جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۳۲۱۵) حکم سقط جنین در شرایط اضطراری

(۳۲۱۵) سوال: دچار حادثه‌ای شدم در حالی که حامله بودم و زمانی که جنین به پنج ماهگی رسید، پزشک مرا به سقط جنین دستور داد زیرا زندگی جنین به خطر می‌افتد؛ آیا من در صورت سقط جنین گناه‌کار می‌شوم هرچند که خود موافق این کار نبودم اما این قضا و قدر الهی بوده است؟

جواب:

هرگاه جنین به چهار ماهگی رسید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ملکی را می‌فرستد و در او روح می‌دمد و هرگاه در او روح دمیده شد انسان کامل می‌شود و در هیچ صورت جایز نیست سقط شود حتی اگر پزشکان تایید کنند که اگر سقط نشود زندگی مادرش به خطر می‌افتد حتی اگر مادرش در صورت عدم سقط بمیرد؛ زیرا زمانی که در او روح دمیده شد مانند انسان زنده است و هیچ کس حق ندارد به خاطر زنده ماندن خودش دیگری را به قتل برساند.

اگر کسی بگوید در این صورت، یعنی هرگاه مادر بمیرد، کودک نیز خواهد مرد، می‌گوییم: حتی اگر اینگونه باشد؛ زیرا که مرگ مادر به دست ما نبوده است؛ بلکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را میرانده است برخلاف زمانی که جنین سقط شود و بمیرد که در این صورت مرگ جنین توسط ما بوده و برای هیچ مومنی جایز نیست که برادر مومنش را به قتل برساند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: تعرَّضْتُ لحادث وكنت حاملا، وعندما بلغ الجنين خمسة أشهر أمرني الطبيب بإنزاله؛ لأنه خطر على حياته. فهل على إثم في إنزال الجنين، علما بأنني كنت غير موافقة، ولكن هذا قدر الله؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا بلغ الجنين في بطن أمه أربعة أشهر بعث الله -تعالى- إليه مَلَكًا فنَفَخ فيه الروح، وإذا نفَخَ فيه الروح صار إنسانًا كاملا، لا يحل إسقاطه بأي حال من الأحوال حتى لو قرر الأطباء أنه إذا لم ينزل كان خَطَرًا على حياة أمه فإنه لا يجوز تنزيله، ولو ماتت الأم بعدم تنزيله؛ وذلك أنه إذا نُفِخَتْ فيه الروح صار إنسانًا حيًّا سويًا، ولا يحل لأحد أن يقتل أحدًا من

أجل إبقاء حياته.

فإن قال قائل في هذه الحالة: إذا ماتت الأم فسيموت الطفل. فالجواب أن نقول: وعلى هذا التقدير فليكن؛ لأن موت الأم حينئذ ليس بفعلنا، بل هو بفعل الله عز وجل، بخلاف ما إذا نزل الحمل ومات بسبب تنزيله؛ فإن موته يكون من فعلنا، ولا يحل لمؤمن أن يقتل أخاه المؤمن.

مطالب مرتبط:

(۳۲۳۳) حکم برداشتن خال‌های صورت برای بهبود ظاهر

تغییر خلقت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  بر دو نوع است: نوعی که هدف از آن زیبایی است و نوعی که هدف از آن از بین بردن زشتی است....

ادامه مطلب …

(۳۲۲۸) حکم آشکار کردن عورت نزد پزشک برای درمان ناباروری

هرگاه پزشکان زن برای این کار وجود نداشته باشند، اشکالی ندارد که نزد پزشک مرد آن آشکار سازد به خاطر نیازی که در این قضیه وجود دارد....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۴) حکم استعمال داروهایی که حاوی درصدی از الکل هستند

حکم استعمالش این است که اگر درصد مخلوط شده با دارو تأثیری نداشته باشد بدین صورت که اگر انسان مقداری یا مقدار زیادی از آن را تناول کند دچار مستی و نئشگی نمی‌شود، اشکالی ندارد ...

ادامه مطلب …

(۳۲۲۹) حکم لمس بدن زنان توسط مرد برای تزریق آمپول

در صورت وجود زن، برای این مرد جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۳۲۴۳) حکم برداشت جزئی از کالبد بیمار یا میّت برای اهداف علمی

اگر هدف از این کار مصلحتی خارجی باشد که تعلقی به میت ندارد، جایز نیست زیرا میّت احترام دارد....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۲) حکم اهدا عضو

آنچه نزد من ترجیح دارد، این است که جایز نیست هیچ شخصی چیزی از اعضای بدنش را اهدا کند و اگر اهدا کردن جایز نباشد، فروش آن از باب اولی جایز نیست....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه