پنج‌شنبه 2 رمضان 1447
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
19 فوریه 2026

(۲۵۲۰) حکم خواندن قنوت در نماز صبح چیست؟

(۲۵۲۰) سوال: حکم خواندن قنوت در نماز صبح چیست؟ اگر امام قنوت خواند آیا دستان خود را بالا ببرم یا پایین بیاندازم؟

جواب: خواندن قنوت در نماز صبح به طور مداوم بدون سبب شرعی مخالف سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به طور مداوم در نماز صبح بدون سبب شرعی قنوت نخوانده است و آنچه از ایشان در مورد قنوت در نمازهای فرض ثابت شده این است که ایشان در نمازهای فرض هنگامی که سبب وجود داشت قنوت می‌‌خواندند که اهل علم رَحِمَهُمُ‌الله گفته‌‌اند: هرگاه بر مسلمانان نازله‌‌ای (حادثه‌‌ای)رخ دهد که می‌‌طلبد قنوت خوانده‌‌ شود در نمازهای فرض قنوت خوانده می‌‌شود که این خاص نماز صبح نیست بلکه برای همه‌‌ی نمازها است.

حال اختلاف نموده‌‌اند که آیا کسی که قنوت می‌‌خواند فقط امام (حاکم) است یعنی کسی که بالاترین مقام در دولت را دارد یا هر امام مسجد یا نمازگزاری حتی به صورت منفرد می‌‌تواند آن را بخواند؟ برخی از اهل علم گفته‌‌اند: قنوت در نوازل خاص امام یعنی بالاترین مقام دولت است، زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فقط خودش در مسجدش قنوت خواند و نقل نشده که غیر از ایشان از کسانی که در مساجد دیگر بوده‌اند در همان وقت در مساجدشان قنوت بخوانند.

برخی دیگر می‌‌گویند: تمام ائمه‌‌ی نماز جماعت قنوت می‌‌خوانند، زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قنوت ‌‌خواند چون امام مسجد بود و فرموده است: «صلوا کما رأیتمونی أصلی»[۱](نماز بخوانید همان‌‌گونه که من نماز می‌‌خوانم).

برخی دیگر می‌‌گویند: ایشان قنوت می‌‌خواندند، چون مسلمانان به این حادثه دچار شده بودند: «و المؤمن للمؤمن کالبنیان یشد بعضه بعضا»[۲](مؤمنین به نسبت یک‌دیگر مانند یک ساختمان هستند که هم‌دیگر را تقویت می‌‌کنند).

به طور کلی بدون شک قول راجح این است که بدون سبب شرعی به طور مداوم در نماز صبح قنوت خوانده نمی‌‌شود و این بر خلاف هدایت و منش پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است، اما اگر سببی وجود داشت در تمام نمازها قنوت خوانده می‌‌شود نظر به اختلافی که به آن اشاره نمودم.

همان طور که سؤال کننده گفت این قنوت همان قنوت وتر نیست: «اللهم اهدنا فیمن هدیت» بلکه دعا نمودن به آنچه مناسب حالتی است که قنوت به خاطر آن  تشریع شده و هدایت و منش پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بوده است.

همچنین سؤال کننده پرسید: اگر شخصی ماموم بود به امام اقتدا نماید و دستانش را بلند کند و همراهش آمین بگوید، یا دستانش را رها کند؟ جواب: بلکه بر دعای امام آمین گفته و دستانش را به خاطر اقتدا به امام و ترس از مخالفت بالا ببرد.

امام احمد رَحِمَهُ‌الله می‌‌گوید: اگر شخصی به امامی که قنوت می‌‌خواند اقتدا نمود، از او تبعیت نموده و بر دعایش آمین می‌‌گوید. این در حالی است که امام احمد رَحِمَهُ‌الله در قول مشهور نظرشان بر این است که قنوت در نماز صبح مشروع نیست، اما در این قضیه رخصت داده از ترس این که این اختلاف باعث اختلاف قلوب شود و این همان چیزی است که از صحابه آمده است ، امیر مؤمنان عثمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در آخر خلافتش نماز را در منی در حج کامل می‌‌خواند و برخی از صحابه بر ایشان انکار نمودند  اما با این وجود از او پیروی نموده و نمازشان را کامل می‌‌خواندند. از عبدالله بن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نقل شده که به ایشان گفته شد: ‌ای ابو عبدالرحمن! چگونه با امیر مؤمنان عثمان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ چهار رکعت نماز می‌‌خوانی در حالی که نه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نه ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و نه عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ این کار را انجام نداده‌‌اند . ایشان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمود: “الخلاف شر”(اختلاف شر است).

این قسمت از سؤال باقی ماند که گفت: (یا دستانش را بر ران‌‌هایش می‌‌اندازد؟ ) ظاهر سخنش این است که گمان می‌‌کند بعد از بالا آمدن از رکوع مشروع است دست‌‌ها پایین انداخته شود و این -هر چند برخی از اهل علم گفته‌‌اند- قول مرجوحی است و قول صحیح که سنت بر آن دلالت دارد این است که نمازگزار هرگاه از رکوع بالا آمد دستانش را همان جایی قرار می‌‌دهد که قبل از رکوع قرار می‌‌داد یعنی: دست راستش را بر دست چپش بالای سینه قرار می‌‌‌‌دهد که دلیلش حدیث سهل بن سعد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است: «کان الناس یؤمرون أن یضع الرجل یده الیمنی علی ذراعه الیسری فی الصلاة»[۴](مردم امر می‌‌شدند که شخص در نماز دست راستش را بر ساعد دست چپش قرار دهد. ) این در صحیح بخاری ثابت است و فرموده‌‌اش (در نماز) تمام احوال نماز را شمل می‌شود اما حالت سجود از آن خارج می‌‌شود زیرا دو دست بر روی زمین است؛ همچنین حالت نشستن نیز خارج می‌‌شود، زیرا دو دست بر روی دو ران است، همچنین حالت رکوع نیز خارج می‌‌شود، زیرا دو دست بر روی زانوها است. اما غیر از این‌‌ها دست راست بر روی دست چپ قرار می‌‌گیرد همان طور که این عموم بر آن دلالت دارد. قول راجح در این مسأله همین است.

برخی از علما می‌‌گویند: سنت این است که بعد از رکوع دستانش را بیاندازد اما امام احمد رَحِمَهُ‌الله می‌‌گوید: بین این که دست راستش را بر دست چپش بگذارد یا آن را بیاندازد مخیّر است اما پیروی از آنچه حدیث سهل بن سعد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ بر آن دلالت دارد، بهتر است بدین صورت که دستانش را بعد از رکوع همانند قبل از رکوع قرار دهد.

بحث این نیست که آیا این کار مشروع است یا خیر؟ اما بحث چیزی است که برخی از برادران مجتهد پیرامون این مساله و شبیه این‌‌ها از مسائل اختلافی پیموده‌‌اند، از این جهت که گمان نموده‌‌اند اختلاف در این مساله بزرگ است و بر این مساله ولاء و براء منعقد نموده‌‌اند، تا جایی که بر کسانی که در این امر با آن‌‌ها مخالفت نموده به شدت انکار نموده‌‌اند. و بدون شک این مسلک مخالف مسلک صحابه و آنچه اهل علم گفته‌‌اند است که در مسائلی که محل اجتهاد است بر شخص انکار نمی‌شود، زیرا قول هر کدام از آنان حجتی بر دیگران نیست مگر شخص معصوم که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است.

و به همین دلیل به این مناسبت به برادرانم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن‌‌ها را بر استقامت، رای درست و حرص بر پیروی از سنت موفق گردانیده است، نصیحت می‌‌کنم که این خلاف را سببی برای اختلاف قلوب، چیرگی با زبان بر دیگران، خوردن گوشت مردم و نظرات علما را بر هم کوبیدن قرار ندهند، زیرا این امر شر و فساد بزرگی را با خود به همراه دارد. الحمدلله بسیار خوشحالیم که جوانان در حال روی آوردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ   و استقامت هستند. اما امیدوارم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن‌‌ها را بر حق و پیمودن راه حکمت در آنچه به آن امر و نهی می‌‌کنند و بر اجتناب تندی و شدت هنگام مخالفت با دیگران جمع نماید، زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به نرمی امر نموده و فرمودند: «إن الله رفیق یحب الرفق، و یعطی علی الرفق ما لا یعطی علی العنف»[۵](الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ   مهربان و آسان‌گیر است و نرمی و ملاطفت را دوست دارد و در برابر نرمی و خوش رفتاری چیزهایی را می‌‌دهد که در مقابل تندی و چیزهای دیگر نمی‌‌دهد).

و عنف چه بسا باعث واکنش و عکس العمل از دیگری شود و خود بزرگ بینی او را به گناه بکشاند و از حق به خاطر روش کسانی که به آن دعوت می‌‌دهند، بدش بیاید در حالی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن می‌‌فرماید: {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ }[نحل: ۱۲۵](با حکمت وپند نیکو (مردم را) به راه پروردگارت دعوت نما، و با روشی که نیکوتر است، با آن‌‌ها (بحث و) مناظره کن).

از الله می‌‌خواهیم همه‌‌ی ما را بر حق در قرآن و سنت جمع نماید.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] بخاری: کتاب الصلاة، باب تشبیک الاصابع فی المسجد و غیره، حدیث شماره­ی (۴۸۱). و مسلم: کتاب البر و الصلة و الآداب، باب تراحم المؤمنین و تعاطفهم و تعاضدهم، حدیث شماره­ی (۲۵۸۵).

[۳] ابوداود: کتاب المناسک، باب الصلاة بمنی، شماره­ی (۱۹۶۰).

[۴] تخریج آن گذشت.

[۵] مسلم: کتاب البر و الصلة، باب فضل الرفق، شماره­ی (۲۵۹۳).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم القنوت في صلاة الفجر؟ وإذا قنت الإمام فهل أرفع يدي أم أرسلها؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: القنوت في صلاة الفجر بصفة مستمرة لغير سبب شرعي يقتضيه مخالف لسُنَّة الرسول صلى الله عليه وسلم، فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يكن يَقْنُتُ في صلاة الفجر على وجه مستمر لغير سبب شرعي، والذي ثبت عنه من القنوت في الفرائض أنه كان يقنت في الفرائض عند وجود سببه، وقد ذكر أهل العلم – رحمهم الله – أنه يُقنت في الفرائض إذا نزلت بالمسلمين نازلة تستدعي ذلك، ولا يختص ذلك بصلاة الفجر بل في جميع الصلوات.

ثم اختلفوا هل الذي يقنت الإمام وحده، والمراد بالإمام من له السلطة العليا في الدولة، أو يقنت كل إمام جماعة في مسجد، أو يقنت كل مصل ولو منفردًا؟ فمن أهل العلم من قال: إن القنوت في النوازل خاص بالإمام، أي بذي السلطة العليا بالدولة ؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم هو الذي كان يقنت في مسجده، ولم ينقل أن غيره كان يقنت في الوقت الذي كان النبي صلى الله عليه وسلم يقنت فيه ممن يصلون في مساجدهم.

ومنهم من قال: إنه يَقْنُتُ كل إمام جماعة لأن النبي صلى الله عليه وسلم كان يقنت لأنه إمام المسجد، وقد قال صلى الله عليه وسلم: «صلوا كما رأيتموني أصلي».

ومنهم من قال: إنه يقنت لأن هذا أمر نازل بالمسلمين، «والمؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضا».

على كُلِّ القول الراجح بلا شك أنه لا يقنت في صلاة الفجر بصفة دائمة لغير سبب شرعي، وأن ذلك خلاف هدي النبي صلى الله عليه وسلم، وأما إذا كان هناك سبب فإنه يقنت في جميع الصلوات الخمس على الخلاف الذي أشرت إليه آنفًا.

ولكن القنوت كما قال السائل ليس هو قنوت الوتر: «اللهم اهدنا فيمن هديت»، ولكن القنوت هو الدعاء بما يناسب الحال التي من أجلها شرع القنوت، كما كان ذلك هدي رسول الله صلى الله عليه وسلم.

ثم إن السائل قال: إذا كان الإنسان مأمومًا هل يتابع هذا الإمام، فيرفع يديه ويُؤَمِّنُ معه، أم يرسل يديه على جنبيه ؟ والجواب على ذلك أن نقول: بل يُؤَمِّنُ على دعاء الإمام، ويرفع يديه تبعًا للإمام، وخوفًا من المخالفة.

وقد نص الإمام أحمد رحمه الله على أن الرجل إذا انتم بإمام يقنت في صلاة الفجر فإنه يتابعه، ويُؤَمِّنُ على دعائه، مع أن الإمام أحمد رحمه الله لا يرى مشروعية القنوت في صلاة الفجر في المشهور عنه، لكنه رحمه الله رخص في ذلك خوفًا من الخلاف الذي قد يحدث معه اختلاف القلوب، وهذا هو الذي جاء عن الصحابة رضي الله عنهم، فإن أمير المؤمنين عثمان بن عفان رضي الله عنه في آخر خلافته كان يتم الصلاة في منى في الحج، فأنكر عليه من أنكر من الصحابة، ومع ذلك فإنهم كانوا يتابعونه ويُتِمُّونَ الصلاة، ويذكر عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه أنه قيل له: يا أبا عبد الرحمن كيف تُصَلِّي مع أمير المؤمنين عثمان رضي الله عنه أربعا، ولم يكن النبي صلى الله عليه وسلم، ولا أبو بكر ، ولا عمر يفعلون ذلك؟ فقال: «الخلاف شر».

وبَقِيَ في قول السائل: أو يرسل يديه على فخذيه؟ فإن ظاهر كلامه أنه يظن أن المشروع بعد الرفع من الركوع إرسال اليدين على الفخذين، وهذا وإن قال به من قال من أهل العلم قول مرجوح، والصحيح الذي دلت عليه السُّنَّة: أن المصلي إذا رفع من الركوع فإنه يصنع بيديه كما صنع فيهما قبل الركوع، أي: يضع يده اليمنى على اليسرى فوق الصدر، ودليل ذلك حديث سهل بن سعد رضي الله عنه قال: «كان الناس يؤمرون أن يضع الرجل يده اليمنى على ذراعه اليسرى في الصلاة»، وهذا ثابت في صحيح البخاري، وقوله: في الصلاة، يعم جيمع أحوال الصلاة، لكن يخرج منه حال السجود؛ لأن اليدين على الأرض، وحال الجلوس؛ لأن اليدين على الفخذين، وحال الركوع؛ لأن اليدين على الركبتين، فما عدا ذلك تكون فيه اليد اليمنى على ذراع اليد اليسرى كما يقتضيه هذا العموم، هذا هو القول الراجح في هذه المسألة.

وبعض العلماء قال: إن السُّنَّة أن يرسل يديه بعد الركوع، والإمام أحمد رحمه الله قال: يُخيَّر بين أن يضع يده اليمنى على اليسرى أو يرسلها، لكن اتباع ما يدل عليه حديث سهل ابن سعد رضي الله عنه أولى، وهو: أن يصنع في يديه بعد الركوع ما كان يصنع فيهما قبل الركوع.

وليس الشأن في أن هذا هو المشروع أو ذاك، لكن الشأن ما سلكه بعض الإخوة المجتهدين حول هذه المسألة وأشباهها من مسائل الخلاف، حيث ظنوا أن الخلاف فيها كبير، ورتبوا على ذلك الوَلَاء والبراء، حتى كانوا ينكرون إنكارًا بالغا على من خالفهم في هذا الأمر، ولا شك أن هذا مسلك مخالف لما كان عليه الصحابة رضي الله عنهم، ولما قاله أهل العلم من أن مسائل الاجتهاد التي يسوغ فيها الاجتهاد لا ينكر فيها على المرء؛ لأن قول كل واحد من الناس ليس حجة على الآخرين، إلا المعصوم محمدا صلى الله عليه وسلم.

ولهذا فإني بهذه المناسبة أوجه النصيحة لإخواني الذين وفقهم الله للاستقامة والاتجاه السليم والحرص على اتباع السُّنَّة، ألا يجعلوا من هذا الخلاف سببا لاختلاف القلوب والتسلط بالألسن على غيرهم، وأكل لحوم الناس، وضرب آراء العلماء بعضها ببعض، فإن في ذلك شرا وفسادًا كبيرًا، ونحن والله الحمد مسرورون جدًا بما كان عليه الشباب في الأمة الإسلامية جمعاء من الإقبال إلى الله -عز وجل- والاستقامة، ولكني أرجو الله أن يجمعهم على كلمة الحق، وعلى سلوك الحكمة فيما يأمرون به وينهون عنه، وعلى اجتناب العنف والشدة عند مخالفة الآخرين، فإن النبي صلى الله عليه وسلم أمر بالرفق وقال: «إن الله رفيق يحب الرفق، ويعطي على الرفق ما لا يعطي على العنف».

والعنف ربما يُحْدِثُ ما يسمونه برد الفعل من الجانب الآخر، فتأخذه العزة بالإثم، فيكره الحق من أجل الطريق التي سلكها من يدعو إلى الحق، والله -سبحانه وتعالى- يقول في كتابه: ﴿ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ﴾ [النحل: ١٢٥].

نسأل الله أن يجمع كلمتنا على الحق في كتاب الله وسُنَّةِ رسوله صلى الله عليه وسلم.

مطالب مرتبط:

(۲۴۷۷) محاسبه وقت یک سوم آخر شب با ساعت

هر کسی می­خواهد بداند می­تواند شب را از غروب خورشید تا طلوع فجر به سه قسمت تقسیم نماید و هرگاه دو قسمت اول آن گذشت و آن دو سوم شب است، قسمت سوم آن، یک سوم آخر شب است...

ادامه مطلب …

(۲۴۷۶) وقت سحر کی شروع می‌شود؟

وقت سحر در آخر شب است. اما محاسبه نمودن یک سوم آخر شب بدین صورت است که شب را از غروب خورشید تا طلوع فجر به سه قسمت تقسیم نموده و دو سوم اول آن را حذف می­کنیم و آنچه باقی ماند، یک سوم آخر شب است...

ادامه مطلب …

(۲۴۷۵) منظور از نماز وتر چیست؟

منظور از نماز وتر، نمازی است که به وسیله­ی آن نماز شب با یک یا سه یا هفت یا نه یا یازده رکعت به پایان می­رسد...

ادامه مطلب …

(۲۵۲۲) آیا خواندن قنوت در نماز صبح جایز است یا خیر؟

صحیح این است که خواندن قنوت مشروع نیست مگر برخی اوقات در نماز وتر یا هنگام نوازل - یعنی زمانی که مسلمانان دچار حادثه‌‌ای شوند - سنت است...

ادامه مطلب …

(۲۵۰۶) حکم خواندن نماز شب بعد از وتر

کسی که می‌‌ترسد بلند نشود در اول شب وترش را بخواند تا اینکه وتر از او فوت نشود..

ادامه مطلب …

(۲۴۸۹) آیا وتر قضا می‌شود؟

هرگاه انسان خواب رفت و نماز وتر را نخواند، آن را در روز هنگامی که خورشید بالا رفت قضا می­کند اما آن را به صورت شفع قضا می­کند بدین صورت که...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه