جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۲۸۴۴) آیا امامت امام مسجدی که ازدواج نکرده درست است؟

(۲۸۴۴) سوال: آیا امامت امام مسجدی که ازدواج نکرده درست است زیرا ازدواج از تمام ایمان است؟

جواب:

بله، برای انسان جایز است که امام مردم شود در حالی که ازدواج نکرده است و می­تواند مستحق­ترین آن­ها به نسبت امامت باشد اگر قرآن را بیشتر حفظ باشد. به دلیل فرموده­ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «یؤم القوم أقرؤهم لکتاب الله»[۱](کسی برای مردم امامت دهد که بیش از دیگران قرآن را حفظ باشد) مگر اینکه در مسجدی باشد که امام ثابت داشته باشد که امام ثابت مستحق­تر است به دلیل فرموده­ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «لا یؤمن الرجل الرجل فی سلطانه»[۲](هیچ کس در محدوده­ی تحت اختیار شخصی دیگر برای او امامت نکند) و امام مسجد در مسجدش است صاحب قدرت است و شگفت زده نشده از اینکه شخص کوچکتر امام بزرگتر شود زیرا در صحیح بخاری ثابت شده که عمرو بن سلمة الجرمی امام قومش شد در حالی که شش یا هفت سال داشت.[۳]این صحابی که در این سن امام قومش شد در عهد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بوده و پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را انکار نکرده و آیه­ای در انکار بر آن نازل نشده است به همین دلیل قول راجح از اقوال علما این است که برای شخص کوچک که بالغ نشده جایز است که امام شخص بزرگتر بالغ شود بلکه مستحق­تر به امامت است اگر حفظ او بیشتر باشد به دلیل فرموده­ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «یؤم القوم أقرؤهم لکتاب الله»[۴](کسی برای مردم امامت دهد که بیش از دیگران قرآن را حفظ باشد).

اما گفته­ی سؤال کننده: قبل از اینکه دین یا ایمانش را کامل کند، گفته می­شود: بدون شک ازدواج همراه شهوت از بهترین عبادات است تا جاییکه برخی از اهل علم گفته­اند: فضیلت آن از عبادت­های سنت بیشتر است یعنی: از صدقه، نماز سنت، تلاوت قرآن غیر واجب بهتر است زیرا در آن اجرای امر پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که می­فرماید: «یا معشر الشباب! من استطاع منکم الباءة فلیتزوج، فإنه أغض للبصر، و أحصن للفرج، و من لم یستطع فعلیه بالصوم، فإنه وجاء»[۵](ای جوانان! کسی که توانایی ازدواج را دارد ازدواج کند زیرا باعث حفاظت چشم و شرمگاه می­شود و کسی که توانایی ازدواج را ندارد روزه بگیرد چرا که روزه شهوت را ضعیف و کنترل می­کند) لذا جوان چه مرد و چه زن به ازدواج امر شده­ است و هرگاه ازدواج نمود امر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را اجرا نموده است و اجرا نمودن امر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عبادتی است که انسان بر آن پاداش داده می­شود.

برخی از علما رَحِمَهُمُ‌الله می­گویند که ازدواج بر جوانی که توانایی دارد واجب است زیرا اصل در اوامر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجوب است و بر ازدواج مصالحی مترتب شده و مفاسدی از بین می­رود. تو از قومی که توانایی ازدواج دارند ولی ازدواج نمی­کنند به دلیل اینکه می­خواهند درس را تمام کنند شگفت زده می­شوی در حالی که این کوته فکری است بلکه می­گوییم: ازدواج کن چرا که ازدواج باعث تحصیل بیشتر برای تو می­شود و چه بسا با زنی نیکوکار و تحصیل کرده ازدواج کنی که تو را بر آنچه می­خواهی یاری نماید.

همچنین به نسبت زنان برخی می­گویند: ازدواج نمی­کنم تا اینکه از دبیرستان یا دانشگاه یا … فارغ شوم در حالی که این اشتباه است هر چند که از جانب خود زن اتفاق نمی­افتد بلکه از جانب برخی پدران بی چاره که می­خواهند دخترانشان را به عنوان یک سواری مادی قرار دهند اتفاق می­افتد لذا می­بینی که اجازه­ی ازدواج را به دخترش نمی­دهد به خاطر اینکه فارغ التحصیل شود سپس مشغول به کار شود تا اینکه حقوقش را برای خودش بگیرد و ای کاش این کار را از روی فقر انجام می­داد که مساله ساده­تر می­شد اما این کار را از روی خودخواهی و کبر -پناه بر الله- انجام می­دهد. هر چند شخص فقیر باشد برای او جایز نیست که دخترش را به عنوان کالایی که خرید و فروش شود قرار دهد بلکه بر او واجب است بنگرد که چه کاری برای او شایسته­تر است و هنگامی که یک شخص هم کُف،خوش اخلاق و دین­دار او را خواستگاری نمود او را به ازدواج در بیاورد هر چند که درس می­خواند.

اگر دختر اشتیاق درس خواندن دارد بر شوهرش شرط نموده که مانع ادامه تحصیلش نشود لذا اگر چنین شرطی را نماید بر شوهر لازم است به آن وفا کند. به دلیل فرموده­ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «إن أحق الشروط أن توفوا به ما استحللتم به الفروج»[۶](همانا سزاوارترین شروطی که باید به آن­ها پایبند بود شروطی است که با آن­ها زنان را برایتان حلال می­کنید) و اگر چنین شرطی را بعد از ازدواج نماید هیچ کس حق اعتراض ندارد، نه پدر، نه برادر و نه هیچ یک از سرپرستان وی زیرا حق او است و بسیاری از مردم امانت خود را در چنین اموری ضایع می­کنند و به خاطر منافع مادی یا اهداف شخصی خیانت در امانت می­کنند و این از خیانت در امانت است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می­فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ*وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}[انفال: ۲۷-۲۸](ای کسانی که ایمان آورده اید! به الله وپیامبر (او) خیانت نکنید و(نیز) در امانت­های خود در حالی که می­دانید خیانت نورزید*وبدانید که اموال شما, واولاد شما, (وسیله­ی) آزمایش است وهمانا الله است که پاداش بزرگ نزد اواست).


[۱] مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب من أحق بالإمامة، شماره­ی (۶۷۳).

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] بخاری: کتاب المغازی، باب، شماره­ی (۴۳۰۲).

[۴] مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب من أحق بالإمامة، شماره­ی (۶۷۳).

[۵] بخاری: کتاب النکاح، باب قول النبی صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «من استطاع منکم الباءة فلیتزوج»، شماره­ی (۵۰۶۵)، و مسلم: کتاب النکاح، باب استحباب النکاح لمن تاقت نفسه إلیه، شماره­ی(۱۴۱۸).

[۶] بخاری: کتاب الشروط، بابا الشروط فی المهر عند عقدة النکاح، شماره­ی (۵۰۶۵)، و مسلم: کتاب النکاح، باب الوفاء بالشروط فی النکاح، شماره­ی (۱۴۱۸).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إمام مسجد لم يتزوج هل تجوز إمامته؛ لأن الزواج تمام الإيمان؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم يجوز للإنسان أن يؤم الناس وهو غير متزوج، وهو أَحَقُّهُمْ بالإمامة إذا كان أقرأهم لكتاب الله؛ لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «يؤم القوم أقرؤهم لكتاب الله»، إلا أنه إذا كان في مسجد له إمام راتب فالإمام الراتب أحق منه؛ لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «لا يَؤُمنَ الرجلُ الرجل في سُلْطَانِه»، وإمام المسجد سلطان في مسجده، ولا تعجب أن يكون الصغير إمامًا للكبير، فإنه قد ثبت في صحيح البخاري أن عمرو بن سلمة الْجَرْمِيَّ أمّ قومه وهو ابن ست أو سبع سنين ، فهذا الصحابي الذي أمَّ قومه وهو في هذه السن في عهد النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لم ينكر عليه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، ولا نزل القرآن بالإنكار عليه، ولهذا كان القول الراجح من أقوال العلماء أنه يجوز أن يكون الصغير الذي لم يبلغ إماما للكبير البالغ، بل هو أحق منه بالإمامة إذا كان أقرأ منه ؛ لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «يَؤُمُّ القوم أقرؤهم لكتاب الله» .

.

وأما قول السائل: قَبْلَ أن يُكْمِلَ دينه أو قبل أن يكمل إيمانه، فيقال: لا شك أن النكاح مع الشهوة من أفضل العبادات، حتى قال بعض أهل العلم: إنه أفضل من نوافل العبادة، أي: أفضل من الصدقة، ومن صلاة التطوع، وأفضل من قراءة القرآن غير الواجبة؛ لما فيه من امتثال أمر النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم – حيث قال: يا معشر الشباب! من استطاع منكم البَاءَةَ فليتزوج، فإنه أَغَضُّ للبصر وأَحْصَنُ لِلْفَرْج، ومن لم يستطع فعليه بالصوم،

فإنه له وجاء) ، فالشاب من ذكر وأنثى مأمور أن يتزوج، وإذا تزوج فهذا امتثال لأمر الله ورسوله، وامتثال أمر الله ورسوله عبادة يُثَابُ الإنسان عليها.

وقد ذهب بعض العلماء – يرحمهم الله – إلى وجوب النكاح على الشاب – القادر عليه؛ لأن الأصل في أوامر الله ورسوله الوجوب، ولما يترتب عليه من المصالح وكف المفاسد، وإنك لتعجب من قوم يستطيعون النكاح ولكنهم لا يتزوجون، بحجة أنهم يريدون أن يكملوا الدراسة، وهذا قصور نظر، بل نقول: تزوج فإن النكاح قد يزيد في تحصيلك الدراسي، وقد تُوَفَّقُ بامرأة

صالحة متعلمة تعينك على ما تريد.

وكذلك بالنسبة للنساء فإن بعضهن يقول: لا أتزوج حتى أتخرج من الثانوية أو من الكلية، أو ما أشبه ذلك، وهذا خطأ، وهذا وإن كان قد لا يقع من المرأة نفسها لكن يقع من بعض الأولياء الأشقياء، الذين يريدون أن يتخذوا بناتهم مطية للكسب المادي، فتجده يُبقي بنته لا يزوجها من أجل أن تتخرج ثم تتوظف ثم يَسْلُبُ رواتبها، وليته يفعل ذلك عن فقر وحاجة لكان الأمر أهون، لكنه يفعل هذا استكبارًا والعياذ بالله على أنه وإن كان فقيرا لا يجوز له أن يجعل ابنته سلعة يبيع ويشتري بها، بل الواجب عليه أن ينظر ما هو أصلح لها، فمتى خطبها الكُف الصالح في خلقه ودينه فليزوجها وإن كانت تدرس.

وإذا كانت البنت ترغب الدراسة فلتشترط على الزوج ألا يمنعها من مواصلة الدراسة، فإذا اشترطت ذلك لنفسها لزم الزوج الوفاء به؛ لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «إن أحق الشروط أن تُوفُوا به ما اسْتَحْلَلْتُمْ به الفروج»، وإذا اشترطت هذا الشرط بعد النكاح فلا اعتراض لأحد على ذلك، لا أبوها، ولا أخوها ولا أحد من أوليائها؛ لأن الحق لها، وكثير من الناس في مثل هذه الأمور يُضَيَّعُونَ أمانتهم، ويخونون أمانتهم من أجل المصالح المادية، أو الأغراض الشخصية، وهذا من خيانة الأمانة، وقد قال الله تعالى: ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ*وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴾ [الأنفال: ٢٧-٢٨].

مطالب مرتبط:

(۲۸۵۲) حکم امامت شخصِ کثیرالخطا در تلاوت و قواعد عربی

بر مسؤولین مساجد واجب است که برای امامت مساجد کسانی را انتخاب نموده که حفظ و تلاوتش به نسبت قرآن بیشتر و بهتر باشد و نماز را بهتر بلد یاشد..

ادامه مطلب …

(۲۸۴۷) آیا برای کسی که بلاغ نشده جایز است که برای مردم خطبه و نماز بخواند؟

بله، قول راجح این است که جایز است...

ادامه مطلب …

(۲۸۵۵) حکم قرائت نماز صبح از روی مصحف برای امام جماعت به سبب کثرت خطا

اشکالی ندارد که چه در نماز فرض و چه در نماز سنت در حالی که نماز می­خواند از روی مصحف بخواند ...

ادامه مطلب …

(۲۸۷۸) آیا نماز پشت سر کسی که عقیده‌اش فاسد است؟

نماز پشت سر این امام جایز نیست زیرا این اعتقاد باطلش منجر به شرک می­شود..

ادامه مطلب …

(۲۸۷۳) آیا نماز پشت سر اهل بدعت و کسانی که اعتقاد باطل دارند جایز است؟

اگر بدعتش موجب کفر باشد نماز پشت سر چنین شخصی درست نیست....

ادامه مطلب …

(۲۸۷۴) حکم اقتدای به امامی که در قرائت فاتحه در رکعات سری تردید وجود دارد

نمازت پشت سر این­ها درست است زیرا نماز تو پشت سر کسی که با در فرعی از فروع مخالف است درست است هر چند که مرتکب چیزی شود که نظرت بر اشتباه بودن آن است زیرا انکار در مسائل اجتهادی زمانی که با نص صریحی که احتمال تأویل در آن نیست مخالفت نکرده وجود ندارد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه