پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

(۲۸۹۰) حکم اخذ اجرت امامت بدون التزام به اقامه نماز جماعت در مسجد

(۲۸۹۰) سوال: برخی از امامان مساجد در مقابل امامت خود از دولت حقوق دریافت می­کنند ولی در نماز جماعت حاضر نمی­شوند، حکم این کار چیست؟

جواب:

برای انسان جایز نیست که در مقابل عملی مزد دریافت نماید مگر زمانی که آن عمل را انجام دهد و آنچه را از دولت دریافت می­کند در حقیقت دستمزد به معنای اصطلاحی فقهی نیست بلکه بنابر قول راجح روزی است یعنی روزی از جانب بیت المال برای کسی که این کار را انجام می­دهد بنابراین انسان مستحق این روزی نیست مگر زمانی که آن عمل را انجام دهد و اگر بدون عذر شرعی در آن خللی وارد ساخت جایز نیست آن را دریافت کند ولی اگر با عذر شرعی باشد و کسی را جای خود قرار دهد اشکالی ندارد.

سؤال: شیخ بزرگوار! در حقیقت بسیاری از برادران از گرفتن آن معذب هستند و برخی بر آن­ها اعتراض می­گیرند و می­گویند: اگر دریافت نکنند نماز نمی­خواند و اذان نمی­گوید، چه چیزی شایسته است که به این افراد گفته شود؟

جواب: به آن­ها گفته می­شود:. این از باب دستمزد محض نیست بلکه همان­طور که اشاره نمودیم روزی از جانب بیت المال است اما اینکه اگر داده نشود این کار انجام نمی­دهد یک امر طبیعی است و از پاداش آن­ها چیزی کم نمی­کند اگر آن­ها را به خاطر کمک گرفتن بر ادای واجبات دریافت می­کنند اما کسی که نماز می­خواند تا اینکه بگیرد یا اذان می­خواند تا اینکه بگیرد هیچ پاداشی در آخرت ندارد زیرا هدف از این کارش دنیا است لذا جز آنچه می­خواهد برای وی نیست.

لذا واجب است فرق بین کسی که می­گیرد تا اینکه از آن بر انجام واجباتش از حقوق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و حقوق بندگانش کمک بگیرد ولی این کار دینی­اش برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و بین کسی که این کار را فقط برای اینکه بگیرد انجام می­دهد لذا این کار را به عنوان وسیله و دنیا را هدفش قرار داده است بنابراین هیچ پاداشی در آخرت ندارد و به خاطر این کارش سرزنش می­شود ولی اولی سرزنش نمی­شود زیرا عمل صالح را هدف ومال را وسیله قرار داده است.

سؤال: شیخ بزرگوار! برخی از جماعات در مزرعه­های دور یا اطراف شهرها یا روستاها هستند که برای برخی از امامان دستمزد در نظر می­گیرند تا اینکه بیایند و برای آن­ها نماز بخوانند و اگر دستمزد کمی بدهند آن امام نمی­آید، حکم آن چیست؟

جواب: در این مورد نیز همان­ چیز گفته می­شود: اگر این مرد این مقدار از مال را برای اینکه از آن در راستای آمدن به این روستا یا مزرعه یا … یا کرایه­ی تاکسی یا پول بنزین در صورتی که ماشین دارد کمک بگیرد اشکالی ندارد اما اگر هدفش رسیدن به این مال باشد ممنوع است.

لذا میزان این است که اعمال به نیت­ها بستگی دارد اگر نیتش مال بدون عمل صالح باشد پاداشی ندارد و به خاطر آن سرزنش می­شود ولی اگر کسی نیتش عمل صالح باشد و مال را به عنوان وسیله­ی آن قرار دهد سرزنش نمی­شود و اشکالی ندارد.

سؤال: شیخ بزرگوار! در این سؤال همچنین می­خواهیم که بابت یک چیز بسیار بزرگ در حقیقت اطمینان یابیم و آن هم صحبت پیرامون امامان، مؤذنین و خدمتکار مساجد است زیرا بسیار می­شنویم کسانی می­گویند: این افراد نماز نمی­خوانند مگر اینکه دریافت کنند، حکم چنین سخنانی چیست؟

جواب: این کار جایز نیست و این کار اهل نفاق است: {الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ}[توبه: ۷۹](کسانی که از مؤمنان رغبت کننده (وفرمانبردار) در صدقات (شان) عیب­جویی می­کنند وکسانی را که جز به انداز­ه­ی توانایی خود (چیزی) نمی­یابند) لذا مسائلی که اساس آن به نیت­ها بر می­گردد برای انسان جایز نیست که آن را به نیت بد تغییر دهد و شایسته است به نسبت مسلمان حسن ظن داشت و اینکه او آمده تا اینکه رضایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را جلب نماید و مال را وسیله قرار داده و نه هدف و اینکه به او در این کار تهت بزنیم حرام است.

بر مسلمان واجب است که از بدگمانی به نسبت برادرانش بپرهیزد به خصوص کسانی که در کارهایی مانند امامت در دین، اذان و خدمت مساجد هستند و کسانی که در این کارها از آن­ها عیب­جویی می­کنند گمانی جز این ندارم که قصدشان شر است و می­خواهند از اسلام به وسیله­ی عیب­جویی از کسانی که وظایف اسلامی را بر عهده دارند عیب­جویی کنند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: بعض أئمة المساجد يأخذون أجرًا من الدولة على إمامتهم، ولكنهم لا يحضرون الصلاة بالجماعة، ما حكم صنيع هؤلاء الأئمة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا يجوز للإنسان أن يأخذ أجرًا على العمل حتى يؤدي العمل الذي أخذ الأجر عليه، وهذا الذي يأخذه من الدولة ليس هو أجرًا في الحقيقة بالمعنى الاصطلاحي الفقهي، وإنما هو رِزْق على القول الراجح، أي: رزق من بيت المال لمن يقوم بهذا العمل، وعلى هذا فلا يستحق الإنسان هذا الرزق إلا إذا أدى العمل الذي جعل له هذا الرزق، فإذا أَخَلَّ به بدون عذر شرعي فإنه لا يحل له أخذه، وإن كان لعذر شرعي واستخلف من يقوم مقامه في هذا فلا حرج عليه.

يقول السائل: فضيلة الشيخ في الحقيقة كثير من الإخوة يتحرجون عن أخذ هذا، وهناك من يعترض عليهم ويقول: لو لم يُعْطَ لم يُصَلِّ، ولم يؤذن، ولم يخلص للمسجد، فما الذي ينبغي أن يقال لمثل هؤلاء القائلين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: يقال لهم: إن هذا ليس من باب الإجارة الْمَحْضَةِ، وإنما هو كما أشرنا إليه رِزْق من بيت المال، أما كونه إن لم يُعْطَ لم يقم بهذا العمل فهذا أمر طبيعي، وهذا لا ينقص من أجورهم شيئًا إذا كانوا إنما أخذوه ليستعينوا به على أداء ما يجب عليهم من الحقوق، أما من صَلَّى ليأخذ، أو أذن ليأخذ، فهذا ليس له أجر في الآخرة، ذلك لأنه أراد بعمله الدنيا، فلا يكون له إلا ما أراد.

فهنا يجب أن نعرف الفرق بين من أَخَذَ من أجل أن يستعين به على ما يجب عليه من حقوق الله تعالى وحقوق عباده، ولكن قيامه بهذا العمل الديني الله -عز وجل-، وبين من قام بهذا العمل لأجل أن يأخذ، فجعل العمل هو الوسيلة والدنيا هي الغاية، فهذا ليس له أجر في الآخرة، وهذا هو الذي يُلام على فعله، أما الأول فلا يُلَام؛ لأنه جعل العمل الصالح هو الغاية، لكن جعل المال وسيلة.

يقول السائل: فضيلة الشيخ: هناك بعض الجماعات مثلا في مزارع بعيدة، أو في أطراف المدن، أو في قرى يدفعون أجرًا لبعض الأئمة ليأتوا كي يُصَلُّوا بهم، ولو دفعوا أجرًا بسيطاً ما أتى هذا الإمام، فما حكم هذا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا يقال فيه نفس الشيء: إذا كان هذا الرجل يأخذ هذا القدر من المال ليستعين به على الوصول إلى هذه القرية، أو هذه المزرعة، أو ما أشبه ذلك، أو أجرة السيارة أو ثمنا للبنزين إذا كانت السيارة له، فهذا لا بأس به، أما إذا كان المال هو غايته فهذا هو الممنوع.

فالميزان هو أن الأعمال بالنيات، فإن كان نِيَّته المال دون العمل الصالح فإنه لا أجر له، وهو ملوم على ذلك، ومن كان نيته العمل الصالح وجعل المال وسيلة إليه فهذا لا يُلام، ولا حرج عليه فيه.

يقول السائل: فضيلة الشيخ في هذا السؤال أيضًا نريد أن نطمئن إلى شيء كبير جدا في الحقيقة، وهو التحدث عن الأئمة والمؤذنين وفَرَّاشِي المساجد، كثيرًا ما نسمع من يقول: إنهم لا يُصَلُّون إلا ليأخذوا، فما حكم كلام هؤلاء المتكلمين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا لا يجوز هذا من عمل أهل النفاق: ﴿ الذين يلمرُونَ الْمُطَّوِعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ ﴾ [التوبة: ۷۹]، فالمسائل المبنية على النيات لا يجوز للإنسان أن يحولها إلى النية السيئة، والذي ينبغي إحسان الظن بالمسلم وأنه إنما جاء لابتغاء وجه الله، وجعل المال وسيلة لا غاية، وأما كوننا نَتَّهِمُهُ بهذا العمل فهذا حرام ولا يجوز.

وعلى المسلم أن يحذر من سوء الظن بإخوانه، لا سيما المتصدرين لهذه الأمور، الإمام في الدين والأذان وخدمة المساجد، فإن الذين يلمزونهم في هذا ما أظنهم إلا يقصدون شرا، يقصدون أن يَلْمِزُوا الإسلام بذمهم من يقوم بوظائف الإسلام.

مطالب مرتبط:

(۲۸۴۳) اولویت امامت میان ساکن شهر و بادیه‌نشین در مکان اقامه‌ی جمعه

در مسأله­‌ی تقدم امامت به آنچه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ذکر نموده اعتماد می­شود....

ادامه مطلب …

(۲۸۶۵) حکم اقتدا به امام نابینای ناآگاه به احکام نماز

امامی که در نمازش آرامش ندارد نمازش درست نیست و اقتدا نمودن به او جایز نیست و بر او واجب است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در نفسش و کسانی از مسلمانان که پشت سر او نماز می­خوانند را پیشه کند تا اینکه آن را در نمازی که سودی برای آن­ها ندارد وارد نسازد....

ادامه مطلب …

(۲۸۶۴) آیا امامت کسی که قرآن را با لکنت می‌خواند جایز است؟

امامت کسی که قرآن را با لکنت می­خواند جایز است مادامی که حروف، کلمات و حرکات را خوب ادا می‌کند...

ادامه مطلب …

(۲۸۸۳) حکم نماز با امامی که اهل بدعت و فاقد صلاحیت شرعی در امامت است

اول: موضوع را به مسؤولین گزارش دهی تا اینکه یا او را از امامت عزل نموده یا اینکه او را درست کنند اگر این کار ممکن نشد و امام بر همین اوصاف باقی ماند برای شما جایز نیست که پشت سر او نماز بخوانید...

ادامه مطلب …

(۲۸۸۰) حکم نماز پشت سر امامی که حالت عصبی دارد چیست و شریعت را دشنام می‌دهد چیست؟

اگر این امام شریعت را -پناه بر الله- دشنام می­دهد شایسته نیست که امام باشد و واجب است اخراج شود..

ادامه مطلب …

(۲۹۰۷) اگر نمازگزاری در لباس امام نجاستی دید در حالی که امام نمی‌‌دانست چه کاری انجام دهد؟

اگر نجاست به قدری باشد که مورد عفو قرار نمی‌‌گیرد مانند اینکه مطمئن باشد که مدفوع است در این صورت واجب است که امام را از آن آگاه سازد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه