جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۲۷۴۲) عذرهایی که تخلف از نماز جماعت را بر انسان هرچند که اذان را بشنود، مباح می‌کند، چیست؟

(۲۷۴۲) سوال: عذرهایی که تخلف از نماز جماعت را بر انسان هرچند که اذان را بشنود، مباح می­کند، چیست؟ و کلمه­ی لا در سخن رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «لا صلاة لجار المسجد إلا فی المسجد»[۱] چه مفهومی را می­رساند؟ 

جواب:

اول: این حدیث ضعیف است، لذا حجتی در آن وجود ندارد، ولی حدیث دیگری که ثابت و حجت است وجود دارد: «من سمع النداء فلم یجب فلا صلاة له، إلا من عذر»[۱](کسی که اذان را شنید و اجابت نکرد، نمازش کامل نیست، مگر کسی که عذر داشته باشد) و نفی در این منظور، نفی صحت نماز نیست، بلکه نفی کامل بودن نماز است، لذا نماز کسی که اذان را می­شنود، جز در مسجد کامل نمی­گردد، اما این کمال واجب است و کمال مستحب نیست، چون حضور در مسجد برای نماز جماعت بر مردان واجب است، و تخلف از آن جایز نیست، ابن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می­گوید: (نماز جماعت را همراه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می­خواندیم و هیچ کسی از آن تخلف نمی­کرد مگر منافق یا مریض).[۲]

لذا بر هر مردی که صدای اذان را می­شنود واجب است که در مسجد حاضر شده و نماز جماعت را همراه مسلمانان بخواند، مگر اینکه عذر شرعی وجود داشته باشد و از جمله عذرهای شرعی، آن چیزی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ذکر نموده است: «لا صلاة بحضرة الطعام، و لا و هو یدافعه الأخبثان»[۳](هنگام حضور غذا و اینکه فردی اراده­ی دفع ادرار یا مدفوع را دارد، نماز برگزار نکند)، لذا هرگاه غذای انسان حاضر شد و به آن نیاز و تعلق خاطر داشت، می­تواند بنشیند و بخورد و در این صورت برای ترک جماعت عذر دارد، اما هنگامی که از خوردن فارغ شد به مسجد برود، اگر جماعت را درک کرد که همراهشان می­خواند و اگر درک نکرد، معذور است.

همچنین هنگام ادرار و مدفوع که بر شخص فشار می­آورند، در این حالت حاجتش را قضا می­کند سپس وضو می­گیرد، هر چند که مردم از مسجد خارج شوند، زیرا معذور است.

همچنین از جمله عذرها وجود باران و گل و لای است، زیرا در این حالت حاضر شدن در مسجد سخت است، لذا می­تواند در خانه­اش نماز بخواند و گرنه اصل بر حضور مردان برای نماز جماعت در مساجد است.

سؤال: شیخ بزرگوار! آیا مقیاس نزدیکی و دوری شنیدن است؟ به خصوص با وجود بلندگوهای امروزی که صدا از مکان­های دور شنیده می­شود؟

جواب: نه! صدای اذان به نسبت اذان عادی است که بدون بلندگو باشد یا اینکه مؤذن دارای صدای بلند باشد؛ زیرا برخی اوقات صدای مؤذن ضعیف است در حالی که خانه­ات نزدیک مسجد است و اگر کسی دیگر اذان می­گفت، آن را می­شنیدی، لذا عذر به نسبت نزدیکی معمولی است که عادتا صدای اذان در آن به گوش می­رسد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] مسلم: کتاب المساجد و مواضع الصلاة، باب کراهة الصلاة بحضرة الطعام الذی یرید أکله فی الحال، شماره­ی (۵۶۰).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما هي الأعذار التي تبيح للإنسان التخلف عن صلاة الجماعة رغم سماعه الأذان؟ وماذا تفيد كلمة «لا» في قول الرسول صلى الله عليه وسلم: لا صلاة لجار المسجد إلا في المسجد»؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: أولا هذا الحديث ضعيف فلا حُجَّةَ فيه، ولكن هناك حديث آخر ثابت، وحجة وهو من سمع النداء فلم يجب فلا صلاة له، إلا من عذر»، والنفي هنا في قوله : «لا صلاة» ليس المراد به نفي الصحة، إنما المراد به نفي الكمال فلا تكمل الصلاة من سماع النداء إلا في المسجد، لكن هذا الكمال كمال واجب، وليس كمالا مستحبّا، فإن الحضور إلى المساجد لأداء صلاة الجماعة واجب على الرجال، ولا يجوز لهم التخلف عنها، قال ابن مسعود رضي الله عنه: «لقد رأيتنا وما يتخلف عنها إلا منافق معلوم النفاق، أو مريض.

فيجب على كل من سمع النداء من الرجال أن يحضر إلى المسجد ويصلي مع جماعة المسلمين، إلا أن يكون هناك عذر شرعي، ومن الأعذار الشرعية ما ذكره النبي – عليه الصلاة والسلام- في قوله الا صلاة بحضرة طعام، ولا وهو يدافعه الأخبثان»، فإذا كان الإنسان قد حضر إليه الطعام، وهو في حاجة إليه، ونفسه متعلقة به، فإن له أن يجلس ويأكل ويعذر بترك الجماعة حينئذ، فإذا فرغ من أكله ذهب إلى المسجد، إن أدرك الجماعة وإلا فهو معذور.

وكذلك من كان الأخبثان -البول والغائط – يدافعانه ويُلحان على الخروج، فإنه في هذه الحال يقضي حاجته ثم يتوضأ، ولو خرج الناس من المسجد؛ لأنه معذور.

ومن العذر أيضًا أن يكون هناك مطر ووحل، فإن في ذلك مشقة في حضور المساجد، فله أن يصلي في بيته وفي رحله، وإلا فالأصل وجوب حضور صلاة الجماعة على الرجال في المساجد.

يقول السائل: فضيلة الشيخ هل يكون مقياس القرب والبعد هو سماع الأذان؟ خاصة مع وجود مكبرات الصوت الحالية التي قد تسمع من أماكن بعيدة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا، هو سماع الأذان بالنسبة للأذان المعتاد الذي ليس فيه مكبر صوت، أو كان المؤذن جهورى الصوت؛ لأنه قد يكون مؤذن ضعيف الصوت، وبيتك قريب من المسجد لو أذن غيره لسمعته، فالعذر بذلك القرب المعتاد الذي يسمع فيه النداء في العادة.

مطالب مرتبط:

(۲۷۴۶) حکم ترک نماز جماعت به‌سبب اشتغال در نانوایی با وجود نزدیکی مسجد

بر تو واجب است که همراه جماعت در مساجد نماز بخوانی و جایز نیست که از آمدن به مسجد تخلف نموده مگر اینکه عذر شرعی داشته باشی و عذرهای شرعی نزد اهل علم مشخص است...

ادامه مطلب …

(۲۷۳۵) آیا برای مرد جایز است که امام زنان از محارمش همانند مادر، همسر و خواهرش شود؟

بله! جایز است که امام این زنان شود، اما برایش جایز نیست به خاطر نماز خواندن برای آن‌‌ها از جماعت تخلف کند...

ادامه مطلب …

(۲۷۷۴) حکم ترک جماعت به سبب بدعت یا دعاهای ناصحیح نمازگزاران در مسجد

چنین چیزی سبب جواز ترک نماز جماعت نیست بلکه بر شخص واجب است که در نماز جماعت حاضر شود و کسانی را که با شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در عمل مخالفت نموده نصیحت کند و فرقی ندارد که مربوط به نماز و یا غیر نماز باشد...

ادامه مطلب …

(۲۷۳۶) حکم بلند گفتن «آمین» توسط زنان در نماز جماعت با حضور مردان نامحرم

زن هیچ یک از اذکاری را که سنت است به صورت جهری خوانده شود، جهری نمی‌‌خواند، در لبیک گفتن صدایش را بالا نمی‌‌برد، در اذکاتر بعد از نماز صدایش را بالا نمی‌‌برد و در آمین گفتن نیز صدایش را بالا نمی‌‌برد، این چیزی است که در حق زن مشهور است، چه مردان همراه آن‌‌ها باشند و چه نباشند....

ادامه مطلب …

(۲۷۵۳) صحت نماز در مسجد ساخته‌شده در زیرزمینِ ساختمان تجاری

اصل بر این است که نماز در همه جا درست است، مگر جاهایی که دلیل بر منع آن وجود داشته باشد...

ادامه مطلب …

(۲۷۴۸) حکم نماز جماعت در نمازخانه مؤسسه با وجود مسجد نزدیک

اگر این دانش آموزان به مسجد بروند و اهل مسجد از شلوغی با یکدیگر برخورد می‌‌کنند یا اینکه برخی در بازار سرگردان شوند و در مسجد نتوانند حضور یابند و اجتماع آن‌‌ها در این مکان بهتر و دورتر از تشویش است، نمازشان در این مکان بهتر از این است که به مسجد بروند و باعث اذیت، تشویش و فاصله انداختن و سرگردان شدن برخی در بازارها شوند..

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه