(۲۸۴۴) سوال: آیا امامت امام مسجدی که ازدواج نکرده درست است زیرا ازدواج از تمام ایمان است؟
جواب:
بله، برای انسان جایز است که امام مردم شود در حالی که ازدواج نکرده است و میتواند مستحقترین آنها به نسبت امامت باشد اگر قرآن را بیشتر حفظ باشد. به دلیل فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «یؤم القوم أقرؤهم لکتاب الله»[۱](کسی برای مردم امامت دهد که بیش از دیگران قرآن را حفظ باشد) مگر اینکه در مسجدی باشد که امام ثابت داشته باشد که امام ثابت مستحقتر است به دلیل فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «لا یؤمن الرجل الرجل فی سلطانه»[۲](هیچ کس در محدودهی تحت اختیار شخصی دیگر برای او امامت نکند) و امام مسجد در مسجدش است صاحب قدرت است و شگفت زده نشده از اینکه شخص کوچکتر امام بزرگتر شود زیرا در صحیح بخاری ثابت شده که عمرو بن سلمة الجرمی امام قومش شد در حالی که شش یا هفت سال داشت.[۳]این صحابی که در این سن امام قومش شد در عهد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بوده و پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را انکار نکرده و آیهای در انکار بر آن نازل نشده است به همین دلیل قول راجح از اقوال علما این است که برای شخص کوچک که بالغ نشده جایز است که امام شخص بزرگتر بالغ شود بلکه مستحقتر به امامت است اگر حفظ او بیشتر باشد به دلیل فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «یؤم القوم أقرؤهم لکتاب الله»[۴](کسی برای مردم امامت دهد که بیش از دیگران قرآن را حفظ باشد).
اما گفتهی سؤال کننده: قبل از اینکه دین یا ایمانش را کامل کند، گفته میشود: بدون شک ازدواج همراه شهوت از بهترین عبادات است تا جاییکه برخی از اهل علم گفتهاند: فضیلت آن از عبادتهای سنت بیشتر است یعنی: از صدقه، نماز سنت، تلاوت قرآن غیر واجب بهتر است زیرا در آن اجرای امر پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که میفرماید: «یا معشر الشباب! من استطاع منکم الباءة فلیتزوج، فإنه أغض للبصر، و أحصن للفرج، و من لم یستطع فعلیه بالصوم، فإنه وجاء»[۵](ای جوانان! کسی که توانایی ازدواج را دارد ازدواج کند زیرا باعث حفاظت چشم و شرمگاه میشود و کسی که توانایی ازدواج را ندارد روزه بگیرد چرا که روزه شهوت را ضعیف و کنترل میکند) لذا جوان چه مرد و چه زن به ازدواج امر شده است و هرگاه ازدواج نمود امر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم را اجرا نموده است و اجرا نمودن امر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم عبادتی است که انسان بر آن پاداش داده میشود.
برخی از علما رَحِمَهُمُالله میگویند که ازدواج بر جوانی که توانایی دارد واجب است زیرا اصل در اوامر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وجوب است و بر ازدواج مصالحی مترتب شده و مفاسدی از بین میرود. تو از قومی که توانایی ازدواج دارند ولی ازدواج نمیکنند به دلیل اینکه میخواهند درس را تمام کنند شگفت زده میشوی در حالی که این کوته فکری است بلکه میگوییم: ازدواج کن چرا که ازدواج باعث تحصیل بیشتر برای تو میشود و چه بسا با زنی نیکوکار و تحصیل کرده ازدواج کنی که تو را بر آنچه میخواهی یاری نماید.
همچنین به نسبت زنان برخی میگویند: ازدواج نمیکنم تا اینکه از دبیرستان یا دانشگاه یا … فارغ شوم در حالی که این اشتباه است هر چند که از جانب خود زن اتفاق نمیافتد بلکه از جانب برخی پدران بی چاره که میخواهند دخترانشان را به عنوان یک سواری مادی قرار دهند اتفاق میافتد لذا میبینی که اجازهی ازدواج را به دخترش نمیدهد به خاطر اینکه فارغ التحصیل شود سپس مشغول به کار شود تا اینکه حقوقش را برای خودش بگیرد و ای کاش این کار را از روی فقر انجام میداد که مساله سادهتر میشد اما این کار را از روی خودخواهی و کبر -پناه بر الله- انجام میدهد. هر چند شخص فقیر باشد برای او جایز نیست که دخترش را به عنوان کالایی که خرید و فروش شود قرار دهد بلکه بر او واجب است بنگرد که چه کاری برای او شایستهتر است و هنگامی که یک شخص هم کُف،خوش اخلاق و دیندار او را خواستگاری نمود او را به ازدواج در بیاورد هر چند که درس میخواند.
اگر دختر اشتیاق درس خواندن دارد بر شوهرش شرط نموده که مانع ادامه تحصیلش نشود لذا اگر چنین شرطی را نماید بر شوهر لازم است به آن وفا کند. به دلیل فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «إن أحق الشروط أن توفوا به ما استحللتم به الفروج»[۶](همانا سزاوارترین شروطی که باید به آنها پایبند بود شروطی است که با آنها زنان را برایتان حلال میکنید) و اگر چنین شرطی را بعد از ازدواج نماید هیچ کس حق اعتراض ندارد، نه پدر، نه برادر و نه هیچ یک از سرپرستان وی زیرا حق او است و بسیاری از مردم امانت خود را در چنین اموری ضایع میکنند و به خاطر منافع مادی یا اهداف شخصی خیانت در امانت میکنند و این از خیانت در امانت است و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ*وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}[انفال: ۲۷-۲۸](ای کسانی که ایمان آورده اید! به الله وپیامبر (او) خیانت نکنید و(نیز) در امانتهای خود در حالی که میدانید خیانت نورزید*وبدانید که اموال شما, واولاد شما, (وسیلهی) آزمایش است وهمانا الله است که پاداش بزرگ نزد اواست).
[۱] مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب من أحق بالإمامة، شمارهی (۶۷۳).
[۲] تخریج آن گذشت.
[۳] بخاری: کتاب المغازی، باب، شمارهی (۴۳۰۲).
[۴] مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب من أحق بالإمامة، شمارهی (۶۷۳).
[۵] بخاری: کتاب النکاح، باب قول النبی صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم : «من استطاع منکم الباءة فلیتزوج»، شمارهی (۵۰۶۵)، و مسلم: کتاب النکاح، باب استحباب النکاح لمن تاقت نفسه إلیه، شمارهی(۱۴۱۸).
[۶] بخاری: کتاب الشروط، بابا الشروط فی المهر عند عقدة النکاح، شمارهی (۵۰۶۵)، و مسلم: کتاب النکاح، باب الوفاء بالشروط فی النکاح، شمارهی (۱۴۱۸).