بمیرد و فرزند بزرگش در انجام بعضی از محرمات از پدرش تقلید میکند؛ لذا از فرزندش نیز به خاطر اینکه در فعل حرام از پدرش تقلید میکند و از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نمیترسد، بدش میآید و دعا میکند که بمیرد بدین خاطر آن زن سوال میکند: اول: حکم ادامه دادن زندگی با این شوهر چیست؟ دوم: حکم دعا بر (علیه) فرزندش چیست؟ و آیا در این قضیه فرق گذاشتن در تعامل بین فرزندان است؟ زیرا از بین فرزندانش کسانی هستند که آنها را دوست دارد و به آنها مهر میورزد سوم: میخواهد عمل جلوگیری از بارداری از این مرد خبیث (آن گونه که وصف شد) را انجام دهد؛ زیرا بدش میآید که از او صاحب فرزند دیگری شود ترس از اینکه راه او را ادامه دهد؟ چهارم: اگر از او جدا شود، فرزندانش همراه چه کسی هستند؟ زیرا میترسد اگر همراه پدرشان باشند بر آنها تاثیر بد گذاشته و اخلاق آنها را بد نماید؟
جواب:
قبل از جواب دادن به این سوال، این مرد نصیحت میکنیم (اگر آنچه همسرش گفت راست است) بر اینکه به سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ توبه نموده و از تمام آن چیزهایی که همسرش وصف نموده، برگردد تا اینکه زندگانیاش استقرار پیدا نماید و خوب شود؛ زیرا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به تاکید وعده داده که هر آنکه عمل نیکی را انجام دهد چه مرد باشد یا زن در حالیکه مومن است او را برای حیاتی پاک زنده میدارد، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} [النحل: ٩٧]: (هر کسی که کار شایستهای انجام دهد، (خواه) مرد باشد یا زن، در حالیکه مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میداریم و مسلماً پاداششان را به (حسب) بهترین اعمالی که انجام میدادند؛ به آنها میدهیم) و اگر به سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برگردد و توبه نماید و بر واجباتش محافظت نماید، لذت و طعم ایمان را میچشد و قلبش برای شعائر اسلام گشوده شده و زندگیاش خوش میشود و مانند کسی میگردد که در همان لحظه به دنیا آمده است.
اما آنچه این زن پیرامون جدایی از شوهرش سوال نمود: نظرم بر این است که مادامی که به وسیلهی گناهانش از اسلام خارج نشده، از او جدا نشود و به خاطر فرزندان و جدا نشدنشان، صبر و احتساب اجر نماید و لازم است که مکررا شوهرش را نصیحت نماید شاید الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ او را به دست همسرش هدایت نمود.
اما دعای مردن بر فرزندش اشتباه است و برای انسان شایسته نیست که هرگاه گمراهی را دید بر او دعای مرگ نماید، بلکه آنچه شایسته میباشد، این است که به اندازهی توان او را نصیحت نماید و از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برایش دعای هدایت کند؛ چرا که امور به دست الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است و قلبها بین دو انگشت از انگشتان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است که هرگونه بخواهد آن را چرخ میدهد و چقدر بوده که انسان از چیزی نا امید شده اما الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را میسر نموده است، پس ای زن! بعید نیست که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرزند تو را هدایت نماید برای او دعای هدایت کن و او را نصیحت نما و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر همه چیز قادر است.
اما تلاشش در راستای جلوگیری از بارداری کار اشتباهی است است؛ زیرا فرزندآوری در شریعت امری پسندیده است و هر چه امت تعداد آن بیشتر شود بهتر است و هیبت آن بیشتر میشود و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از این رو بر بنی اسرائیل منت گذاشت آنگاه که فرمود: {وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا} [الإِسراء: ٦]: (و (تعداد) نفرات شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم) و شعیب عَلَيْهِالسَّلَام نیز به قومش یادآور شد زمانی که فرمود: {وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ } [الأعراف: ٨٦]: (و به یاد آورید زمانی را که اندک بودید، و او شما را بسیار گردانید) و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ازدواج با زنی که به شوهرش بسیار محبت میورزد و بسیار فرزند میآورد امر نمودهاند و این برای تحقق مباهات رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به امتش در روز قیامت است[۱] و امت هر چقدر بیشتر باشد چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی همانطور که آشکار است قویتر میشود و برعکس تصور برخی که به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ گمان بد دارند و گمان میکنند که کثرت تعداد موجب تنگنایی در زندگی میشود، این افراد به نسبت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ گمان بد داشته و با واقعیت امر مخالفت نمودهاند، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید:{وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ} [الطلاق: ٣]: (و هرکس بر الله توکل کند، پس الله برای او کافی است) و {وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ} [هود: ٦]: (و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزیاش بر (عهده) الله است و (او) قرارگاه و مکان دفنش را میداند).
آنها امتهایی هستند که معیشت بر آنها با کثرتشان تنگ آمد؛ زیرا اعتماد و توکل آنها بر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ کم بود و اگر بر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میکردند و وعدههایش را تصدیق میکردند، معیشت بر آنها تنگ نمیآمد.
سوال چهارم پیرامون فرزندانش که اگر از شوهرش جدا شود چه میشود؟ این قضیه، امر آن به دادگاه برمیگردد و در این مورد اظهار نظر میکند و به واقعیت امر نگاه میکند که کدام یک از این دو امر بهتر است: که آیا نزد پدرشان باشند یا اینکه نزد مادرشان باشند؟
سوال کننده میگوید: شیخ بزرگوار! آنچه در قضیهی فرزندان اعتبار دارد مصلحت فرزندان است؟
جواب: آنچه در این قضیه اعتبار دارد مصلحت فرزندان است؛ زیرا سرپرستی به خاطر حمایت و نگهداری و اصلاح فرزندان واجب شده است و به همین علت اهل علم میگویند: سرپرستی به دست کسی که نگهداری و صلاحیت ندارد داده نمیشود هرچند که از لحاظ ترتیب از دیگران مستحقتر باشد چرا که مدار همانطور که گفتم بر مصلحت فرزند و نگهداری آنها از آنچه به آنها آسیب میرساند، است.
[۱] تخریج آن گذشت.